بازی اول
بچه ها در دو صف روبروی هم میاستند و این شعر را میخوانند بعد از پایان شعر جایشان
را با هم عوض میکنند:
«الکی، دولکی، چرخ و فلکی
دست دست دست( دست ها را بهم میزنند)
پا پا پا ( پاها را به زمین می کوبند)
جاها عوض بچه ها » 1
بازی دوم:
همه دست یکدیگر را میگیرند و در حالی که چرخ میزنند میخوانند:
« ما گلیم ما سنبلیم
ما بچه های بلبلیم
باز میشیم (از هم فاصله میگیرند و دایره بدون جدا شدن دستها بزرگ میشود)
بسته میشیم( به هم نزدیک میشوند )
اگر به ما آب نرسه
اینجوری میشیم(گردنها کج میشود به یک سمت و با سه ضرب دست میزنند)2
اینجوری میشیم(گردن به سمت مخالف کج شده و سه ضرب دست میزنند)
اگر به ما نان نرسه
اینجوری میشیم( زانوها خم میشود و روی ران سه ضرب میزنند)
اینجوری میشیم( زانوها خم میشود و روی ران سه ضرب میزنند)
خشک میشیم میافتیم زمین(روی زمین دراز میکشند) 3
بازی سوم:
تاپ تاپ خمیر شیشه و پنیر دست کی بالا؟؟
...(نام یک فرد)
اونوقت کسی که نامش برده میشه باید دستش رو بالا ببره 4
🔰و همچنین بازی های عروسکی از عروسک های دستکشی استفاده کنید و مربی بنا به خلاقیت قصه گویی.و کلامی خود میتونه ساعتی بچه ها رو با همان عروسک ها بخندونه و سرگرم کنه
#بازی_کلاسی
#بازی
#مسابقه
@atashbe_ekhtear
#مسابقه
#طرح_سوم
تکرار جملات : تو این بازی ، عباراتی که واجآرایی دارن ، بیان میشه و فرد باید تکرارشون کنه و وقتی اشتباه تکرار میکنه باعث خنده میشه ..
عبارات :
پنج بار بگو :
دستم در دبه بود دبه درش دستم بود !
3 بار بگو :
ﯾﻪ ﯾﻮﯾﻮﯼِ ﯾﻪ ﯾﻮﺭﻭﯾﯽ
5 بار بگو :
لای رولت رنده ی لیمو رفته
این جمله رو اگه 2 بار هم بتونی بگی هنر کردی ! :
چه ژست زشتی
3 بار تکرار کن :
دل به دلت دله این دله دل مرده بده بده دل که بد آورده
5 بار سریع بگو :
سه دزد رفتن به بز دزدی ُ یه دزد یه بز دزدید یه دزد دو بز دزدید
3 بار بگو :
سه سیر سرشیر سه شیشه شیر!
3 مرتبه تکرار کن :
لیره رو لوله لوله رو لیره
این جمله رو 5 بار تکرار کن :
ششلیک شنسل شنسل ششلیک
3 بار پشت سر هم بگو :
سپر عقب ماشین جلویی زد به سپر جلو ماشین عقبی
سری دوم:
این جمله رو 5 بار تکرار کن :
کانال کولر تالار تونل
جمله سخت زیر رو 5 بار تکرار کن
قوری گل قرمزی
5 بار سریع بگو :
افسر ارشد ارتش اتریش
5 بار بگو :
اگزیستانسیالیسم !
7 بار بگو :
شست ، سشوار کرد
پنج بار تکرار کن :
شیخ شمس علی در شمس آباد
سه بار سریع بگو :
6 سیخ جیگر سیخی 6 هزار
3 مرتبه سریع بگو :
تاجر تو چه تجارت می کنی ، تو را چه که چه تجارت می کنم؟
هقت بار سریع بگو :
لورل روی ریل راه میرفت
سه بار تکرار جمله سخت :
دختر، خر، ما تو دخل و خرج خیط کاشته بود
سری سوم
تکرار جملات سخت
حتما تا حالا فهمیدید که این کار چقدر میتونه بقیه رو بخنودنه
پس این موارد رو هم تجربه کنید
جمله زیر رو 3 بار تکرار کن :
انگور انبه ازگیل اورانگوتان
سین و شینت نزنه ایشالا 5 بار بگو :
سه سیخ سوشی ، سیخی شیش هزار
سریع 5 بار بگو :
زیرۀ ریزه میزه از زیر میز می ریزه
زود ، تند ، سریع 3 بار بگو :
غولارو با قند گول می زنیم
7 بار زود بگو :
ریش شیری سیبیل شیری ، سیبیل شیری ریش شیری
3 بار سریع بگو :
این باد چه بد باد بدی بود که من باد به بد بادی این باد دگر باد ندیدم
5 بار تکرار کن :
به نام وجودی که وجودم از وجود پر وجودش بوجود آمده است.
#بازی
#مسابقه
@atashbe_ekhtear
« این بسیجى ها امانتى الهى هستند که باید قدرشان را بدانیم و تمام سعى خود را در حفظ آنها بکار بریم. این بسیجى است که جنگ را اداره مى کند. تا زمانى که نیروى ایمان در آنها وجود دارد، جنگ به پیروزى مى انجامد.»
شهیدباقرى همواره به دوستانش مى گفت:
« تا خالص نشوى خدا ترا برنمى گزیند. لذا باید سعى کنیم که خداوند عاشقمان بشود تا ما را ببرد.
#شهید_حسن_باقری
#محتوا
#تبلیغ
@atashbe_ekhtear
ویژگی های برجسته شهید
اتکال شهید باقری به خداوند تبارک و تعالی بسیار بالا بود و در سایه این توکل، اطمینان و استقامت عجیب وی بخوبی مشهود بود و در سختترین شرایط و حساسترین موقعیتها ضمن حفظ صبر و آرامش و خونسردی، با تدبیر عمل میکرد.
او عشق و علاقه عجیبی به اهل بیت(علیهم السّلام) و آقا امام زمان(عج) و امام خمینی(رحمت الله علیه) داشت.
شهید باقری بیریا و بیتکلف در مصائب امام حسین(علیه السّلام) میگریست و علاقه فراوان و مستمر به مطالعه کتاب ارشاد شیخ مفید و مقتلهای حادثه کربلا داشت.
استعداد و خلاقیت شهید باقری با توجه به کمی سن و تجربه وی، بسیار قابل توجه و مورد تحسین بود.
یکی از نیروهای رده بالای سپاه (و با سابقه در جنگ) چنین میگوید:
« با اینکه من دو سال از او بزرگتر بودم ولی به جرات میتوانم بگویم افکار او دو سال از من بالاتر بود. شهید باقری همواره با هوشمندی و ذکاوت خویش شرایط رزمی و عملیاتی را پیشبینی و تحلیل میکرد و در کنار آن با قدرت بالای فکری، راههای کار و طرحریزی عملیاتی خود را ارائه مینمود و بدون هراس از مشکلات، به فعالیت و تلاش در این زمینه میپرداخت. هرگز نسبت به دشمن اظهار عجز و ناتوانی نداشت، بلکه همواره نسبت به برتری نیروهای خودی بردشمن با اطمینان صحبت میکرد.
قاطعیت و قدرت تصمیمگیری شهید باقری به عنوان یک فرمانده لایق و موفق چشمگیر بود و در مراحل بحرانی و شرایط سخت با جرات کامل ضمن حفظ آرامش و خونسردی، نظر لازم و موثر را ارائه و در این باره تصمیمگیری میکرد.
یکی از فرماندهان نظامی ارتش که با وی همکاری مشترک داشت میگوید:
در مرحلهای از عملیات بیتالمقدس یکی از یگانها در شرایط سختی در مقابل پاتک دشمن قرار گرفته بود که فرمانده آن واحد در تماس اعلام کرد در صورت مقاومت، احتمالاً تلفات بیشتری خواهیم داشت.
شهید باقری در پاسخ گفت:
در مقابل دشمن باید مقاومت کنید و مسئولیت تلفات را هم من به گردن میگیرم.
کادرسازی و تربیت نیرو از خصوصیات بسیار بارز شهید باقری بود. اهتمام زیادی به رشد و ارتقای همراهان و همکاران خود داشت. در تربیت کادرهای واحد اطلاعات و عملیات بسیار پرتلاش بود و در این زمینه آموزشهای نظری و عملی را توام میکرد. بیش از سه دوره آموزش فشرده ۳۰ تا ۴۰ نفره برگزار کرد که بعدها این برادران در واحد اطلاعات – عملیات تیپها مسئولیتهای مهمی را عهدهدار شدند.
شجاعت و شهامت شهید باقری بسیار بالا و قابل توجه بود. او با توجه به اینکه یک مسئول رده بالای نظامی بود، ولی همراه عناصر اطلاعاتی در شناساییها شرکت میکرد. در صحنههای رزم و در خطوط مقدم جبهه و در بعضی از موارد نیز در پشت خط دشمن حضور مییافت و حتی در هدایت گروهانها و گردانهای رزمی مستقیماً وارد عمل میشد.
این شهامت در کلام وگفتار وی نیز تاثیر داشت. با تواضع، آنچه را صحیح میدانست بیان میکرد و از نظرات خود دفاع مینمود.
از قدرت بیان و استدلال برخوردار بود و همواره مخاطب خود را تحت تاثیر قرار داده و به تحسین وا میداشت.
تواضع و فروتنی شهید باقری – با داشتن مسئولیتهای مهم و اساسی در جنگ – بسیار محسوس بود و هرگز تحت تاثیر القاب و عناوین مسئولیتی قرار نمیگرفت.
رفتار مهربان او با همه (خصوصاً زیردستان) به گونهای بود که علاقه متقابل نسبت به وی را در آنان ایجاد میکرد.
تا مدتها همسرش نمیدانست که او در جبهه مسئولیت دارد و فرمانده است، در پاسخ به این سئوال که در جبهه چه میکند، میگفت: من سقای بچههای بسیجیام.
فرازهایى از خاطرات همرزمان شهید
– پس از عملیات امام مهدى (عج) نگاهم به شخصى افتاد که سطلى به دست گرفته بود و فشنگهاى روى زمین را جمع مى کرد. این شخص کسى نبود جز برادر باقرى که مى گفت:
« اینها حیف است و باید از آن استفاده کرد.»
– وقتى راجع به عملیات یا مسائل کارى انتقاد مى کردیم با مهربانى مى گفت:
« بسیار خوب، حالا شما بیایید و کار را دست بگیرید و درست کنید، چه فرقى مى کند.»
– در عملیات بیت المقدس وقتى یکى از تیپها در وضعیت دشوارى قرار گرفته بود، فرمانده آن در اثر فشار مشکلات مى گوید: «مگر بالاتر از سیاهى هم رنگى هست؟» شهیدباقرى پاسخ مى دهد:
«آرى، بالاتر از سیاهى، سرخى خون شهید است که روى زمین مى ریزد، قوه محرکه شما خون شهدا است.»
– پس از فتح خرمشهر بارها تذکر مى داد:
« برادران! مبادا غرور این پیروزیها شما را بگیرد، خودتان را گم نکنید، فکر نکنید ما این کار را کرده ایم، همه اش خواست خدا بوده است.»
– حساسیت عجیبى به انتقال شهدا و مجروحین داشت و مى گفت:
« ما جواب خانواده اى را که جنازه شهیدش روى زمین مانده چه بدهیم؟!»
سرانجام در اثر این تأکیدها و ضرورت مدنظر قرار دادن حقوق شهدا، مسوول تعاون قرارگاه نیز شهید شد.
– وقتى در ارتباط با جریانات سیاسى از وى مى پرسیدند در چه خطى هستى؟ مى گفت:
«ما در خط ثواب هستیم.»
شهیدباقرى در مورد نیروهاى بسیجى مى گفت: