11.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شـبـتـونـ بـہ زیـبـآیـیـے چـشـمآش👀✨
خـواب هـآے حـآمـیمــے بـبـیـنـی🤍
بـآ مـآ بـܩونـیــב ڪـہ صـبـح کـلـے ؋ــعـآلـیـت בآریـ🗣
چـنـلـمـون خـوابیــב😴🥱
بـآے قـشـنـگـآم🖇
https://eitaa.com/avaHAAMiM
9.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سـلـآܩ قـشـنـگـآااا🤏🏻
صـبـحـتـون بــہ زیـبـآیـیـش🧑🏻🦱✨
بـریــܩ بـرآیـ ؋ــعـآلـیـت🛐
چـطـوریــב رنـگـیـن کـܩون هـآ🤍
صـبـحـتـون بـخـیـر🌱
https://eitaa.com/avaHAAMiM
⿻های گرلم 🦢✨↶⋆
⿻فعالیت #اد_مهلا شروع میشه گرلم🦢✨↶⋆
⿻بریم برای فعالیت اکلیلی گرلم🦢✨↶⋆
⿻قصرمون🦢✨↶⋆
⿻ https://eitaa.com/avaHAAMiM🦢✨↶⋆
★Roman nime I AZ ghalbam★
Part:68
Fasl:1
اوین از ماشین پیاده شد و وارد کافه شد
[خونه لیلاوحمید]
لیلا:جانا بیا کمک گلارو اب بده
جانا:چشم
جانا رفت و اب پاش را از گوشه تراس برداشت و به گل ها اب داد
لیلا هم داشت میوه هارو توی جامیوه میدید
جانا:مامان تموم شد
لیلا:دستت درد نکنه برو گردگیری کن یا شیرینی هارو توی ظرف بچین
جانا:باشه😮💨
جانا جعبه شیرینی رو از یخچال در اورد و یک ظرف از توی کابینت برداشت و مشغول کارش شد
خلاصه زمانی
ظهر...
[کافه]
اوین:الو
حامی:سلام عزیزم
اوین:حامی
حامی:جونم
اوین:میای دنبالم؟
حامی:بله که میام
اوین:زود بیااا
حامی:چشم خدافظ
اوین:خدافظ
پایان مکالمه
حامی لباسشو پوشید ویه دستی تو موهاش کشید و از خونه بیرون امد
و بعد از یک ربع رسید جلوی کافه
اوین از پشت در دید و به طرف ماشین حرکت کرد
اوین:سـلــام
حامی:سلام خانمم
حامی دست اوین را گرفت و یه بوسه نرم روی دست اوین
[خونه فرشته ورضا]
رضا از در تو امد
رضا:سلام به همه
اریانا:سلام بابایی
فرشته:سلام خسته نباشید
رضا:سلامت باشید
..
توراه
اوین:حامی بنظرت عروسیمون کیه؟
حامی:هوف..نمیدونم
اوین نگاهی به حامی کرد و دوباره نگاهش را به خیابان چرخاند
بعد از 10 دقیقه به خانه رسیدند
[خونه لیلاوحمید]
جانا:مامان مرسی خیلی خوشمزه بود
لیلا:خواهش میکنم
جانا رفت توی اتاقش گوشیشو برداشت و رو تخت دراز کشید
⿻بای گرلم 🦢✨↶⋆
⿻فعالیت #اد_مهلا تموم میشه گرلم🦢✨↶⋆
⿻فعالیت اکلیلی مون تموم شد 🦢✨↶⋆
⿻قصرمون🦢✨↶⋆
⿻ https://eitaa.com/avaHAAMiM🦢✨↶⋆