برای اولینبار یک نامه تهدیدآمیز دریافت کردم، با مضمونِ زهرا خانومِ ... از یک دختر سیزده ساله
هدایت شده از خیالبـآف
زمستان نیز رفت اما بهارانی نمی بینم
بر این تکرار در تکرار پایانی نمی بینم
به دنبال خودم چون گردبادی خسته میگردم
ولی از خویشتن جز گردی به دامانی نمیبینم
چه بر ما رفته است ایعمر؟ای یاقوتبیقیمت !
که غیر از مرگ گردنبند ارزانی نمی بینم
زمین از دلبران خالی ست یا من چشمودل سیرم ؟
که می گردم ولی زلف پریشانی نمی بینم
خدایا عشق درمانی به غیر از مرگ میخواهد
که من می میرم از این درد و درمانی نمیبینم
𝖠𝗎𝗋𝗈𝗋𝖺.
کلی التماس دعا گفتن و امام رضا لطفا حاجت همشونو بده.
اون وسط مسطا منم تو امتحانام پاس کن