eitaa logo
< ماه سرخ >
159 دنبال‌کننده
233 عکس
277 ویدیو
0 فایل
ما اینجا اونجوری که میخوایم حرف میزنیم. قانون کانال : خودت باش ! خودِ خودت،نه اونی که دیگران میخوان. کپی نداشته باش چون منم از جایی کپی نکردم. ساخته ی ذهن و دستِ خودمه. فور یا حداقل اسمی از کانال باشه،ممنون میشم. کاری داشتین در خدمتم: @HA_7691
مشاهده در ایتا
دانلود
. [ پارت سی و سوم ] رامین: _خاله جان دنبال چی میگردی؟ درحالی که داشتم زیر تختو چک میکردم گفتم + یه چیزی داشتم دست ساحل ، دنبال اونم. خاله با یه نگاهِ [خر خودتی] گفت _باشه نگو. ولی خرم فرضم نکن. +بلانسبت خاله‌،موضوع امنیتیه، _این چیزارو ولش کن. خبری از ساحلم نشده؟؟ دستم جلوی در کشو متوقف شد. و تا تاسف و شرمندگی گفتم +میشه خاله. نگران نباش. خاله نفسی از روی بیچارگی کشید و از اتاق بیرون رفت. از توی سالن بلند گفت _یعنی اون بیمارستان به اون بزرگی یدونه دوربین نداشته بفهمیم دختر طفله معصوم من رو کجا بردن؟ من و باباش داریم از استرس سکته میکنیم. نکنه بلایی سرش بیارن رامین؟ باید به[ من و باباش] یه رامینی هم اضافه میکرد. با فکر اینکه ممکنه بلایی سرش بیاد خشم کل وجودمو پر کرد. درحالی که داشتم کل اتاقو زیر و رو میکردم و چیزی پیدا نکرده بودم بلند گفتم. +خاله جان دوربینا خراب بوده. ویدیویی از اون روز نبود. خودم پیگیری کردم. _دقیقا همون روز باید خراب میشد؟ شانس منه دیگه... بعد هم یه نفس عمیق کشید درحالی که داشتم کمد رو وارسی میکردم حرف خاله رو شنیدم. دستم از حرکت وایساد. همون روز! دقیقا همون روز تعمیرکار اومده بود. همون روز دوربینا خراب بودن. اون تعمیر کارا ... خرابی دوربینا!! مطمئنا یه بیمارستان به اون عظمت یدونه سیستم نداشت. ولی چرا بخاطر یدونه دوربین بخش پایین ، دوربینای بالا هم قطع بود.؟! چرا دقیقا وقتی دیگه خبری از ساحل نبود و غیب شده بود اوناهم یهو نیست شدن.؟؟" اون پیرمردا ، بوی عطر ساواج دیور میدادن. عطری نسبتا گرون برای یه کارگر ! اونم یه مرد پیر! و این یعنی ... یعنی از کار انداختن دوربینای بیمارستان هم جزوی از نقشه بوده. با اینکه دوربین طبقه پایین خراب بوده کل دوبینارو قطع کردن تا کارو بهتر و بدون رد پا انجام بدن!!! از اتاق ساحل بیرون رفتم. _پیدا کردی؟ +چیو؟ _همون چیزیو که دنبالش بودی! +نه خاله. چیزی نبود. من باید برم. ممنون بابت کمکت. _کمک؟ برو عزیز. +آره بهترین کمکو کردی خاله ی خوشگلم! بوسی روی لپش نشوندم و گفتم. +قول میدم ساحلو پیدا کنم. پلکاشو تاییداته روی هم گذاشت و گفت _امیدوارم پسرم! همین که خواستم درو ببندم یه چیزی یادم افتاد. برگشتم داخل. _چیزی شده؟ +میگم خاله ، چیزه... نمیشد اونجوری بهش بگم، اونطوری می‌فهمید که من خونش رفتم و بازم باید دلیلِ اینکه رفتم خونش رو توضیح میدادم. _چیه ؟ +ساحل خونه مجردی داره؟ _نه. چشمام از تعجب چهارتا شد!! خاله نمیدونست ساحل خونه داره؟؟ _چته چرا اونجوری نگاه میکنی؟ +ها؟؟؟ هیچی. خدافظ. از در بیرون رفتم. ساحل .. حتی مامانت هم نمیدونه تک دخترش ، یکی یدونش خونه داره؟ چه چیزای دیگه ای هست که از خانواده و من پنهان کردی؟ سوار ماشین شدم. زنگ زدم به رهام. _دم به دقیقه زنگ نزن. +جزئیات بدست آوردم! ............. https://eitaa.com/atefehdard
9.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یا که باید نفست در دل خود حبس کنم. یا که ..... https://eitaa.com/atefehdard
Naji ~ Music-Fa.ComNaji - Vasiat 2 (320).mp3
زمان: حجم: 13.1M
آهنگ ویدئو بالا.👆 به شدت توصیه میشه🫂🎧🫀❤️‍🩹 <خطر بغض> https://eitaa.com/atefehdard
https://eitaa.com/almasblack کانال مخصوص رمان‌ خواستید عضو شید. هر رمانی بنویسم داخل اینجا قرار میدم.
ولی تو دروغ گفتی! https://eitaa.com/atefehdard