3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
پست جدید جنآب صآلحی🥹✨
دمو جدید😭💘✨
𝗔 𝗺𝗼𝗺𝗲𝗻𝘁 𝗳𝗿𝗼𝗺 𝗵𝗶𝘀 𝘄𝗼𝗿𝗹𝗱🤍
𝗡𝗼 𝗰𝗼𝗽𝘆🪩
𝗣𝗹𝗮𝘀𝗲 𝗳𝗼𝗿𝘄𝗮𝗿𝗱✔️
𝗪𝗲𝗹𝗰𝗼𝗺𝗲 𝘁𝗼 𝗛𝗮𝗮𝗺𝗶𝗺𝘀𝗲𝗰𝗿𝗲𝘁🎧
𝗝𝗼𝗶𝗻: @avahaamim ☁️
کپشن پست :
متولدِ ۱۸ مهر سالِ ۵
.
میخوام انقدر کمالگرا نباشم ، از این به بعد هرچی بنویسم یه مقدارشو همون روز میذارم اینجا !
که تو مجبورم کنی منتشرش کنم .
عشق به تو که منو میشنوی ✨🤍
.
اسم هم پیشنهاد بده براش، لطفا .
𝗔 𝗺𝗼𝗺𝗲𝗻𝘁 𝗳𝗿𝗼𝗺 𝗵𝗶𝘀 𝘄𝗼𝗿𝗹𝗱🤍
𝗡𝗼 𝗰𝗼𝗽𝘆🪩
𝗣𝗹𝗮𝘀𝗲 𝗳𝗼𝗿𝘄𝗮𝗿𝗱✔️
𝗪𝗲𝗹𝗰𝗼𝗺𝗲 𝘁𝗼 𝗛𝗮𝗮𝗺𝗶𝗺𝘀𝗲𝗰𝗿𝗲𝘁🎧
𝗝𝗼𝗶𝗻: @avahaamim ☁️
Haamim|مُنجیytJFPpDChBSolZqg.mp3
زمان:
حجم:
1.1M
دمو جدید :) 😭✨
𝗔 𝗺𝗼𝗺𝗲𝗻𝘁 𝗳𝗿𝗼𝗺 𝗵𝗶𝘀 𝘄𝗼𝗿𝗹𝗱🤍
𝗡𝗼 𝗰𝗼𝗽𝘆🪩
𝗣𝗹𝗮𝘀𝗲 𝗳𝗼𝗿𝘄𝗮𝗿𝗱✔️
𝗪𝗲𝗹𝗰𝗼𝗺𝗲 𝘁𝗼 𝗛𝗮𝗮𝗺𝗶𝗺𝘀𝗲𝗰𝗿𝗲𝘁🎧
𝗝𝗼𝗶𝗻: @avahaamim ☁️
متن دمو:🤏🏾✨
یه دلِ سیر امشب گریه کردم؛
همه اشکامو به دریا هدیه کردم.
غرقِ غم شد همه دریا؛ هنوزم
سرِ سوزن کم نشد از قدِّ دردم…
همدمِ من، در و دیوارایِ خونهان بهجایِ تو؛
حالمو آیینه و حالا میدونن بهجایِ تو.
𝗔 𝗺𝗼𝗺𝗲𝗻𝘁 𝗳𝗿𝗼𝗺 𝗵𝗶𝘀 𝘄𝗼𝗿𝗹𝗱🤍
𝗡𝗼 𝗰𝗼𝗽𝘆🪩
𝗣𝗹𝗮𝘀𝗲 𝗳𝗼𝗿𝘄𝗮𝗿𝗱✔️
𝗪𝗲𝗹𝗰𝗼𝗺𝗲 𝘁𝗼 𝗛𝗮𝗮𝗺𝗶𝗺𝘀𝗲𝗰𝗿𝗲𝘁🎧
𝗝𝗼𝗶𝗻: @avahaamim ☁️
استوری جدید جنآب صآلحی ✨
𝗔 𝗺𝗼𝗺𝗲𝗻𝘁 𝗳𝗿𝗼𝗺 𝗵𝗶𝘀 𝘄𝗼𝗿𝗹𝗱🤍
𝗡𝗼 𝗰𝗼𝗽𝘆🪩
𝗣𝗹𝗮𝘀𝗲 𝗳𝗼𝗿𝘄𝗮𝗿𝗱✔️
𝗪𝗲𝗹𝗰𝗼𝗺𝗲 𝘁𝗼 𝗛𝗮𝗮𝗺𝗶𝗺𝘀𝗲𝗰𝗿𝗲𝘁🎧
𝗝𝗼𝗶𝗻: @avahaamim ☁️
1.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
استوری جدید جنآب صآلحی ✨
𝗔 𝗺𝗼𝗺𝗲𝗻𝘁 𝗳𝗿𝗼𝗺 𝗵𝗶𝘀 𝘄𝗼𝗿𝗹𝗱🤍
𝗡𝗼 𝗰𝗼𝗽𝘆🪩
𝗣𝗹𝗮𝘀𝗲 𝗳𝗼𝗿𝘄𝗮𝗿𝗱✔️
𝗪𝗲𝗹𝗰𝗼𝗺𝗲 𝘁𝗼 𝗛𝗮𝗮𝗺𝗶𝗺𝘀𝗲𝗰𝗿𝗲𝘁🎧
𝗝𝗼𝗶𝗻: @avahaamim ☁️
2.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
استوری جدید جنآب صآلحی ✨
𝗔 𝗺𝗼𝗺𝗲𝗻𝘁 𝗳𝗿𝗼𝗺 𝗵𝗶𝘀 𝘄𝗼𝗿𝗹𝗱🤍
𝗡𝗼 𝗰𝗼𝗽𝘆🪩
𝗣𝗹𝗮𝘀𝗲 𝗳𝗼𝗿𝘄𝗮𝗿𝗱✔️
𝗪𝗲𝗹𝗰𝗼𝗺𝗲 𝘁𝗼 𝗛𝗮𝗮𝗺𝗶𝗺𝘀𝗲𝗰𝗿𝗲𝘁🎧
𝗝𝗼𝗶𝗻: @avahaamim ☁️
832.5K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
استوری جدید جنآب صآلحی ✨
𝗔 𝗺𝗼𝗺𝗲𝗻𝘁 𝗳𝗿𝗼𝗺 𝗵𝗶𝘀 𝘄𝗼𝗿𝗹𝗱🤍
𝗡𝗼 𝗰𝗼𝗽𝘆🪩
𝗣𝗹𝗮𝘀𝗲 𝗳𝗼𝗿𝘄𝗮𝗿𝗱✔️
𝗪𝗲𝗹𝗰𝗼𝗺𝗲 𝘁𝗼 𝗛𝗮𝗮𝗺𝗶𝗺𝘀𝗲𝗰𝗿𝗲𝘁🎧
𝗝𝗼𝗶𝗻: @avahaamim ☁️
⿻های گرلم 🍋🌿↶⋆
⿻فعالیت #اد_مهلا_ادرمان شروع میشه گرل🍋🌿↶⋆
⿻بریم برای فعالیت اکلیلی گرلم🍋🌿↶⋆
⿻قصرمون🍋🌿↶⋆
⿻ https://eitaa.com/avaHAAMiM🍋🌿↶⋆
★Roman nime I AZ ghalbam★
Part:107
Fasl:1
..صبح..
اپین از خواب بیدار شد طبق معمول صبحانه نصف خورده روی میز بود کت حامی روی مبل و حامی هم نبود
اوین:هوووف از الان ببین چیکار میکنه😭😁
کت حامی رو برداشت و توی اتاق برد بعدش نشست و صبحانهاس را خورد
ساعت ۱۲ شد
حامی اومد
حامی:سلامممم
اوین:سلام😏
-:لباساتو حداقل جمع میکردیی
حامی:ببخشید دیرم شده بود
اوین:فدا سرت🙌🏻 اماده شو بریم
حامی بریم
اوین و حامی اماده شدند و رفتند و بعد از یک ربع رسیدن
[خونه فرشته و رضا]
همه اونجا بودند
حامی کنار حمید نشسته بود
اوین و اریانا توی اشپزخونه بودند و ادامه مهمانی.....
اردیبهشت سال بعد
[خونه حامی و اوین]
اوین:حامییی بیا ناهار
حامی:اومدم
اوین:سرد شـــــددد
حامی:ای بابا اومدم
-:به به چه کردی
اوین:دیگهه😌
حامی سر اوین رو بوسید
اوین:من قربونت برم
حامی:خدانکنه..فقط زود یه بشقاب بده که گرسنهام خیلی😉😅
اوین:بیا اقای صالحی😂
حامی:مرسیی
حامی روی صندلی نشست و برای خودش غذا کشید
اوین:حداقل برای منم میکشیدی
حامی:بشقاب ندادی
اوین:جلوته هااا
حامی:ندیدم ببخشید
اوین:اشکالی نداره
حامی:ناراحتی؟
اوین:نه
حامی:مطمئن باشم
اوین:اره
..........
بعد از ناهار..
ظرف ها شسته شده بودند
حامی خواب بود
اوین هم روی کاناپه نشسته بود
حامی از خواب بیدار شد و از اتاق بیرون امد
اوین نگاهش رو از تلویزیون به حامی برد
حامی:اوین
اوین:بله
حامی:نظرت چیه که اصفهان که کنسرت میزارم توهم بیای
اوین:نه نمیام
حامی:چرا؟خب حوصلت سرمیره..تنهایی
اوین:نه..باشه..کِی
حامی:چند ماه دیگه
اوین:از الان میگی
حامی:اره خب