eitaa logo
زیـبـآیـے نـور☀️فور؟عزل
661 دنبال‌کننده
4.9هزار عکس
2.9هزار ویدیو
11 فایل
𝑩𝒂𝒓𝒂𝒚𝒆 𝒎𝒂𝒏 𝒉𝒂𝒏𝒐𝒐𝒛 𝒈𝒉𝒂𝒔𝒉𝒏𝒈𝒆 𝒅𝒊𝒅𝒂𝒏𝒆𝒕𖧧🌕 𝑳𝒆𝒂𝒕𝒉𝒆𝒓 1:[𖧧 @HaamimS1376 𖧧]🌼 𝑳𝒆𝒂𝒕𝒉𝒆𝒓 2 : [𖧧 @GandomAg92 𖧧]🌼 𝑺𝒕𝒂𝒓𝒕 :1404/9/4𖧧🐥 𝑶𝒖𝒓 𝒄𝒐𝒅𝒆 : 319𖧧✨🎫 𝑶𝒖𝒓 𝒉𝒐𝒖𝒔𝒆 : [𖧧 @avahaamim 𖧧]💛
مشاهده در ایتا
دانلود
⿻ب‍‌ای‍‌ گ‍‌‍‌رل‍‌‍‌م‍‌‍‌🍪🧸↶⋆ ⿻ف‍‌‍‌ع‍‌‍‌ال‍‌‍‌ی‍‌‍‌ت‍‌‍‌ ت‍‌م‍‌وم‍‌ م‍‌‍‌ی‍‌‍‌ش‍‌‍‌ه‍‌‍‌ گ‍‌‍‌رل‍‌‍‌م‍‌‍‌🍪🧸↶⋆ ⿻ف‍‌‍‌ع‍‌‍‌ال‍‌‍‌ی‍‌‍‌ت‍‌‍‌ اک‍‌‍‌ل‍‌‍‌ی‍‌‍‌ل‍‌‍‌ی‍‌‍‌ م‍‌ون‍‌ ت‍‌م‍‌وم‍‌ ش‍‌د 🍪🧸↶⋆ ⿻ق‍‌‍‌ص‍‌‍‌رم‍‌‍‌ون‍‌‍‌🍪🧸↶⋆ ⿻ https://eitaa.com/avaHAAMiM🍪🧸↶⋆
⿻ه‍‌ای‍‌ گ‍‌رل‍‌م‍‌ 🍋🌿↶⋆ ⿻ف‍‌ع‍‌ال‍‌ی‍‌ت‍‌ ش‍‌روع‍‌ م‍‌ی‍‌ش‍‌ه‍‌ گ‍‌رل‍‌🍋🌿↶⋆ ⿻ب‍‌ری‍‌م‍‌ ب‍‌رای‍‌ ف‍‌ع‍‌ال‍‌ی‍‌ت‍‌ اک‍‌ل‍‌ی‍‌ل‍‌ی‍‌ گ‍‌رل‍‌م‍‌🍋🌿↶⋆ ⿻ق‍‌ص‍‌رم‍‌ون‍‌🍋🌿↶⋆ ⿻ https://eitaa.com/avaHAAMiM🍋🌿↶⋆
★Roman nime I AZ ghalbam★ Part:78 Fasl:1 جانا:نه حامی حامی:غیرتی شودی؟ جانا:حامی حوصله ندارما حامی:چته...باشه نخور... جانا:😒 اوین با علامت به حامی گفت ولش کن حامی هم به ادامه رانندگیش رسید جانا:چرا از یه راه دیگه میری...منو ببر خونه مامان اینا حامی:____ جانا:حامی باتوهما حامی:نه...من گشنمه جانا:خب به من چه حامی:بریم یه چیز بخوریم اوین:بیا این چیپسو بخور و ساکت شو حامی:عه...خب بده..اما من اینو نمیبرم باید بیاد خونه ما جانا:چرا؟؟ حامی:فضول نباش انقدر☺️ حامی به سمت خونه حرکت کرد بعد از چند دقیقه ماشین در پارکینگ؛پارک شده بود حامی کلیدو در قفل انداخت و در رو باز کرد اوین وارد خانه شد و به سمت آشپز خانه حرکت کرد جانا هم بدون هیچ حرفی وارد خانه شد و روی یکی از کاناپه ها نشست حامی در را بست و رفت داخل اتاق لباس هایش را عوض کرد و بیرون امد اوین سه لیوان چایی ریخت و اورد حامی کنار جانا نشست و موهای جانا رو نوازش میداد جانا:نکن حامی:نشنیدم جانا:میگم نکن حامی اینبار جانا را در آغوش کشید جانا سرش را روی شونه حامی گزاشت و برای چند لحظه چشمانش را بست اوین:من قهرم جانا:ایش حامی کنار اوین رفت و خواست که بغلش کنه اوین:نمیخوامم حامی با زور اوین را در اغوش کشید اوین هم یه بوسه ای نرم روی گونه حامی زد جانا :اه اه اه [تو ماشین گندم و حامد] حامد:گندم گندم:هوم حامد:باهام قهری گندم:کم‌نه حامد:عه قهر نباش گندم:انتظار این‌یکی کارو ازت نداشتم حامد:چرا؟ گندم:بابا تو هنوز بچه ای حامد:۲۱ سالمه گندم:بازم بچه ای حامد:عه بس کن گندم:ها چیه؟ حامد:من که جز تو و جا‌...نا گندم:بس کن حامد:اه بزار حرفم و بزنم گندم:بفرما فقط زود حامد:من بجز شما کس دیگه ای ندارم مخصوصا شما دلم نمیخواد باهام قهر شی گندم:قهر نیستم حامد:نمیتونم باور کنم ثابت کن گندم یه بوسه ای روی لپ حامد زد
⿻ب‍‌ای‍‌ گ‍‌‍‌رل‍‌‍‌م‍‌‍‌ 🍋🌿↶⋆ ⿻ف‍‌‍‌ع‍‌‍‌ال‍‌‍‌ی‍‌‍‌ت‍‌‍‌ ت‍‌م‍‌وم‍‌ م‍‌‍‌ی‍‌‍‌ش‍‌‍‌ه‍‌‍‌ گ‍‌‍‌رل‍‌‍‌م‍‌‍‌🍋🌿↶⋆ ⿻ف‍‌‍‌ع‍‌‍‌ال‍‌‍‌ی‍‌‍‌ت‍‌‍‌ اک‍‌‍‌ل‍‌‍‌ی‍‌‍‌ل‍‌‍‌ی‍‌‍‌ م‍‌ون‍‌ ت‍‌م‍‌وم‍‌ ش‍‌د🍋🌿↶⋆ ⿻ق‍‌‍‌ص‍‌‍‌رم‍‌‍‌ون‍‌‍‌🍋🌿↶⋆ ⿻ https://eitaa.com/avaHAAMiM🍋🌿↶⋆