⿻های گرلم 🍋🌿↶⋆
⿻فعالیت #اد_مهلا_ادرمان شروع میشه گرل🍋🌿↶⋆
⿻بریم برای فعالیت اکلیلی گرلم🍋🌿↶⋆
⿻قصرمون🍋🌿↶⋆
⿻ https://eitaa.com/avaHAAMiM🍋🌿↶⋆
★Roman nime I AZ ghalbam★
Part:90
Fasl:1
حامی:جانا..
جانا:بله😭
حامی: عزیزم..بلند شو بریم
جانا:نه من هیچ جا نمیام😭
حامی:جانا شب خوب نیست اینجا بمونی
جانا:م..من میخوام کنارش باشم😭😭
زهرا:دخترم بلند شو..همه رفتن🥺
جانا:نه من جایی نمیرم😭
زهرا:نمیشه که عزیزم🥺
جانا:نمیخوام تنهاش بزارم😭
حامی:قربونت برم..مامان و اینا خونه منتظرند
آوین:جانای من بلند شو🙂
جانا:نهه😭
حامی:جانا...
جانا:به شرط اینکه فردا صبح هم بیایم🥺
حامی:باشه
جانا بلند شد و به همراه حامی و اوین سوار ماشین شدند و راه افتادن به سمت خونه..
جانا عکسای نهالو نگاه میکرد و داغ دلش تازه تر میشد
...بعد از نیم ساعت ترافیکی سخت ماشین جلوی ساختمان توقف کرد
جانا:مرسی خدافظ
حامی : بسلامت
اوین:خداحافظت
...تو ماشین
اوین:دلم برای جانا سوخت
حامی:اره طفلکی
اوین:هعی
حامی:بریم؟
اوین:بریم🙃
ماشین راه افتاد
اهنگ:
اگه میتونستم تورو میچیدم
جلو چشمام میزاشتمت و میدیدم
رز سفید من
ولی خشک میشی پیش من
تورو میکاشتم وسط قلبم
نمیزاشتم یه برگ بشه ازت کم
رز سفید من
[خونه جمال و زهرا]
زهرا:دخترقشنگم..تو میخواستی معلم بشی
😭چیشد چرا رفتی؟تو چیکار کردی؟🥺دلم برات تنگ شده😭😭
جمال:گریه نکن عزیزم🥺
زهرا:جمال چجوری گریه نکنم؟وقتی دخترم دیگه کنارم نیس😭
جمال:درکت میکنم..اما حالت بد میشه
زهرا:بزار حالم بد شه بمیرم برم پیش نهال
😭
جمال:خدانکنه عه..دیگه این حرفو نزن
زهرا:😭😭
[خونه لیلا و حمید]
لیلا:جانا..مامان
جانا:بله😭
لیلا:مامان دورت بگردم گریه نکن..چشمات شده مثل یه تیکه جیگر
جانا:مامان سخته😭
لیلا:میدونم مامان..
گوشی جانا زنگ خورد
حامد بود
جانا:الو😭
حامد:سلام دورت بگردم..چرا گریه میکنی
جانا:ولش کن کارتو بگو😭
حامد:بیام دنبالت؟
جانا:اره بیا🥺
حامد:باشه اماده شو من پایینم
جانا:عه باش🥺خدافظ
پایان مکالمه
جانا:مامان..نیلا اومده دنبالم بریم بیرون
لیلا:باشه برو
جانا اماده شد و کفش هاشو پوشیدو از خونه بیرون امد
⿻بای گرلم 🍋🌿↶⋆
⿻فعالیت #اد_مهلا_ادرمان تموم میشه گرلم🍋🌿↶⋆
⿻فعالیت اکلیلی مون تموم شد🍋🌿↶⋆
⿻قصرمون🍋🌿↶⋆
⿻ https://eitaa.com/avaHAAMiM🍋🌿↶⋆