eitaa logo
< ماه سرخ >
163 دنبال‌کننده
267 عکس
286 ویدیو
0 فایل
ما اینجا اونجوری که میخوایم حرف میزنیم. قانون کانال : خودت باش ! خودِ خودت،نه اونی که دیگران میخوان. کپی نداشته باش چون منم از جایی کپی نکردم. ساخته ی ذهن و دستِ خودمه. فور یا حداقل اسمی از کانال باشه،ممنون میشم. کاری داشتین در خدمتم: @HA_7691
مشاهده در ایتا
دانلود
پایان ناشناس. مرسی کویر نکردین. فردا شب هم داریم.
هدایت شده از چآیخانهِ‌بهمنِ؛
سربازا رفتن روحشون شاد، تقاص یه ایرانو جنوبش داد!
ممنونم از پسرامون که نشون دادن غیرت و جوانمردی توی خونشون موج میزنه. ممنون داداشا. .
. [ پارت چهل و سوم ] ساحل: درو بستم و پشتش تکیه دادم بهش. دستمو روی قلبم که بی قرار میتپید گذاشتم. نه تو نباید بخاطر یه بغل ساده اینجوری بی قراری شی. نه قلب من. الان وقتش نیست. دستمو مشت کردم و کوبیدم به قفسه سینم. +فعلا باید خاموش باشی قلب بی جنبه ی من! راه رفتم و سعی کردم بغل و اون حرفایی که ازشون اهمیت و محبت میبارید ، فراموش کنم. تلفنمو برداشتم. اولین شماره ، اولین فرد. بهرامی! یا کاوه! _بله خانوم؟ +همه چی خوبه؟ _بله. همه چی طبق نقشه شما پیش میره. +خوبه! فردا صبح همه آماده باش باشن. بعد از اجرای نقشه ، جلسه داریم! _چشم. تلفنو قطع کردم. شال و مانتوم رو روی صندلی پرت کردم و خودمو روی تخت رها کردم. پلیس بودن رامین خیلی برام عجیب تموم شد. وقتی مسئول پروندم گفت که اون ستوانه قلبم توسط بغض بلعیده شد. اون حتی قبل تر از رفتنش هم منو نمیخواست برای همین حتی به من که نزدیکترین فرد بهش بودم نگفت که شغلش چیه. حتی فکر بهش باعث میشه بیشتر از خودِ قبلیم متنفر شم. به حرفاش فکر کردم. دونه به دونه. خب شاید عجیب باشه ولی من اورثینکرام. و این یکی از دلایل موفقیت و همچنین بدبختیمه. حرفاشو مرور کردم. سعی کردم جوری باهاش حرف بزنم که بیشترین اطلاعاتو ازش بگیرم. و یجورایی به حرفش بیارم. ولی خب یه چیزی از همون لحظه اول برام جور درنمیومد <<_اونا یه باند بزرگ بودن...>> اون از کجا اینو میدونست؟ هر چقدر هم پلیس و کاربلد باشه ، اینو نمیتونه بفهمه. اگرم بخواد بفهمه نیاز داره به برسی غیر قانونی. اما فکر نکنم اهل اینجور کارا باشه. مخصوصا اینکه خودِ پلیس چیزی از اینجور چیزا نمیدونست. پس یعنی فقط خودش خبر داره و مدرک خاصی برای ثابتش به پلیس نداشته. خمیازه کشیدم . این چند روز نتونستم خوب بخوابم. حالا وقتش بود..... وقتش بود بعد از یه ماجرای پر دردسر دیگه به زندگیم برسم. زندگی ای که ممکن بود دیگه نباشه... https://eitaa.com/atefehdard
بلکه ساکت ترینشونه. https://eitaa.com/atefehdard
6.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
حالا اگه ایران بود یا دختره قهر کرده بود رفته بود خونه باباش. یا دعوای ناموسی سر گرفته بود.😂 https://eitaa.com/atefehdard