★Roman nime I AZ ghalbam★
Part:78
Fasl:1
جانا:نه حامی
حامی:غیرتی شودی؟
جانا:حامی حوصله ندارما
حامی:چته...باشه نخور...
جانا:😒
اوین با علامت به حامی گفت ولش کن
حامی هم به ادامه رانندگیش رسید
جانا:چرا از یه راه دیگه میری...منو ببر خونه مامان اینا
حامی:____
جانا:حامی باتوهما
حامی:نه...من گشنمه
جانا:خب به من چه
حامی:بریم یه چیز بخوریم
اوین:بیا این چیپسو بخور و ساکت شو
حامی:عه...خب بده..اما من اینو نمیبرم باید بیاد خونه ما
جانا:چرا؟؟
حامی:فضول نباش انقدر☺️
حامی به سمت خونه حرکت کرد
بعد از چند دقیقه ماشین در پارکینگ؛پارک شده بود
حامی کلیدو در قفل انداخت و در رو باز کرد
اوین وارد خانه شد
و به سمت آشپز خانه حرکت کرد
جانا هم بدون هیچ حرفی وارد خانه شد و روی یکی از کاناپه ها نشست
حامی در را بست و رفت داخل اتاق
لباس هایش را عوض کرد و بیرون امد
اوین سه لیوان چایی ریخت و اورد
حامی کنار جانا نشست و موهای جانا رو نوازش میداد
جانا:نکن
حامی:نشنیدم
جانا:میگم نکن
حامی اینبار جانا را در آغوش کشید
جانا سرش را روی شونه حامی گزاشت و برای چند لحظه چشمانش را بست
اوین:من قهرم
جانا:ایش
حامی کنار اوین رفت و خواست که بغلش کنه
اوین:نمیخوامم
حامی با زور اوین را در اغوش کشید
اوین هم یه بوسه ای نرم روی گونه حامی زد
جانا :اه اه اه
[تو ماشین گندم و حامد]
حامد:گندم
گندم:هوم
حامد:باهام قهری
گندم:کمنه
حامد:عه قهر نباش
گندم:انتظار اینیکی کارو ازت نداشتم
حامد:چرا؟
گندم:بابا تو هنوز بچه ای
حامد:۲۱ سالمه
گندم:بازم بچه ای
حامد:عه بس کن
گندم:ها چیه؟
حامد:من که جز تو و جا...نا
گندم:بس کن
حامد:اه بزار حرفم و بزنم
گندم:بفرما فقط زود
حامد:من بجز شما کس دیگه ای ندارم مخصوصا شما دلم نمیخواد باهام قهر شی
گندم:قهر نیستم
حامد:نمیتونم باور کنم ثابت کن
گندم یه بوسه ای روی لپ حامد زد
⿻بای گرلم 🍋🌿↶⋆
⿻فعالیت #اد_مهلا_ادرمان تموم میشه گرلم🍋🌿↶⋆
⿻فعالیت اکلیلی مون تموم شد🍋🌿↶⋆
⿻قصرمون🍋🌿↶⋆
⿻ https://eitaa.com/avaHAAMiM🍋🌿↶⋆