#الماس_سیاه. [ پارت دهم ]
فِلَشِ بَگ بِه ۶ سالِ پیش:
ساحل:
در خونه رو باز کلید باز کردم و با سرعت تمام توی خونه رو نگاه کردم. همه جا تاریک بود .
برقارو روشن کردم و رامین رو نشسته و با دستی خونی دیدم.
جیغ زدم و سمتش رفتم
+وای رامینننن دستتووو چیکار کردی؟؟
رامین داره خون میاد. بلند شو بریم بیمارستان.. رامیننننن
_بسه!!!!!!!!
هیچوقتِ هیچوقتِ هیچوقت ، رامین اینجوری بامن حرف نزده بود! تعجب کردم و ترسیدم.
+آخه ..داره... خون .. میاد!
_بزار بیاد. دوست دارم خون بیاد
و بلافاصله مشتش رو دوباره به آینه ی شکسته ی روی دیوار زد.
جیغ زدم
+رامیننن نه تورو خدا. این چه کاریه میکنی... چی شده؟
_هیچی. فقط از اینجا برو . همین الان. من به تو و جیغات نیاز ندارم
صدای خورد شدنِ غرورم رو شنیدم ولی گفتم
+رامین .. چی شده...؟ چرا با من اینجوری میکنی؟؟ چرا جوری رفتار میکنی که انگار آشغالم!!
_بسته ساحل بسته خستم کردی با این چرندیاتت!
چرندیات بود؟ نه اینا حرف دلم بود. اما اون چه بی رحم میگفت که حرفِ دلم چرندیاته!
+تو چرا اینجوری شدی رامین .. دیگه نمیشناسمت.. با این حرفات من دیگه نمیتونم کنارت باشم..
_همون بهتر .. نون خور کمتر باشه بهتره
با هر کلمه،هر حرف و هر جمله قلب من بیشتر و بیشتر فشرده میشد.
من نون خور بودم؟من؟؟
+معلوم هست چی میگی رامین؟؟
_خوب میدونم چی دارم میگم. حالا هم که اعصابمو خراب کردی بهتره از اینجا بری!.
راستی کلیدارو هم بزار رو اپن!
این یعنی مُهر مرگ من! جدایی از رامین
یعنی مرگِ ساحل.....
اما دیگه خیلی غرورم شکسته شده بود. حرفی نداشتم که بزنم.
اصلا چی میگفتم وقتی اون منو نون خور و اضافی میدید؟
کلیدارو گذاشتم رو اپن.
خبلی سنگین شده بودم . شاید از درد و غم بود که نمیتونستم صاف و تند راه برم. گفت
_وایسا
دلم برای یه لحظه شاد شد،نکنه شوخی میکرده. آخ من قربونش برم با این شوخی هاش....
یه لحظه از شادیم نگذشته بود که با بی رحمی تمام گفت
_من فردا از ایران میرم !
انگار کوهی از غم رو سرم سرازیر شد...
نه .. رامینِ من داشت میرفت؟ بدونِ من؟؟ برای همیشه؟؟؟
مگه من میتونم بدون اون زنده بمونم؟؟
_و دوست ندارم کسی توی آلمان مزاحمم بشه حالا به هر دلیلی!!.
دقیقا داشت میگفت که نباید بهش زنگ بزنم و من براش یه مزاحمم!
دیگه قلبم طاقت نیاورد و دویدم و از اون خونه ی نحس خارج شدم
اشکام مثل ابر بهار سرازیر بود...
حرفهایی که زد قلبمو از هم متلاشی کرد و مُهر زد روی برگه ی مرگ من!!!
آخ دختر . ساحل بدبخت! تو دیگه هیچکسو نداری!!! حتی خودت!
https://eitaa.com/atefehdard
< ماه سرخ >
نظرتون؟؟ https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_1ajuy0u&btn=سوال.و.اظهار.نظر
خیلی خوبه
ادامه بده ما کنارتیم❤️🤩
__
😊✨🤍
ممنون عزیزم
کاشکی همه ی ما یکی مثل خودمون داشتیم.
اینجوری هم قدرِ آدمای مهربون رو بیشتر میفهمیدیم هم بعضیا میفهمیدن تحمل کردنشون واقعا سخته.
https://eitaa.com/atefehdard
شاید ما حفظ آبرو کنیم ولی تو خودت درک و شعورت نمیرسه که کارِت اشتباهه؟
https://eitaa.com/atefehdard
به نظر من دلِ دیگران رو به بودنِ خودتون خوش نکنید
نگید منو هستم منو داری!
چون اصلا معلومنیست تا یه ثانیه ی دیگه زنده باشی یا نه!
https://eitaa.com/atefehdard
اینکه جر خودم به کسی اعتماد ندارم از بی اعتمادی نیست ، از با تجربه بودنه!
https://eitaa.com/atefehdard
درد فقط اونجایی که میبینی تو داری به خاطر اون ، نابود میشی ولی اون شادتر از همیشه داره به زندگیش ادامه میده!
https://eitaa.com/atefehdard
دیشب پارت نوشتم تا براتون ارسال کنم
الان اومدم دیدم نیومده و منم ازش کپی ندارم😞
حالم بدجور خرابه😐