eitaa logo
آستانِ مهر
6.4هزار دنبال‌کننده
9.4هزار عکس
2.5هزار ویدیو
63 فایل
کانال رسمی «فرهنگی خواهران» آستان مقدس حضرت معصومه علیهاالسلام ✔اطلاع رسانی اخبارخواهران حرم Admin: @karimeh_135 @Mehreharam سایت 🌐astanehmehr.amfm.ir اینستاگرام: https://Instagram.com/astanehmehr ایتا: https://eitaa.com/joinchat/3163553795Cd8320e803c
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
💠 ✨اهمیت کنترل زبان 🔻خطرات زبان: امام(عليه السلام) در اين گفتار حكيمانه خود به خطرات زبان اشاره كرده مى فرمايد: «زبان درنده اى است كه اگر رهايش كنى به تو آسيب مى رساند و تو را مى دَرَد»; (اللِّسَانُ سَبُعٌ، إِنْ خُلِّيَ عَنْهُ عَقَرَ). شك نيست كه يكى از بزرگترين افتخارات انسان نطق و بيان است كه به وسيله زبان انجام مى گيرد و به واسطه آن بر تمام جانداران ترجيح دارد به همين دليل خدا در سوره «الرحمن» كه سوره شرح نعمت هاى الهى است بعد از آفرينش انسان به نعمت نطق و بيان اشاره مى كند و مى فرمايد: (الرَّحْمَنُ * عَلَّمَ الْقُرْآنَ * خَلَقَ الاِْنسَانَ * عَلَّمَهُ الْبَيَانَ) و قسمت عمده علوم و دانش ها از طريق زبان از نسلى به نسل بعد منتقل شده و دامنه تمدن انسان را گسترش داده است و اگر زبان نبود انسان همچون حيوانى بود. نعمت ها هر چه بزرگ تر باشد چنانچه از آن به طرز بدى استفاده شود خطراتش عظيم تر است... 📚 شرح پیام امام امیرالمؤمنین علیه السلام ، آیت الله مکارم شیرازی ✅ ادامه دارد... 🔷🔸💠🔸🔷 کانال رسمی «آستانِ مهر» حرم مطهر @astanehmehr
💐همراهان آستانِ مهر به نیابت از شما عزیزان امروز مسیر حرم تا جمکران را قدم برداشتیم و با امام عصر خود تجدید عهد کردیم، باشد که جز یاوران راستین آن حضرت باشیم🤲 🌱🌹🌱🌱🌹🌱 @astanehmehr
6.62M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
برخیز که حجت خدا می آید رحمت زحریم کبریا می آید از گلشن عسگری گذر کن که سحر بوی گل نرگس از فضا می آید ولادت امام زمان(ع) مبارک باد🎊🌹 @astanehmehr
محمدجواد بدجنس که عشق مامان باباش بود شدیدا شیرمیخورد ولی معلوم نبود کجاش ذخیره میشه.بچم هنوز لاغربود و اون لپی که دنبالش بودیم به وقوع نمی پیوست.اون لباس جدید رو تنش کردیم و رفتیم تولد خونوادگی حناکوچولو بچه ی پریسا خواهرشوهرم. توی تولد دلپذیر حناکوچولو بیشتر از اون که سوژه اصلی ماجرابود،این محمدجواد بود که دست بدست میشد و مورد توجه بود. پدر و مادر حنانه یا همون حنا مشغول عکس گرفتن و ژستهای بچشون بودند و من و احسان مامور اهدای فرزندمون به انواع آغوشها بودیم.مامان و بابا هم دعوت بودند. حاج خانم مادر احسان مجددا شروع کرد که جوادی نگو احسان بگو خدایی محمدجواد اصلا شبیه احسان نبود ولی حاج خانم براش لذت بخش بود که در کنار خانواده من این موضوع رو واکاوی کنه.پدرشوهرم حاج اقا همیشه سرش پایین بود و به هر نشانه ای بود یا عادتش بود سرش رو مثل تایید کردن بالا و پایین می برد هرازگاه هم مثل همیشه یکی از سبیلش رو می کند. نگاهی به من کرد و لبخندمهربانی زد .فهمیدم میخواد بگه بگذر.😉 و بابای من ایندفعه یک چیز عجیب رو کرد .با فتوشاپ عکس بچگی خودش و محمدجواد رو کنارهم گذاشته بود و از همه میپرسید توی این عکس کی میتونه محمدجواد رو نشون بده👏😄 بااینکه قابل تشخیص نبود حاج خانم درحالیکه خودش رو باد میزد گفت حمیدآقا واقعا که بچه موندید میخواین چی رو ثابت کنید؟ بابام گفت شباهت من و نوه م حاج خانم گفت نوه بودن که نوه ماست به فامیلی بچه تو شناسنامه ش نگاه کنید اثری از شمانیست الحمدلله باباگفت اتفاقا اونجا اثری هم ازشمانیست همه خندیدند و شوهر پریسا بلند صلوات فرستاد و گفت خب کباب زن لازم دارم کی میاد کمکم بساط منقلش رو توی پشت بام آماده کرده بود و با احسان رفتند سراغ تهیه شام. حنا بادکنکی دست محمدجواد میداد و باهم مشغول بودند. پسر شیرینم چقدر لذت بخش به بادکنک میکوبید و ذوق می کرد.خدایا این دستهای کوچولو رو با چه ظرافتی خلق کردی.قربون انگشتات برم.حاج خانم یواشکی رو به مامانم کرد و گفت خداروشکر این دوتا بچه دار شدند ببین با چه حسرتی داره به بچش نگاه میکنه! مامان مونده بود چی بگه از قیافش معلوم بود که دنبال واژه دردناک میگرده یواشکی یقه حاج خانم رو گرفت گفت چرا دست از سر ما برنمیداری زن.دختر عیب دار بهتون دادم که انقد تیکه میندازی؟داره حسرت میکشه یا داره لذت می بره! و دوباره دستش رو از یقه پیرزن جداکرد. مادر شوهرم از جاش بلندشد و بدون اینکه بزاره کسی از ماجرا بفهمه بچه رو بغل کرد و باخودش برد آشپزخونه پیش پریسا مشخص بود که تن و بدنش میلرزه یکسره میگفت احسان کوچولو اومده عمه جون😞😞 من مثل همیشه خودم رو زدم به ندیدن و نشنیدن و نفهمیدن وقتی شام خوردیم حنا یه شعر خوند و همه براش دست زدیم از کادوهای تولدش خوشش اومده بود و بابای من مثل بچه ها با حنا و اسباب بازیهاش بازی می کرد. مادر احسان که درست نمیشد اشاره کرد نفرمودم گفتم که حمیداقا بچه موندن!😬 بابا گفت بچه منم بچه تویی بچه میان بچه ها بزرگ و کامل بشود رشد کند مرد شود زن بشود انچه شود این بشود عیارما محک شود حاج خانم گفت خب بقیش؟ باباگفت تمام شد دیگه واقعا مفهومش رو متوجه نشدین؟ حاج خانم گفت خب عیارما محک شود که چی؟ باباگفت حاج خانم اگه راست میگین دال بدین حاج خانم گفت استغفرالله خلاصه اونشب گذشت اما نه با این ماجرا ما بعد از جشن تولد و مهمانی رفتیم خونه.سر پیچ پردیسان بودیم که احساس کردم محمدجواد داغه.به احسان گفتم داغه نگاه کرد و گفت اره ولی انشالله چیزی نیست رسیدیم خونه بعد از یکساعت که شیرش دادم نخوابید مثل همیشه. من هم بیدار بودم.انگار داغتر شده بود نمیدونستم چکار کنم. گفتم پس صبح میبریمش دکتر.اما یکساعت بعد خیلی داغ شد.نازش کردم فایده نداشت.کار بجایی کشید که شدیدا داغ شد و استرس شدیدی گرفتم.احسان خواب بود دلم نمی اومد بیدارش کنم. سرچ کردم موقع تب چکار میشه کرد دیدم باید لباسش رو کم کنم.دکمه های لباس رو باز کردم. حتی پارچه خیس که دلم نمی اومد رو گذاشتم روی گردن و سینه ش.توی سرچم نوشته بود روی پیشونیش اگه بزارم سردرد میشه دلم برای بچم میسوخت راستی اگه سردرد میشد این بی زبون چجوری بما میتونست بگه؟ ✍مطهره پیوسته 🎊🎈🎊🎈🎊🎈🎊 @astanehmehr
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
🍃 سلام آقا. عیدتان مبارک 🌹 عید میلاد همان گلی که تمام جهان را عطرش برداشته! همان موعودی که چشم به راه او بودن، از محکم‌ترین عقاید ماست. این روزها، حرم خواهرتان، شلوغ است، میزبان مهمان‌هایی از سراسر دنیاست. با این شلوغی‌ها اما سر قرار هفتگی‌مان با شما هستیم. 🌺 دلمان عیدی هم می‌خواهد! شمایید و حضرت کریمه و هر چه کرمتان است! ✋🏻 السلام علیک ای امام رضا ای پدر بزرگوار حضرت موعود 🔷🔸💠🔸🔷 @astanehmehr | «آستانِ مهر»
ستاره‌ای بدرخشیدُ ماه مجلس شد تمام هستی زهرا نصیب نرجس شد 〰️⚜〰️⚜〰️⚜〰️ @astanehmehr
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
دنیا میچرخه تا دقیقا توی موقعیتی قرار بگیری که بقیه رو قضاوت ناحق کردی... ჻ᭂ࿐✰🌸჻ᭂ࿐✰
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا