eitaa logo
زیـبـآیـے نـور☀️
640 دنبال‌کننده
4.6هزار عکس
2.8هزار ویدیو
11 فایل
𝑩𝒂𝒓𝒂𝒚𝒆 𝒎𝒂𝒏 𝒉𝒂𝒏𝒐𝒐𝒛 𝒈𝒉𝒂𝒔𝒉𝒏𝒈𝒆 𝒅𝒊𝒅𝒂𝒏𝒆𝒕𖧧🌕 𝑳𝒆𝒂𝒕𝒉𝒆𝒓 1:[𖧧 @HaamimS1376 𖧧]🌼 𝑳𝒆𝒂𝒕𝒉𝒆𝒓 2 : [𖧧 @GandomAg92 𖧧]🌼 𝑺𝒕𝒂𝒓𝒕 :1404/9/4𖧧🐥 𝑶𝒖𝒓 𝒄𝒐𝒅𝒆 : 319𖧧✨🎫 𝑶𝒖𝒓 𝒉𝒐𝒖𝒔𝒆 : [𖧧 @avahaamim 𖧧]💛
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
202.8K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سلام قشنگ های من 💕 چالش داریم 🥳 نوع ؟ راندی ، رنگی🌷 چند راند ؟ ۴ راند 🩰 ظرفیت ؟ ۶ نفر 👀 جایزه ؟ بله داریم 🎧 کویر ؟ در شأن شما نیست 🌸 من ؟ @HaamimS1376 خونمون ؟ @avahaamim ریپم جواب بعضی ها رو تو چنلم میدم منتظر اسم های قشنگتون هستم 💗
⿻ب‍‌ای‍‌ گ‍‌‍‌رل‍‌‍‌م‍‌‍‌ 🐈‍⬛️🐾↶⋆ ⿻ف‍‌‍‌ع‍‌‍‌ال‍‌‍‌ی‍‌‍‌ت‍‌‍‌ ت‍‌م‍‌وم‍‌ م‍‌‍‌ی‍‌‍‌ش‍‌‍‌ه‍‌‍‌ گ‍‌‍‌رل‍‌‍‌م‍‌‍‌🐈‍⬛️🐾↶⋆ ⿻ف‍‌‍‌ع‍‌‍‌ال‍‌‍‌ی‍‌‍‌ت‍‌‍‌ اک‍‌‍‌ل‍‌‍‌ی‍‌‍‌ل‍‌‍‌ی‍‌‍‌ م‍‌ون‍‌ ت‍‌م‍‌وم‍‌ ش‍‌د 🐈‍⬛️🐾↶⋆ ⿻ق‍‌‍‌ص‍‌‍‌رم‍‌‍‌ون‍‌‍‌🐈‍⬛️🐾↶⋆ ⿻ https://eitaa.com/avaHAAMiM🐈‍⬛️🐾↶⋆
⿻ه‍‌ای‍‌ گ‍‌رل‍‌م‍‌ 🦢✨↶⋆ ⿻ف‍‌ع‍‌ال‍‌ی‍‌ت‍‌ ش‍‌روع‍‌ م‍‌ی‍‌ش‍‌ه‍‌ گ‍‌رل‍‌م‍🦢✨↶⋆ ⿻ب‍‌ری‍‌م‍‌ ب‍‌رای‍‌ ف‍‌ع‍‌ال‍‌ی‍‌ت‍‌ اک‍‌ل‍‌ی‍‌ل‍‌ی‍‌ گ‍‌رل‍‌م‍‌🦢✨↶⋆ ⿻ق‍‌ص‍‌رم‍‌ون‍‌🦢✨↶⋆ ⿻ https://eitaa.com/avaHAAMiM🦢✨↶⋆
★Roman nime I AZ ghalbam★ Part:61 Fasl:1 حامی وارد اتاق شد لباس های راحتی خودش را پوشید و جلو اینه ایستاد اوین:حامیی حامی:بعلهه اوین:بیا شربت بخورر حامی:اومدم حامی دستش را لای موهای فرش کشید و از اتاق ارام بیرون امد اوین توی اشپزخونه بود و داشت شربت میریخت شربتی با طعم عشق... 💘 حامی یواشکی خودش را به اشپزخونه رسوند اوین متوجه نشد یهو دوتا دست دور کـ.ـمـر و دل اوین حلقه شد اوین:هی اوین دستش رو روی دست و بازوی حامی کشید اوین:من این دست و بازو رو میشناسم حامی خندید و سرش را روی شونه اوین گزاشت اوین دستش را به چشم و صورت حامی کشید اوین:میگم این ادم چقدر اشناس برام..نگو که حامی خودمم حامی سرش را از شونه اوین برداشت و دستش را به بازو و صورت اوین کشید حامی:اینم اشناس برام اوین خودش را به حامی تکیه داد و سرش را به سینه حامی چسباند اوین:من عشق توهم..مگه نه حامی:نه چیز اره 😅 اوین:چیگفتی؟ حامی:شوخی کردم اوین:بلیط گرفتی؟ حامی:بله😁 اوین:خب.. حامی:خانی گفت برو با اوین خوشبگذرون😂 اوین:😌😁 حامی اوین رو ول کرد و رفت روی کاناپه نشست اوین هم سینی شربت را اورد و روی میز قرار داد [خونه لیلاوحمید] جانا:بابابریم؟ لیلا:جانا بیا اینو ببر گرسنه نمونه جانا:مرسی حمید:من میرم ماشین و از پارکینگ در ارم توهم کفشاتو بپوش و بیا جانا:باش جانا:مامان خدافظ لیلا:بسلامت دخترم🙂 [خونه اوین وحامی] اوین:حامی بیا ناهار حامی:اومدم اوین:بدو حامی:اومدم دیگه..به چه کردی اوین :😌غذا مورد علاقه تو پختم حامی:دستت درد نکنه(گونه اوین رو بوسید) حامی و اوین مشغول خوردن شدند بعد از 1 ساعت حامی:اوین من رفتم اوین:کجا؟ حامی:استودیو دیگه اوین:اهان باشه حامی:ساعت 5 میام دنبالت اوین:باشه(رفت توی بغل حامی) حامی:مراقب خودت باش اوین:چشم حامی:خدافظ اوین:بسلامت😉
استایل اوین برای کافه 🤎
⿻ب‍‌ای‍‌ گ‍‌‍‌رل‍‌‍‌م‍‌‍‌ 🦢✨↶⋆ ⿻ف‍‌‍‌ع‍‌‍‌ال‍‌‍‌ی‍‌‍‌ت‍‌‍‌ ت‍‌م‍‌وم‍‌ م‍‌‍‌ی‍‌‍‌ش‍‌‍‌ه‍‌‍‌ گ‍‌‍‌رل‍‌‍‌م‍‌‍‌🦢✨↶⋆ ⿻ف‍‌‍‌ع‍‌‍‌ال‍‌‍‌ی‍‌‍‌ت‍‌‍‌ اک‍‌‍‌ل‍‌‍‌ی‍‌‍‌ل‍‌‍‌ی‍‌‍‌ م‍‌ون‍‌ ت‍‌م‍‌وم‍‌ ش‍‌د 🦢✨↶⋆ ⿻ق‍‌‍‌ص‍‌‍‌رم‍‌‍‌ون‍‌‍‌🦢✨↶⋆ ⿻ https://eitaa.com/avaHAAMiM🦢✨↶⋆
11.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شـبـتـونـ بـہ زیـبـآیـیـے چـشـمآش👀✨ خـواب هـآے حـآمـیمــے بـبـیـنـی🤍 بـآ مـآ بـܩونـیــב ڪـہ صـبـح کـلـے ؋ــعـآلـیـت בآریـ🗣 چـنـلـمـون خـوابیــב😴🥱 بـآے قـشـنـگـآم🖇 https://eitaa.com/avaHAAMiM