< ماه سرخ >
#الماس_سیاه. [ پارت چهارم ] وارد شرکت شدم و با آسانسور سمت طبقه مورد نظر حرکت کردم. پش
بچه ها نظری برای ادامه ی داستان
یا سوالی درباره خود داستان داشتید
در خدمتم.
https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_1ajuy0u&btn=سوال.و.اظهار.نظر
وقتی یادم میوفته که چقدر قبلا شاد و سرزنده تر بودم
بغضم میگیره...
https://eitaa.com/atefehdard
عشقی که به تو داشتم کورم کرده بود.
نفهمیدمتوی چه باتلاقی میوفتم.
https://eitaa.com/atefehdard
برای کسی میجنگم که ارزش جنگیدن داشته باشه.
نه برای تویی که حتی لیاقت توجه منم نداشتی...
https://eitaa.com/atefehdard
مبارز خوبی هستم.
چه تو زندگی
چه تو درد
چه تو عشق
مبارزه میکنم که زندگیو ببرم درد رو نابود کنم و عاشق نشم....
https://eitaa.com/atefehdard
قبل از گرفتن قیافه ، لطفا از داشتن آن اطمینان حاصل فرمائید..
_یه بزرگی
https://eitaa.com/atefehdard