هدایت شده از مرکز تخصصی روانشناسی آوانا
👆لوکیشن مرکز تخصصی مشاوره و خدمات روانشناختی آوانا
@avanaclinic
بسیاری از ما تصور میکنیم که عبور بدون گریه و خشم از یک بحران یا تروما، نشانه سرسختی و قدرت ماست. اما کارل گوستاو یونگ به ما هشدار میدهد که این آرامش ناگهانی را جشن نگیریم؛ این یک آرامش طبیعی نیست، بلکه مکانیزم “انفکاک روانی” است.
وقتی حجم درد از آستانه تحمل روان فراتر میرود، «روح خود را بیحس میکند تا منِ روانی (ایگو) بتواند به زندگی ادامه دهد.» در واقع روان ما کلید خاموش پنهانی را میزند تا فرو نپاشیم. ما به ظاهر زنده میمانیم، کار میکنیم، میخندیم و معاشرت میکنیم، اما حقیقت این است که بخش مهمی از وجود ما زنده به گور شده است.
بزرگترین تراژدی اینجاست: یونگ معتقد است آنچه را که حاضر نیستی احساس کنی، از بین نمیرود؛ بلکه در تاریکی ناخودآگاه منتظر میماند و روزی دیگر نه به شکل یک احساس، بلکه به شکل «سرنوشت» (بیماریهای روانتنی، انتخابهای اشتباه، تکرار روابط سمی) به سراغمان میآید.
اگر شما هم مدتی است که در برابر زخمهایتان هیچ حسی ندارید، وقت آن است که زرهِ فیکِ «من قوی هستم» را بردارید و در خلوت خود با آن بخشهای یخزده مواجه شوید. شفا از جایی آغاز میشود که دوباره جراتِ حس کردن پیدا کنیم.
•┈••✾•🦋•✾••┈•
#افسردگی
🫥 وقتی دیگر هیچچیز «بد» نیست… اما هیچچیز هم «خوب» نیست.
👈بعضیها فکر میکنند افسردگی یعنی گریه کردنِ مداوم.
اما خیلی وقتها افسردگی دقیقاً برعکس است.
دیگر حتی گریه هم نمیآید.
👌همهچیز در زندگی سر جایش هست:
درس، کار، خانواده، دوستان…
🌟اما درونت یک حس عجیب هست:
انگار رنگها از زندگی پاک شدهاند.
👈چیزهایی که قبلاً خوشحالت میکردند، حالا فقط «میگذرند».
میخندی… اما درونت چیزی تکان نمیخورد.
🧠 خیلیها در این مرحله با خودشان میگویند:
«من که مشکلی ندارم… پس چرا اینقدر خالیام؟»
🌼اما حقیقت این است:
افسردگی همیشه با فریاد نمیآید.
گاهی آرام میآید و شوق زندگی را کمکم خاموش میکند.
🫂 اگر مدتی است حس میکنی زندگی فقط «میگذرد» و تو واقعاً در آن حضور نداری،
👌شاید وقتش باشد این حس را جدی بگیری.
🏅گاهی یک گفتوگوی درست با متخصص و درمانگر، میتواند دوباره نور را به جایی برگرداند که خاموش شده.
@behjat53
09136700674
فاطمه السادات بهجتی . ارشدمشاوره
#فردی
#خانواده وزوج درمانی
#پیش از ازدواج
مرکز تخصصی روانشناسی آوانا
یکی از سختترین سؤالها این نیست که حالم خوبه یا نه؟ بلکه اینه که از کجا بفهمم وقتشه با یک درمانگر حرف بزنم؟
👥 از کجا بفهمیم وقتش رسیده با یک درمانگر حرف بزنیم؟
1- وقتی ذهنت شلوغتر از همیشه شده.
2- وقتی استرس دیگه فقط استرس نیست.
3- وقتی احساساتت انگار کنترل زندگیت رو دست گرفتن.
4- وقتی راههای کنار اومدن با مشکلات، خودشون به مشکل تبدیل میشن.
5- وقتی مدام به هدفت نزدیک میشی اما بهش نمیرسی.
6- وقتی رابطهها مدام به یک نقطه مشترک ختم میشن.
7- وقتی زندگی تغییر کرده و هنوز باهاش کنار نیومدی.
8- وقتی بدنت زودتر از خودت متوجه میشه. (بیخوابی، خواب بیش از حد، تغییر اشتها، خستگی مداوم، تنش عضلانی یا احساس فرسودگی)
9- وقتی دیگه از چیزهایی که دوست داشتی لذت نمیبری.
10- وقتی صدای منتقد درونت از صدای خودت بلندتر شده.
👈 و مهمتر از همه...
📌 لازم نیست حتماً در بحران باشی تا به درمانگر مراجعه کنی. گاهی فقط این حس وجود داره که چیزی سر جاش نیست. نه فاجعهای رخ داده، نه زندگی از هم پاشیده، اما انگار کیفیت زندگی پایینتر از چیزی شده که میتونه باشه. همین هم دلیل کافیایه برای اینکه با درمانگر حرف بزنی.