هدایت شده از 𝑾𝒉𝒊𝒔𝒑𝒆𝒓 𝒐𝒇 𝒕𝒉𝒆 𝑨𝒃𝒚𝒔𝒔 ⭑
990.9K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چیزم بود اون ران و ریندو؟
اگر میخواهید من رو همیشه آروم و غیر عصبی ببینید صبحا بیدارم نکنید.
پارت نه
*به مرد غریبه نگاه میکنند و چیزی نمیگویند.*
-زبونتون رو گربه خورده؟ هرچند من این سکوت رو دوست دارم.
استین:-تو....منظورت.....کی.....
-ساکت باش. من ماتیاس هستم. و فکر کنم قراره شما موش کوچولو ها باهام بیاین.
سایتو:-میدونی که این طرز حرف زدن جالب نیست؟
ماتیاس:-اوه. متاسفم، کوچولوی عصبی. (مکث میکند.) آرتیوم، چرا به اونا در مورد بمب دروغ گفتی؟
آرتیوم:-تو هیچی از من نمیدونی، اگر هم بگم قرار نیست بفهمی چرا.
ماتیاس:-حتی اگر من براتون اون خواب رو شبیه سازی کرده باشم؟
سایتو:-اون خواب؟
آنها به وضوح میدانند که منظور او کدام خواب است، اما نمیخواهند به روی خودشان بیاورند. سکوتی در میان آنها شکل میگیرد.
استین:-تو واقعا کی هستی؟
ماتیاس:- من یه فرشته ی بدون بال هستم.
شاید شخص دیگری بود با ماتیاس نمیرفت. اما آنها فکر این را هم نمیکنند. برایشان واضح است که میروند؛ کنجکاوی. وقتی که سکوت میکنند، ماتیاس این را به نشانه ی پیروزی میگیرد و به سمت ماشینش میرود. آنها هم دنبالش او سوار ماشین میشوند.
استین:-همیشه آنقدر ماشینت بوی قهوه میده؟
ماتیاس:-شاید.
سایتو:-این باعث میشه دلم بخواد.
آرتیوم:-منم.
آنها همگی، افرادی عجیب بودند. و همین باعث میشود به طرز جالبی با هم کنار بیایند. چیزی در مورد کامل کردن شنیده اید؟
قرص ماه کامل نبود، اما خیلی چشمگیر بود. ماتیاس گوشه ای می ایستد.
-بهتره یکم بخوابیم.
تایید میکنند. همگی خسته بودند.