⿻های گرلم 🍋🌿↶⋆
⿻فعالیت #اد_مهلا_ادرمان شروع میشه گرل🍋🌿↶⋆
⿻بریم برای فعالیت اکلیلی گرلم🍋🌿↶⋆
⿻قصرمون🍋🌿↶⋆
⿻ https://eitaa.com/avaHAAMiM🍋🌿↶⋆
★Roman nime I AZ ghalbam★
Part:72
Fasl:1
لیلا از خواب بلند شد
از اتاق بیرون امد
حمید را دید،رفت کنارش
لیلا:صبح بخیر
حمید:سلام صبح توهم بخیر
لیلا:چرا اینجایی؟
حمید:پس کجا باشم
لیلا:منظورم تو تراسه
حمید:اها..هیچی اومدم به هوایی به سرم بخوره
لیلا:اهان
حمید جرعه ای از چای خورد
لیلا:بیا تو
حمید:باشه
[خونه فرشته و رضا]
رضا:خب اریانا خانم کجا میخوای بری
اریانا:با دوستم میرم بیرون
رضا:باشه..میخوای ببرمت
اریانا:نه خودم میرم
رضا:باشه
فرشته:پول داری مادر
اریانا:عام یه ۳ تومنی تو کارتم هست بابا میشه بازم پول بزنی؟🥺
رضا:برو هرموقع پول کم اوردی بگو بزنم
اریانا:مرسی🫂
فرشته:فقط اریانا
اریانا:بله
فرشته:زود بیا خونه
اریانا:ترسیدم چشم😁
فرشته:😁😌
رضا:سکتهاش دادی خانم😂
اریانا:من برم دیگه
رضا:برو
فرشته:به سلامت
اریانا خدافظ
اریانا در روباز کرد و از در بیرون رفت
تو راه....
اریانا:الو سلام
هلیا(یکی از دوستای اریانا):سلام
اریانا:کجایی تو دختر
هلیا:تو راهم
اریانا:پاساژ میای دیگه
هلیا:اره کجایی
اریانا:من نزدیکای پاساژم
هلیا:عه باشه منم ۵ دییقه دیگه اونجام
اریانا:باشه خدافظ
هلیا:خدافظ
اریانا گوشی رو قطع کرد
[خونه آوین و حامی]
اوین هنوز روی کاناپه نشسته بود
حامی هم کنارش نشسته بود
اوین دستش را روی سرش گزاشت
حامی:اوین....خوبی؟
اوین:اره..نه..نمیدونم
حامی:بلند شو اذیت نکن دیگه بریم دکتر
اوین:نه خوب میشم
حامی:هووف..از دست تو اوین
اوین:اممم..هرموقع بدتر شدم بریم
حامی:باشه..اما اگه الان میرفتیم بهتر بود
اوین:نه
حامی:باش
⿻بای گرلم 🍋🌿↶⋆
⿻فعالیت #اد_مهلا_ادرمان تموم میشه گرلم🍋🌿↶⋆
⿻فعالیت اکلیلی مون تموم شد🍋🌿↶⋆
⿻قصرمون🍋🌿↶⋆
⿻ https://eitaa.com/avaHAAMiM🍋🌿↶⋆
11.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شـبـتـونـ بـہ زیـبـآیـیـے چـشـمآش👀✨
خـواب هـآے حـآمـیمــے بـبـیـنـی🤍
بـآ مـآ بـܩونـیــב ڪـہ صـبـح کـلـے ؋ــعـآلـیـت בآریـ🗣
چـنـلـمـون خـوابیــב😴🥱
بـآے قـشـنـگـآم🖇
https://eitaa.com/avaHAAMiM