دیشب به معنای واقعی کلمه توی اتفاقای ناجالب فیلم soul (روح) نجاتم داد و اندازه چند جلسه تراپی عمل کرد برام
امشب که داشتم برای شام سیب زمینی هارو ریز میکردم همشون کج و کوله و زشت و بد شدن، هر کدومم زشت میشدن میخواستم با همون چاقو خودمو بکشم، نتیجهٔ اون سیب زمینیا کامل شکل ذهنم بودن، با این تفاوت که سیب زمینی بودن (🥔)، ناجالب و شلوغ و زشت و ناهماهنگ.