eitaa logo
جهاد تحول و تبیین
2.3هزار دنبال‌کننده
61.7هزار عکس
49.4هزار ویدیو
931 فایل
هدف ماسربازپروری برای امام زمان عج الله ونایب برحقش امام خامنه ای است. همراه ماباشید
مشاهده در ایتا
دانلود
۲۱۹ ما خانواده ای هستیم که به لطف خدا سه فرزند داریم. علیرغم اینکه اغلب اطرافیانمون دور و نزدیک به یک یا دو فرزند بسنده کردن... و با ورود هر بچه برکت به زندگی ما سرازیر شد... هم مادی هم معنوی و اگر خدا توان بده به فکر شش تا بچه هستیم 😇 چند سال پیش بخاطر بچه ها و سلامت روحی خودمون و اونها که کمتر گرد تلویزیون و موبایل و لپ تاپ برن، خونه آپارتمانی مون رو اجاره دادیم و اومدیم در یک زیرزمین حیاط دار ساکن شدیم... خونه رو به کمترین قیمت به یک نفری که از لحاظ مالی ضعیف بود اجاره دادیم سال بعد یعنی پارسال هم تو اوج گرونی ها مستاجرمون تماس گرفت و خیلی استرس داشت، اجاره رو اضافه نکردیم و گفتیم اگر عضو جدیدی اضافه بشه بهشون ۱۰۰ تومنم اجاره کمتر بدن👶 اینم بگم که اینطور نیست که ما به پول اون خونه نیاز نداشته باشیم وضع مالی مون کاملا متوسط رو به سرازیری هست😅 بعدِ دو سال که نشستن خونه مون ، با فرد دیگه ای آشنا شدیم که چهار فرزند داشت و دنبال خونه بود، گفتیم خونه رو به ایشون با همون قیمت دو سال پیش اجاره بدیم شاید به این وسیله کمکی در راستای امر امام خامنه‌ای در مورد فرزندآوری کرده باشیم ☺️ خواستم بگم اگر کسی به هر دلیلی موجه و غیرموجه نتونست مستقیم فرزند بیاره و به ندای امام ش لبیک بگه، میتونه با کمک مادی یا حتی معنوی به اونایی که چند فرزند دارن در این امر مقدس و سرنوشت ساز کمک کنه ( مثلا نگهداری و سرگرم کردن بچه ها یا کمک در کار خونه به مادر بچه ها) انشالله همه مون نسبت به امر سرنوشت ساز فرزندآوری که آینده کشورمون بهش مربوط هست، بی تفاوت نباشیم و مشارکت فعال داشته باشیم. ✨💖✨
✳ خرجت زیاد شده، اجاره کمتر بده! 🔻خانه‌ی خشتی و ساده‌ی شيخ که از پدرش به ارث برده بود در خيابان مولوی کوچه‌ی سياه‌ها(شهيد منتظری) قرارداشت. وی تا پايان عمر در همين خانه‌ی محقر زيست. نكته‌ی جالب اين است که چندين سال بعد، جناب شيخ يكی از اتاق‌های منزلش را به يك راننده تاکسی، به نام «مشهدی يدالله»، ماهيانه بيست تومان اجاره داد، تا اين که همسر راننده وضع حمل کرد و دختری به دنيا آورد، که مرحوم شيخ نامش را «معصومه» گذاشت. هنگامی که در گوش نوزاد اذان و اقامه گفت، يك دو تومانی پَرِ قنادقش گذاشت و فرمود: «آقا يدالله! حالا خرجت زياد شده! از اين ماه به جای بيست تومان، هيجده تومان بدهيد.» 📚 برگرفته از کتاب ؛ زندگينامه‌ی مرحوم #⃣