eitaa logo
جهاد تحول و تبیین
2.3هزار دنبال‌کننده
61.7هزار عکس
49.4هزار ویدیو
931 فایل
هدف ماسربازپروری برای امام زمان عج الله ونایب برحقش امام خامنه ای است. همراه ماباشید
مشاهده در ایتا
دانلود
📍تحلیل | وقتی اقتدار را نمی‌فهمند!! ✍آیا فرمانده نظامی حق دارد دیپلماتیک حرف بزند؟! اظهارات اخیر فواد ایزدی درباره رئیس ستاد کل نیروهای مسلح، که گفته بود:(اینجا) «اگر کسی در لباس نظامی به ادبیات دیپلماتیک علاقه دارد، باید یونیفرمش را درآورد و برود دیپلمات شود»، چیزی بیش از یک طعنه سیاسی است. این جمله، برآمده از یک گفتمان خطرناک و البته سطحی است که تلاش دارد نگاه تخصص‌محور، عقلانی و ترکیبی نظام به امنیت ملی را به دوقطبی‌های مصنوعی تقلیل دهد. جریانی که فواد ایزدی از آن تغذیه می‌شود و قرابت فکری انکار نشدنیش با سعید جلیلی، که بر هیچکس پوشیده نیست، مدتی‌ست تلاش دارد با کلیدواژه‌هایی چون «»، یک قرائت بسیط، غیرمنسجم و خلاف عقلانیت حاکمیتی از منظومه امنیتی-دفاعی کشور ارائه دهد. جلیلی خود سال گذشته بصورت ضمنی گفته بود: «آتش‌به‌اختیار در مسائل نظامی هم معنا دارد.» این جمله در ظاهر شاید انقلابی به نظر برسد، اما در محتوا با ساختار منضبط، فرمان‌محور و هماهنگ نیروهای مسلح – آن‌طور که رهبر انقلاب ترسیم کرده‌اند – در تضاد آشکار است. رهبر انقلاب طی سال‌های گذشته بارها تأکید کرده‌اند که میدان و دیپلماسی نه تنها در برابر هم نیستند، بلکه مکمل و تقویت‌کننده یکدیگرند. ایشان در ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۰ صراحتاً فرمودند: «میدان و دیپلماسی دو بازوی قدرت کشورند و نباید مقابل هم قرار بگیرند.» معنای این جمله روشن است: هم فرمانده نظامی حق دارد و گاهی حتی وظیفه دارد، از زبان سیاست و عقلانیت برای تأمین منافع ملی استفاده کند، و هم دیپلمات باید از پشتوانه‌ی میدان بهره ببرد. از سوی دیگر، رهبر انقلاب در سال ۱۴۰۰ درباره جایگاه وزارت خارجه فرمودند: «وزارت خارجه مجری سیاست خارجی است؛ سیاست خارجی در جای دیگری تصمیم‌گیری می‌شود.» به‌عبارت‌دیگر، طراحی سیاست خارجی، فرآیندی فراوزارتی و حاکمیتی است که مقامات نظامی، امنیتی و حتی علمی و فرهنگی نیز در آن نقش دارند. در چنین سیستمی، نفی یا تمسخر مشارکت فرماندهی عالی نظامی در گفتمان سیاست خارجی، نه نشانه‌ی درک انقلابی، که نشانه‌ی فقدان درک حاکمیتی است. مضحک‌تر از همه آن‌که فواد ایزدی در پایان صحبت‌های خود می‌گوید: «قطعاً آقای عراقچی هم به کمک نیاز دارد»؛ یعنی از یک‌سو، سخن گفتن نظامی‌ها در فضای دیپلماتیک را تقبیح می‌کند، و از سوی دیگر آن‌ها را به ایفای نقش در میدان دیپلماسی فرا می‌خواند! این تناقض نشانه‌ی آن است که این جریان نه یک تحلیل ، بلکه یک گرایش سیاسی-فرقه‌ای را پی می‌گیرد که بیش از آن‌که در پی تقویت اقتدار ملی باشد، نگران تثبیت مرجعیت جریان‌های عقلانی در نهادهای حساس نظام است. در منظومه فکری رهبر انقلاب، قدرت نظامی نه به معنای «سکوت در برابر سیاست» است و نه «تندگویی بی‌ضابطه». ایشان حتی در توصیف «نرمش قهرمانانه» – که واژه‌ای برخاسته از فرهنگ زورمندی و حکمت است – نشان دادند که در نظام اسلامی، اقتدار و مذاکره نه‌تنها منافاتی با هم ندارند، بلکه دو وجه از یک سکه‌ی حکمرانی مقتدرانه‌اند. 👈اگر کسی باید «یونیفرم از تن درآورد»، آن کسی است که هنوز ساختار فرماندهی در جمهوری اسلامی را درک نکرده و همیشه خود را در پنهان کرده است، نه فرمانده‌ای که در چارچوب ولایت، عقلانیت و منافع ملی سخن می‌گوید.