eitaa logo
کتابخونه‌ی‌زیرشیروونی.
79 دنبال‌کننده
67 عکس
0 ویدیو
0 فایل
من یه نویسنده‌م، همون‌طور که سیب‌زمینی یه باتریه. -تو هم بگو: https://daigo.ir/secret/p-2ed89867 برای سکوت‌های بی‌انتها، حرف‌های نامفهوم، قهوه‌های مسموم و حمله‌ی قواتل سینمایی آماده باشید.
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از نامه‌ها.
📫 پیام ناشناس جدید مثلا یه جا دیدم یه نفر اسم کاراکترش رو گذاشته بود کیلیان. از کجا؟ کیل به انگلیسی میشه کشتن، یه پسوند ان هم گذاشته بود کنارش. نمیدونم چطور می‌تونم کمکت کنم چون خودم خیلی درگیرش نشدم. پیشنهادم اینه که بگردی بین کتابا، فیلما، انیمه ها و... که مورد علاقه‌ات هستن و ببینی اونا کجا اتفاق افتادن و اونوقت شاید تو هم دلت بخواد داستانت تو همچین جایی اتفاق بیوفته. مطمئن نیستم جواب بده یا نه از اونجایی که حرفات یه جوری بودن انگار خیلی روی قضیه فکر کردی.
وای ممنونم که وقت گذاشتی نوشتی.✨
و اونی که تو چنلت راجع به "چطوری مکان داستانت رو انتخاب می‌کنی" و اینا پرسید هم من بود-
کتابخونه‌ی‌زیرشیروونی.
📫 پیام ناشناس جدید وای وای وای وای حقققق! منم هيچوقت نمیتونم با ایرانی بودن رمان کنار بیام! یعنی می
وای دقیقا. خیلی جالبه برام که چطوری خود خارجیا باهاش کنار می‌آن. اونا همچین حسی ندارن یعنی؟ وای.😂😂
کتابخونه‌ی‌زیرشیروونی.
📫 پیام ناشناس جدید ولی درباره انتخاب مکان...نمیدونم. بیشتر رمانای کن تو ژاپن اتفاق میوفتن و این قضی
وای چه جالب. ببین این مسلمه که یه جاهایی توی مدل فکر کردن و تصمیم گیری‌های افراد، اون جایی که توش بزرگ شدن (از حلقه‌ی کوچیک خانواده گرفته تا شهر و کشورشون) و فرهنگی که در معرضش قرار داشتن خودش رو حتی شده در کم‌رنگ‌ترین حالت ممکن نشون می‌ده. خب؟ و متاسفانه من فکر می‌کنم اگه تمام این جزئیات رو توی شخصیت‌پردازی‌هام رعایت نکنم زمین به مریخ می‌رسه یا یه همچین چیزی.
کتابخونه‌ی‌زیرشیروونی.
📫 پیام ناشناس جدید مثلا یه جا دیدم یه نفر اسم کاراکترش رو گذاشته بود کیلیان. از کجا؟ کیل به انگلیسی
وای این دیگه زیاده‌روی- من دلم می‌خواد داستان‌هام تو جاهای جالب اتفاق بیوفتن و جای جالب محسوس و نزدیکی نمی‌شناسم (شاید چون جاهای جالب نزدیک و قابل لمس دیگه بعد از یه مدتی جالب نیستن) و از طرفی نمی‌خوام از جاهای جالب دور استفاده کنم چون می‌ترسم تنها دلیل جالب بودنشون دور بودنشون باشه و همین‌طور می‌ترسم جاهای جالب نزدیک رو از دست بدم صرفا چون بهشون عادت کردم.
حس می‌کنم یکی تو قهوه‌ی عصرونه‌م یه چیزی ریخته.😃 چی دارم می‌گم.
هدایت شده از نامه‌ها.
📫 پیام ناشناس جدید https://eitaa.com/atticlibrary/905 آره من تازه پیامتو دیدم(چند روزی اصلا وقت نکردم به چنلا سر بزنم) و اینطوری بودم که نکنه اون پیامه تو بود- خلاصه اگه همون موقع میدونستم مفصل تر توضیح میدادم😭
هدایت شده از نامه‌ها.
📫 پیام ناشناس جدید https://eitaa.com/atticlibrary/906 وای وای حالا که اینطوری میگی یکم یه جوری میشم-
هدایت شده از نامه‌ها.
📫 پیام ناشناس جدید https://eitaa.com/atticlibrary/907 درک میکنم درک میکنم! من خودمم هم همینم. منظورم اینه که چون داستانم تو یه کشوریه که خودم توش نیستم هی میترسم یه چیزی بنویسم، یا شخصیت یه رفتاری بکنه یا یه چیزی بگه که تو فرهنگ اونا عجیب غریبه. به خاطر همین خیلی میرم تو جزئیات! درباره چیزایی تحقیق میکنم که اصلا ممکنه تو رمان استفاده نشن!! (حس می‌کنم به حرفات ربطی نداشت😂)