کتابخونهیزیرشیروونی.
و خلاصه همهی اینها دست و پام رو واسه نوشتن میبندن و بله. کمک.
خیلی متشکرم بابت این حجم از راهنماییهایی که برام فرستادید.
از این به بعد هم همیشه دغدغههام رو باهاتون مطرح میکنم.
کتابخونهیزیرشیروونی.
خیلی متشکرم بابت این حجم از راهنماییهایی که برام فرستادید. از این به بعد هم همیشه دغدغههام رو باها
فردا پس فردا اینجا رو هم سوزوندم نگید چرا.✨
هدایت شده از نامهها.
📫 پیام ناشناس جدید
وای وای وای وای حقققق! منم هيچوقت نمیتونم با ایرانی بودن رمان کنار بیام! یعنی میدونی رمان ایرانی هیلی دیدم که یه جورایی تخیلی باشه، مثلا دختری به اسم یلدا نفرین میشه و نمیدونم میره طلسم میسازه و اصلا...نمیدونم چطور میشه تصورش کرد! و مشکل این وسط فکر کنم ایرانی بودن اسما و ایناست نمیدونم خودمم درک نمیکنم. ابن اواخر سعی کردم یه رمان ایرانی بنویسم ولی...وای خدا اصلا نمیشه نمیتونم! با اسما، مکانا و اصلا با هیچ چیش نمیتونم ارتباط بگیرم! اصلا حس واقعی بودن نمیدن. و فقط قضیه اسما نیست، فرهنگ هم که همینطوریه! مثلا تو ایران هیچوقت اجازه نداری ساعت سه نصف شل با یه پسری که فقط و فقط با هم دوستید و هیچ رابطه ای بینتون نیست بری قبرستون! اصلا تو ایران خیلی کم پیش میاد که یه دختر و یه پسر فقطططط با هم دوست باشن نه چیزی بیشتر و این واقعا دست و پا گیره!
هدایت شده از نامهها.
📫 پیام ناشناس جدید
ولی درباره انتخاب مکان...نمیدونم. بیشتر رمانای کن تو ژاپن اتفاق میوفتن و این قضیه خود به خودی شده. راستش تعجب کردم که سر اینکه روی اون مکان، ملیت یا هرچیزی که بهش میگی گیر کردی چون من خودم هيچوقت اینطوری روش فکر نکرده بودم. من معمولا تحت تاثیر چیزایی که میبینم و میخونم مکان رمانم رو مشخص میکنم. من با دیدن باخانمان(اون انیمه که توی شبکه نهال پخش میکرد یادش بخیر) نشستم یه رمان نوشتم که تو فرانسه اتفاق میوفته، با دیدن پوآرو و مارپل رمانم تو لندن اتفاق افتاد و بعد ها که دیگه جلو رفتم تقریبا همه رمانم تو ژاپن اتفاق افتادن. با خوندن مانهواهای تاریخی فکر کردم یه رمان فانتزی تو جهانی که خودم ساختمش بنویسم. ولی باز به قول تو تو اسما یه ملیتی باید میبود. دوره اروپای قرون وسطی همه چی قر و قاطیه(تا جایی که من میدونم) تقریبا از هر کشوری یه اسم هست. انگلستان، آلمان، آمریکا، روسیه و خب برای اسماشون میشه ریشه کلمات مختلف از زبان های مختلف برداشت و با یه پیشوند پسوند به هم وصلشون کرد.
هدایت شده از نامهها.
📫 پیام ناشناس جدید
مثلا یه جا دیدم یه نفر اسم کاراکترش رو گذاشته بود کیلیان. از کجا؟ کیل به انگلیسی میشه کشتن، یه پسوند ان هم گذاشته بود کنارش. نمیدونم چطور میتونم کمکت کنم چون خودم خیلی درگیرش نشدم. پیشنهادم اینه که بگردی بین کتابا، فیلما، انیمه ها و... که مورد علاقهات هستن و ببینی اونا کجا اتفاق افتادن و اونوقت شاید تو هم دلت بخواد داستانت تو همچین جایی اتفاق بیوفته. مطمئن نیستم جواب بده یا نه از اونجایی که حرفات یه جوری بودن انگار خیلی روی قضیه فکر کردی.
و اونی که تو چنلت راجع به "چطوری مکان داستانت رو انتخاب میکنی" و اینا پرسید هم من بود-
کتابخونهیزیرشیروونی.
📫 پیام ناشناس جدید وای وای وای وای حقققق! منم هيچوقت نمیتونم با ایرانی بودن رمان کنار بیام! یعنی می
وای دقیقا.
خیلی جالبه برام که چطوری خود خارجیا باهاش کنار میآن. اونا همچین حسی ندارن یعنی؟
وای.😂😂
کتابخونهیزیرشیروونی.
📫 پیام ناشناس جدید ولی درباره انتخاب مکان...نمیدونم. بیشتر رمانای کن تو ژاپن اتفاق میوفتن و این قضی
وای چه جالب.
ببین این مسلمه که یه جاهایی توی مدل فکر کردن و تصمیم گیریهای افراد، اون جایی که توش بزرگ شدن (از حلقهی کوچیک خانواده گرفته تا شهر و کشورشون) و فرهنگی که در معرضش قرار داشتن خودش رو حتی شده در کمرنگترین حالت ممکن نشون میده. خب؟
و متاسفانه من فکر میکنم اگه تمام این جزئیات رو توی شخصیتپردازیهام رعایت نکنم زمین به مریخ میرسه یا یه همچین چیزی.
کتابخونهیزیرشیروونی.
📫 پیام ناشناس جدید مثلا یه جا دیدم یه نفر اسم کاراکترش رو گذاشته بود کیلیان. از کجا؟ کیل به انگلیسی
وای این دیگه زیادهروی-
من دلم میخواد داستانهام تو جاهای جالب اتفاق بیوفتن و جای جالب محسوس و نزدیکی نمیشناسم (شاید چون جاهای جالب نزدیک و قابل لمس دیگه بعد از یه مدتی جالب نیستن) و از طرفی نمیخوام از جاهای جالب دور استفاده کنم چون میترسم تنها دلیل جالب بودنشون دور بودنشون باشه و همینطور میترسم جاهای جالب نزدیک رو از دست بدم صرفا چون بهشون عادت کردم.
هدایت شده از نامهها.
📫 پیام ناشناس جدید
https://eitaa.com/atticlibrary/905
آره من تازه پیامتو دیدم(چند روزی اصلا وقت نکردم به چنلا سر بزنم) و اینطوری بودم که نکنه اون پیامه تو بود- خلاصه اگه همون موقع میدونستم مفصل تر توضیح میدادم😭