🔴 #رمزگشایی از نابلدی روحانی
🔸صحبتهای دو روز اخیر روحانی رئیس جمهوری بسیار غیرعادی است. از حمله به شورای نگهبان تا بازی غیرصادقانه با افکار عمومی.
این سخنان حاوی نکاتی است:
🔺۱. ایده مرکزی روحانی نگاه به غرب و مذاکره و تعامل بود. پس از حدود هفت سال این واقعیت روشن شده است که این ایده نه در حوزه خارجی دستاوردی داشته و نه در حوزه داخلی بخصوص حل مشکلات افتصادی.
حال که ناتوانی فکری و اجرایی او برای عموم مردم و حتی سختترین هوادارانش آشکار شده است با ژست طلبکارانه، فرار به جلو را آغاز کرده است و مغالطههای جدید ابداع میکند.
🔺۲. سخن امروز او که "من #بلد_نیستم کاری به دنیا نداشته باشم و برای حل مشکلات فقط به داخل نگاه کنم" گونهای آشکار از فریب در گفتار است:
▪️اولا؛ فرببکارانه به مخاطب القاء میکند که دست من برای تعامل با دنیا بسته است.
▪️ثانیا؛ علیرغم شکست در تعامل با غرب، همچنان افکار عمومی را فریب میدهد که راه حل مشکلات در خارج است.
▪️ثالثا؛ تعاملگرایی حداکثری روحانی در طول شش سال گذشته با هزینه برخی از مزیتهای راهبردی کشور انجام شد و محصول آن فشار حداکثری آمریکا و همراهی اروپا با این سیاست شد. اتفاقا ما هم معتقدیم آقای روحانی اول چشم خود را به این واقعیات در دنیا باز کند و سپس متناسب با این سطح از دشمنی غرب، اقتصاد داخلی را مقاوم سازی کند.
🔺۳. اما واقعیت چیست؟
▪️الف. جمله #من_بلد نیستم، روحانی جملهای ماندگار از زبان تمام غربگرایان تاریخ ایران است. این یک اعتراف تاریخی است که #غربگرایان بهجز وابستگی کامل، راه حلی درونزا برای حل مشکلات ندارند. این افراد اعتقاد عملی به اقتصاد منهای نفت و اصلاح بنیادین اقتصاد کشور ندارند.
▪️ب. واقعیتهایی همانند برجام و اخیرا مکانیزم ماشه، نشان داد که نگرانی #دلواپسان و دغدغهمندان در هفت سال گذشته کاملا درست بوده است و پایان این غربگرایی، یا ذلت است یا بازگشت به گام اول با دستاورد #هیچ!!
▪️ج. نابلدی روحانی، به معنای نبود راه حل نیست بلکه به معنای عدم اعتقاد این جماعت به توان داخلی و ظرفیتهای نامحدود ملی است. اساسا این تفکر تنها توانایی اجراییسازی توسعه وابسته به غرب را دارند که در حقیقت یک پیشرفت صوری و ظاهری است و با پیشرفت حقیقی فاصله دارد. خام فروشی نفت و صنعت مونتاژی که هنر خاصی ندارد. هنر آن است که در شرایط تحریم، این تهدید را به فرصت تبدیل کنیم و اقتصاد دانش بنیان را اجرایی کنیم.
▪️د. اساسا مگر کسی بهدنبال عدم تعامل با دنیاست؟ بلکه اصل انتقاد این است که کل #اقتصاد_کشور را معلق نگهداشتن و گرهزدن به چند کشور معدود نه عقلانی است و نه گرهگشا. الان دیگر متاسفانه ثابت شده دولت پلن B نداشته است.
▪️ه. نهایتا نمیتوان در یک سخنرانی هم به آمریکا و اروپا حمله کرد و هم شورای نگهبان را نوازش!! کرد. این یعنی #بنبستنمایی در تمام عرصهها و فرار از #زنگ_حساب!!!
📚 کانال تبیین
🔴 #رمزگشایی از نابلدی روحانی
🔸صحبتهای دو روز اخیر روحانی رئیس جمهوری بسیار غیرعادی است. از حمله به شورای نگهبان تا بازی غیرصادقانه با افکار عمومی.
این سخنان حاوی نکاتی است:
🔺۱. ایده مرکزی روحانی نگاه به غرب و مذاکره و تعامل بود. پس از حدود هفت سال این واقعیت روشن شده است که این ایده نه در حوزه خارجی دستاوردی داشته و نه در حوزه داخلی بخصوص حل مشکلات افتصادی.
حال که ناتوانی فکری و اجرایی او برای عموم مردم و حتی سختترین هوادارانش آشکار شده است با ژست طلبکارانه، فرار به جلو را آغاز کرده است و مغالطههای جدید ابداع میکند.
🔺۲. سخن امروز او که "من #بلد_نیستم کاری به دنیا نداشته باشم و برای حل مشکلات فقط به داخل نگاه کنم" گونهای آشکار از فریب در گفتار است:
▪️اولا؛ فرببکارانه به مخاطب القاء میکند که دست من برای تعامل با دنیا بسته است.
▪️ثانیا؛ علیرغم شکست در تعامل با غرب، همچنان افکار عمومی را فریب میدهد که راه حل مشکلات در خارج است.
▪️ثالثا؛ تعاملگرایی حداکثری روحانی در طول شش سال گذشته با هزینه برخی از مزیتهای راهبردی کشور انجام شد و محصول آن فشار حداکثری آمریکا و همراهی اروپا با این سیاست شد. اتفاقا ما هم معتقدیم آقای روحانی اول چشم خود را به این واقعیات در دنیا باز کند و سپس متناسب با این سطح از دشمنی غرب، اقتصاد داخلی را مقاوم سازی کند.
🔺۳. اما واقعیت چیست؟
▪️الف. جمله #من_بلد نیستم، روحانی جملهای ماندگار از زبان تمام غربگرایان تاریخ ایران است. این یک اعتراف تاریخی است که #غربگرایان بهجز وابستگی کامل، راه حلی درونزا برای حل مشکلات ندارند. این افراد اعتقاد عملی به اقتصاد منهای نفت و اصلاح بنیادین اقتصاد کشور ندارند.
▪️ب. واقعیتهایی همانند برجام و اخیرا مکانیزم ماشه، نشان داد که نگرانی #دلواپسان و دغدغهمندان در هفت سال گذشته کاملا درست بوده است و پایان این غربگرایی، یا ذلت است یا بازگشت به گام اول با دستاورد #هیچ!!
▪️ج. نابلدی روحانی، به معنای نبود راه حل نیست بلکه به معنای عدم اعتقاد این جماعت به توان داخلی و ظرفیتهای نامحدود ملی است. اساسا این تفکر تنها توانایی اجراییسازی توسعه وابسته به غرب را دارند که در حقیقت یک پیشرفت صوری و ظاهری است و با پیشرفت حقیقی فاصله دارد. خام فروشی نفت و صنعت مونتاژی که هنر خاصی ندارد. هنر آن است که در شرایط تحریم، این تهدید را به فرصت تبدیل کنیم و اقتصاد دانش بنیان را اجرایی کنیم.
▪️د. اساسا مگر کسی بهدنبال عدم تعامل با دنیاست؟ بلکه اصل انتقاد این است که کل #اقتصاد_کشور را معلق نگهداشتن و گرهزدن به چند کشور معدود نه عقلانی است و نه گرهگشا. الان دیگر متاسفانه ثابت شده دولت پلن B نداشته است.
▪️ه. نهایتا نمیتوان در یک سخنرانی هم به آمریکا و اروپا حمله کرد و هم شورای نگهبان را نوازش!! کرد. این یعنی #بنبستنمایی در تمام عرصهها و فرار از #زنگ_حساب!!!
🌺
سدره المنتهی:
تحلیلی مهم برای تبیین
🔴 #رمزگشایی از نابلدی روحانی
🔸🔹صحبتهای دو روز اخیر روحانی رئیس جمهوری بسیار غیرعادی است. از حمله به شورای نگهبان تا بازی غیرصادقانه با افکار عمومی.
این سخنان حاوی نکاتی است:
1⃣ایده مرکزی روحانی نگاه به غرب و مذاکره و تعامل بود. پس از حدود هفت سال این واقعیت روشن شده است که این ایده نه در حوزه خارجی دستاوردی داشته و نه در حوزه داخلی بخصوص حل مشکلات افتصادی.
حال که ناتوانی فکری و اجرایی او برای عموم مردم و حتی سختترین هوادارانش آشکار شده است با ژست طلبکارانه، فرار به جلو را آغاز کرده است و مغالطههای جدید ابداع میکند.
2⃣سخن امروز او که "من #بلد_نیستم کاری به دنیا نداشته باشم و برای حل مشکلات فقط به داخل نگاه کنم" گونهای آشکار از فریب در گفتار است:
♦️اولا؛ فرببکارانه به مخاطب القاء میکند که دست من برای تعامل با دنیا بسته است.
♦️ثانیا؛ علیرغم شکست در تعامل با غرب، همچنان افکار عمومی را فریب میدهد که راه حل مشکلات در خارج است.
♦️ثالثا؛ تعاملگرایی حداکثری روحانی در طول شش سال گذشته با هزینه برخی از مزیتهای راهبردی کشور انجام شد و محصول آن فشار حداکثری آمریکا و همراهی اروپا با این سیاست شد. اتفاقا ما هم معتقدیم آقای روحانی اول چشم خود را به این واقعیات در دنیا باز کند و سپس متناسب با این سطح از دشمنی غرب، اقتصاد داخلی را مقاوم سازی کند.
3⃣اما واقعیت چیست؟
♦️الف. جمله #من_بلد نیستم، روحانی جملهای ماندگار از زبان تمام غربگرایان تاریخ ایران است. این یک اعتراف تاریخی است که #غربگرایان بهجز وابستگی کامل، راه حلی درونزا برای حل مشکلات ندارند. این افراد اعتقاد عملی به اقتصاد منهای نفت و اصلاح بنیادین اقتصاد کشور ندارند.
♦️ب. واقعیتهایی همانند برجام و اخیرا مکانیزم ماشه، نشان داد که نگرانی #دلواپسان و دغدغهمندان در هفت سال گذشته کاملا درست بوده است و پایان این غربگرایی، یا ذلت است یا بازگشت به گام اول با دستاورد #هیچ!!
♦️ج. نابلدی روحانی، به معنای نبود راه حل نیست بلکه به معنای عدم اعتقاد این جماعت به توان داخلی و ظرفیتهای نامحدود ملی است. اساسا این تفکر تنها توانایی اجراییسازی توسعه وابسته به غرب را دارند که در حقیقت یک پیشرفت صوری و ظاهری است و با پیشرفت حقیقی فاصله دارد. خام فروشی نفت و صنعت مونتاژی که هنر خاصی ندارد. هنر آن است که در شرایط تحریم، این تهدید را به فرصت تبدیل کنیم و اقتصاد دانش بنیان را اجرایی کنیم.
♦️د. اساسا مگر کسی بهدنبال عدم تعامل با دنیاست؟ بلکه اصل انتقاد این است که کل #اقتصاد_کشور را معلق نگهداشتن و گرهزدن به چند کشور معدود نه عقلانی است و نه گرهگشا. الان دیگر متاسفانه ثابت شده دولت پلن B نداشته است.
♦️ه. نهایتا نمیتوان در یک سخنرانی هم به آمریکا و اروپا حمله کرد و هم شورای نگهبان را نوازش!! کرد. این یعنی #بنبستنمایی در تمام عرصهها و فرار از #زنگ_حساب!!!/ تبیین
🇮🇷 اساتید انقلابی
⛔️ رمزگشایی از نابلدی روحانی
🔸صحبتهای دو روز اخیر روحانی رئیس جمهوری بسیار غیرعادی است. از حمله به شورای نگهبان تا بازی غیرصادقانه با افکار عمومی.
این سخنان حاوی نکاتی است:
1⃣ ایده مرکزی روحانی نگاه به غرب و مذاکره و تعامل بود. پس از حدود هفت سال این واقعیت روشن شده است که این ایده نه در حوزه خارجی دستاوردی داشته و نه در حوزه داخلی بخصوص حل مشکلات افتصادی.
حال که ناتوانی فکری و اجرایی او برای عموم مردم و حتی سختترین هوادارانش آشکار شده است با ژست طلبکارانه، فرار به جلو را آغاز کرده است و مغالطههای جدید ابداع میکند.
2⃣ سخن امروز او که "من #بلد_نیستم کاری به دنیا نداشته باشم و برای حل مشکلات فقط به داخل نگاه کنم" گونهای آشکار از فریب در گفتار است:
▪️اولا؛ فرببکارانه به مخاطب القاء میکند که دست من برای تعامل با دنیا بسته است.
▪️ثانیا؛ علیرغم شکست در تعامل با غرب، همچنان افکار عمومی را فریب میدهد که راه حل مشکلات در خارج است.
▪️ثالثا؛ تعاملگرایی حداکثری روحانی در طول شش سال گذشته با هزینه برخی از مزیتهای راهبردی کشور انجام شد و محصول آن فشار حداکثری آمریکا و همراهی اروپا با این سیاست شد. اتفاقا ما هم معتقدیم آقای روحانی اول چشم خود را به این واقعیات در دنیا باز کند و سپس متناسب با این سطح از دشمنی غرب، اقتصاد داخلی را مقاوم سازی کند.
3⃣ اما واقعیت چیست؟
▪️الف. جمله #من_بلد نیستم، روحانی جملهای ماندگار از زبان تمام غربگرایان تاریخ ایران است.
این یک اعتراف تاریخی است که #غربگرایان بهجز وابستگی کامل، راه حلی درونزا برای حل مشکلات ندارند. این افراد اعتقاد عملی به اقتصاد منهای نفت و اصلاح بنیادین اقتصاد کشور ندارند.
▪️ب. واقعیتهایی همانند برجام و اخیرا مکانیزم ماشه، نشان داد که نگرانی #دلواپسان و دغدغهمندان در هفت سال گذشته کاملا درست بوده است و پایان این غربگرایی، یا ذلت است یا بازگشت به گام اول با دستاورد #هیچ!!
▪️ج. نابلدی روحانی، به معنای نبود راه حل نیست بلکه به معنای عدم اعتقاد این جماعت به توان داخلی و ظرفیتهای نامحدود ملی است. اساسا این تفکر تنها توانایی اجراییسازی توسعه وابسته به غرب را دارند که در حقیقت یک پیشرفت صوری و ظاهری است و با پیشرفت حقیقی فاصله دارد. خام فروشی نفت و صنعت مونتاژی که هنر خاصی ندارد. هنر آن است که در شرایط تحریم، این تهدید را به فرصت تبدیل کنیم و اقتصاد دانش بنیان را اجرایی کنیم.
▪️د. اساسا مگر کسی بهدنبال عدم تعامل با دنیاست؟ بلکه اصل انتقاد این است که کل #اقتصاد_کشور را معلق نگهداشتن و گرهزدن به چند کشور معدود نه عقلانی است و نه گرهگشا. الان دیگر متاسفانه ثابت شده دولت پلن B نداشته است.
▪️ه. نهایتا نمیتوان در یک سخنرانی هم به آمریکا و اروپا حمله کرد و هم شورای نگهبان را نوازش!! کرد. این یعنی #بنبستنمایی در تمام عرصهها و فرار از #زنگ_حساب!!!
#من_بلد_نیستم
🔖 ده ضابطه مطالبهگری در کلام رهبری (بیان ده ضابطه در دو سخنرانی)
رهبر معظم انقلاب فقط در همین ۴ ماه گذشته و فقط در دو سخنرانی ده ضابطه برای مطالبهگری بیان و تأکید کردهاند. نگاهی به این ضوابط نشانمیدهد طیفی از کنشها با عنوان مطالبهگری نیازمند آسیبشناسی اساسی است. در شرایط خطیر امروز کشور توجه به این ضوابط مدنظر رهبری ضروری است:
۱. احتمال صحت بدهید
بعضی از ایرادها و انتقادهای دانشجویان به مسئولان بر اثر #بیاطلاعی است؛ چرا مثلاً فرض کنید #وعدهی_صادق در فلان وقت انجام نگرفت و فلان وقت انجام گرفت؟ اگر در فلان وقت انجام میگرفت، فلان حادثه اتفاق نمیافتاد. خب، این درست نیست. آن کسانی که متصدی این کارها هستند به انقلاب دلبستگیشان، وابستگیشان، عشقشان و آمادگیشان کمتر از من و شما نیست؛ نمیشود متهم کرد. حساب دارند و با محاسبه کار میکنند. آنچه که انجام میدهند، اگر شما هم جای آنها بودید، همین کار را انجام میدادید. این احتمال را همیشه در ذهنتان داشته باشید. متهم نکنید افراد را.
۲. تهمت نزنید
من سال گذشته یکی از توصیههایم این بود که انتقاد کنید، نقد اشکال ندارد. منتها نقد کردن با #تهمت زدن فرق میکند. مراقب باشید وقتی #نقد میکنید، کسی را متهم نکنید.
۳. در برخی موارد، حتی سوال را هم مطرح نکنید
سؤال مطرح بشود اشکال ندارد، سؤال مطرح بشود، ابهام مطرح بشود و فرصت جواب دادن بوجود بیاید. گاهی هست که بعضی از سؤالات را طرف جواب هم نمیتواند بدهد، یعنی #فرصت_جواب ندارد یا امکان جواب دادن نیست نسبت به این قضیه. اینطور موارد #حتی_ابهام_را_مطرح_هم_نکنید.
۴. بنبستنمایی نکنید
در انتقادها مراقب باشید #بنبستنمایی نشود؛ یعنی جوری انتقاد نکنید که وقتی مردم عادی میشنوند، احساس بنبست بکنند. گاهی اوقات اشکالی که بیان میشود، جوری است که وقتی انسان آن را میشنود، احساس میکند واقعاً هیچ راهی وجود ندارد. خب، این غلط است.
۱۴۰۳/۱۲/۲۲
۵. انتقاد با لحن مناسب
ممکن است کسی در یک قضیهی مربوط به نظامی یا دیپلماسی یا غیره به یک مسئولی اعتراض داشته باشد، ما نمیگوییم اعتراض را نگویند. چرا، منتها:
اولاً لحنی که برای بیان اعتراض و بیان انتقاد انتخاب میشود #لحن قابل قبولی باشد.
۶. کسب اطلاع، شرط انتقاد
ثانیاً بعد از تحقیق باشد. بعد از اطلاعیابی باشد. گاهی اوقات یک چیزهایی را، بعضی انسان، من میبینم در روزنامهها بعضی جاهای دیگر، میبینم بعضی یک حرفهایی میزنند، اعتراضهایی میکنند، ناشی از #بیاطلاعی است، نمیدانند چه کار انجام گرفته یا چه کار باید انجام میگرفته و نشده، مثلاً انجام بگیرد. ناشی از #بیاطلاعی است. اطلاع درست به دست بیاورند و با لحن مناسب نظراتشان را ابراز کنند.
۷. تبیین آری، جنجال نه
#تبیین لازم است. رفع مغالطههایی که گاهی انجام میگیرد لازم است. اما #ایرادهای_غیر_لازم را به میان کشیدن و دربارهاش بحث کردن و بر روی مسائل کوچک #جنجال کردن این مضّر است. اینها با هم فرق دارد. همان ابطال مغالطهای هم که عرض کردیم، با بهترین شکلش باید آن را انجام بدهند که مشکلی برای کشور به وجود نیاید.
۸. بحثهای جناحی ممنوع
وفاداری به نظام به زبان، در زبان، در اظهار، این چیز لازم و مفیدی است. هم لازم است، هم مفید است؛ که همه سیاستهای کلی نظام را در همین زمینهی مورد بحث تأیید کنند و حمایت کنند و مورد قبول قرار بدهند. این لازم است اما اینکه یک اختلافنظرهایی وجود دارد بین افراد، اینها را غلیظ کنند که این مال فلان #جناح است، این مال فلان جناح است، این حرفش این جوری است، نه، این مضرّ است. این #مضرّ است.
۹. شور انقلابی آری، بیصبری نه:
شور و هیجان عمومی مردم لازم است. امروز ملّت ایران یک شور و هیجانی دارد، به خصوص جوانها شور و هیجان دارند، این چیز خیلی خوبی است، این چیز خیلی لازمی است، اما #بیصبری مضرّ است. اینکه بیصبری کنند، #هی_پا_بهزمین_بکوبند که آقا چرا نشد، چرا نکردید، چرا اقدام نشد، فلان، این مضرّ است. یعنی بدانیم کدام کار، کار درستی است، کدام کار کار مضرّی است.
۱۰. اتحاد ملی را حفظ کنید
... افراد با جهتگیریهای سیاسی گوناگون، با جهتگیریهای سیاسی گاهی متقابل، با وزن مذهبیِ کاملاً متفاوت، در کنار هم ایستادند و این وحدت بزرگ را، این #اتحاد_عظیم_ملّی را به وجود آوردند. من حرفم این است: این را حفظ کنید، این را نگه دارند... هر کسی یک وظیفهای دارد در قبال این حالت، این را نگه دارند. این با اختلاف سلیقهی سیاسی منافات ندارد، با اختلاف وزن مذهبی منافات ندارد. این در کنار هم ایستادنِ برای دفاع از یک حقیقت است، دفاع از کشور است، دفاع از نظام است، دفاع از ایران عزیز است.
۱۴۰۴/۰۴/۲۵