نمیدونم مدرسه چرا به این روز دچارم کرده، بی اعصاب شدم، خیلی زیاد، بیش اندازه بی حوصله، کلا همه چیم ریخته بهم
مسجد کنار مدرسمونه و هر ظهر به ظهر تایم اذان صدای اذان خیلی بلند و واضح میاد توی همه کلاسا و هر دفعه خیلیا شروع میکنن به مسخره کردن یا چرت و پرت گفتن ولی من تنها تایم اروم و آرامشبخشم بین اون شاس باقالا همون چند دقیقه س ..