#طرح_کلی_اندیشه_اسلامی_در_قرآن
🔰نشانه های تقوا(بخش اول)
1⃣ انفاق
باتقوایان چه کسانی هستند؟
[الَّذِینَ ینْفِقُونَ فِی السَّرَّاءِ وَ الضَّرَّاءِ] ۱- آن کسانی که انفاق میکنند در خوشی و ناخوشی. یک شرط باتقوا بودن، انفاق کردن است. انفاق را هم باز چند بار تا حالا معنا کردم. عیبی ندارد اینها را تکرار کنیم. چون اینها حرفهایی است که غالباً تازه تازه به گوش شما می رسد، هر چه تکرار بشود، بیشتر در دل می ماند و چه بهتر.
💢انفاق با خرج کردن فرق دارد. خرج کردن یعنی اینکه انسان یک پولی را خرج کند. انفاق خرج کردن است، اما نه هر خرج کردنی. انفاق آن خرج کردنی را میگویند که با آن، یک خلائی پر بشود، یک نیاز راستینی برآورده بشود. کجایند آن کسانی که میلیونها خرج میکنند، به ظاهر هم برای کارهای نیک خرج میکنند؛ تا از زبان قرآن به آنها بگوییم که بدبخت ترین مردماند، زیرا کارشان انفاق نیست. [قُلْ هَلْ نُنَبِّئُکُمْ بِالْأَخْسَرِینَ أَعْمَالاً * الَّذِینَ ضَلَّ سَعْیهُمْ فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ هُمْ یحْسَبُونَ أَنَّهُمْ یحْسِنُونَ صُنْعاً] ٢- این پول
هایی که خرج می شود، این زر و زیورهایی که بر پیکر گرسنه یک عده مردم آویخته میشود، این پیرایه های زیادی و دروغین؛ اینها انفاق نیست، چرا؟ چون خلائی را پر نمیکند.
⬅️آقا اگر این پنج زار را شما دادید به کسی که صد تا پنج زاری و یک تومانی در جیبش هست؛ صدتای دیگر هم می تواند فراهم کند. این انفاق نیست؛ اگر دادی به أن آدمی که منتظر یک پنج زاری است تا یک نان سنگگ بخرد و شکم خودش را پر کند؛ این انفاق است. البته نخواستم این جمله را بگویم؛ آقایان بروند هی پنج زاری بدهند به گرسنه ها و گداها که شکمشان را پر کنند؛ نه.
💢گاهی پر کردن شکم گرسنه هم انفاق نیست، در یک شرایطی اینجوری است. در آن شرایطی که فقر و گرسنگی مانند گیاه هرزه ای، بی حساب دارد بر روی زمین ها می روید، آنجا پر کردن شکم یک گرسنه؛ مثل قیچی کردن پیکره بالای یک دانه علف هرزه است. در صحرا علف هرزه چقدر قیمت دارد؟ بالاخره از جلوی چشم، یک گیاه هرزه کم می شود، اما چقدر این کار اساسی است؟ چقدر جالب است این کار؟ خیلی کم و ناچیز.
💢بنابراین انفاق آن چیزی است که یک خلائی را پر میکند. یک نیازی را برآورده می کند. آن ملتی که امروز به یک چیزی احتیاج دارد؛ مانند آب و هوا؛ اگر در غیر آن چیز؛ به آن ملت کمک کردی؛ اینجا انفاق نکردی. پول حرام کردن را انجام دادی. پس انفاق کار هر کس نیست؛ انفاق کار مردمان باهوش است. آنهایی که خلأها و نیازها را می فهمند و حاضر میشوند به جا آن خلأها و نیازها را پر کنند. انفاق خیلی مهم است.[الذین یتفقون فی السراء و الضراء] یکی از نشانه های باتقواها این است. انفاق میکنند در خوشی و ناخوشی.
________________
۱-سوره مبارکه آل عمران آیات ۱٣۴ تا ۱٣۶
٢-سوره مبارکه کهف آیات ۱۰٣ و ۱۰۴
[بگو آیا شما را از زیانکارترینِ مردم آگاه گردانیم؟ آنان کسانی هستند که کوشش ایشان در زندگی دنیا به هدر رفته و خود میپندارند کار خوب انجام می دهند]
________________
✍برجسته ترین متفکر جهان معاصر #استاد_سید_علی_خامنه_ای (حفظه الله تعالی)
#طرح_کلی_اندیشه_اسلامی_در_قرآن
🔰نشانه های تقوا (بخش دوم)
🔻٢- کظم غیظ
🔹 "وَ الْکَاظِمِینَ الْغَیظَ" فروبرندگان خشم یعنی چه؟ یعنی بر اساس احساسات کار
نمیکنند، همه جا عقل؛ اما گاهی عقل هم با خشمهای درست همراه است.
🔹نمی بینید در قرآن میگوید:
"أَشِدَّاءُ عَلَی الْکُفَّارِ رُحَمَاءُ بَینَهُم" اینی که میگویند "وَالْکَاظِمِینَ الْغَیظ" معنایش این نیست که شماخیال کنید میخواهیم بگوییم خشم یک ملت، خشم یک انسان، خشم یک جامعه، علیه آن کسانی که باید بر آنان خشم گرفت، نیست و نابود باد، نه.
🔹قرآن هم نمی گوید که این خشمها را فروبخورید، می گوید بر اساس خشم، کاری انجام ندهید. کظم کنندگان، فروبرندگان؛نه فراموش کنندگان. فروبرندگان غیظ و خشم؛ که وقتی خشم فرونشست، انسان میتواند باعقل، با درک، آنچه را که شایسته است انجام بدهد.
🔻٣- چشم پوشی از خطای مردم
🔹"وَ الْعَافِینَ عَنِ النَّاسِ" گذرندگان از اشتباهات مردم، عفو کنندگان از خطاهای مردم. از گناهان مردم، از لغزشهای مردم باید گذشت، باید صرف نظر کرد.
🔹 از آن گناهی نباید صرف نظر کرد که لغزش نبوده است. خدا هم از یک چنین گناهی مشکل صرف نظر بکند. از آن عمل خلافی نباید صرف نظر کرد که از روی تعمد و عناد انجام گرفته است. اما لغزشها، قصورها که در کار عامه مردم فراوان هست، قابل گذشتن و عفو کردن است. "وَاللَّهُ یحِبُّ الْمُحْسِنِین"َ خدا دوست میدارد مردمان احسان کننده را.
_______________
✍برجسته ترین متفکر جهان معاصر #استاد_سید_علی_خامنه_ای (حفظه الله تعالی)