eitaa logo
آوای دღل
445 دنبال‌کننده
3.4هزار عکس
2.1هزار ویدیو
48 فایل
📚 آوای دل جایی برای اندیشه، احساس و نگاه تازه به زندگی. از الهام و دانستنی تا تجربه و هنر — همه در یک جا. با ما همراه باشید؛ جایی که هر محتوا، صدایی از دل دارد. 🌿 https://eitaa.com/avayedel0
مشاهده در ایتا
دانلود
8.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 همه را زدند تا راحت کشور را تسلیم کنند.... پیش بینی همه چیز رو کردند الا بعثت ملت و این ملت کار دشمنان داخلی و بیرونی را تمام خواهد کرد ✨𝐉𝐨𝐢𝐧↴ 『@avayedel0』 ┅✧❁☀️❁✧┅
🔹تحریم «نهاد مدیریت آبراه خلیج فارس» از سوی آمریکا وزارت خزانه‌داری آمریکا اعلام کرد سازمان تازه تأسیس ایرانی «نهاد مدیریت آبراه خلیج فارس» را به فهرست تحریم‌های خود اضافه کرده است. ✨𝐉𝐨𝐢𝐧↴ 『@avayedel0』 ┅✧❁☀️❁✧┅
6.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 فواد ایزدی: ایران نه غزه است نه لبنان 🔹کارشناس مسائل آمریکا و بین الملل: پیشنهادم به مسئولان این است، من اگر جای آنها بودم اعلام می‌کردم که هرباری که از این به بعد به ایران حمله شود تنگۀ هرمز یک ماه بیشتر بسته می‌ماند. 🔹اگر با این نوع حملات به‌صورت جدی برخورد نشود تهدیدها ادامه دارد. 🔹ما به آمریکا امتیاز نمی‌دهیم ایران نه غزه است نه لبنان. 🚀🔥 ✨𝐉𝐨𝐢𝐧↴ 『@avayedel0』 ┅✧❁☀️❁✧┅
پیام حضرت آیت‌الله سیّدمجتبیٰ خامنه‌ای رهبر معظّم انقلاب اسلامی به مناسبت سالروز افتتاح اولین دوره مجلس شورای اسلامی و آغاز سومین سال فعالیت مجلس دوازدهم.pdf
حجم: 135K
📖 متن کامل پیام حضرت آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای رهبر انقلاب اسلامی به‌مناسبت سالروز افتتاح اولین دوره مجلس شورای اسلامی و آغاز سومین سال فعالیت مجلس دوازدهم | ۷ خرداد ۱۴۰۵ 🔗 farsi.khamenei.ir/news-content?id=62984 📲 @rahbar_enghelab_ir
به سپهبد شهید سید عبدالرحیم موسوی «اگر هزار بار برای این مردم کشته شوم...» این کلام، نه فقط شورِ عشق، بلکه آیینه‌ی هدایت است. چشم‌اندازِ شما، فراتر از «من» بود؛ «منیت‌ها» را در پایِ «ما» قربانی کرد تا درسِ ایثار را به زندگیِ امروزمان بیاورد. این پیامِ جاودان، ما را به فدا کردنِ خود برایِ هدفی بزرگتر، فرا می‌خواند. یادِ شما، چراغِ راهِ حقیقت.
آوای دღل
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸 💖رمان پیچک💖 قسمت۲۹ لامپ های نیمه سوخته تا حدودی داخل سوله رو روشن می‌کردند..نیما به حالت ن
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸 💖رمان پیچک💖 قسمت۳۰ نیما به سختی شروع به صحبت کرد: ×ت..تاجیک..رف..رفت دنبال..صبوری..اون سه نفر هم..ب..با خودشون..بردن..نوچه هاش..اونارو..گروگان گرفتن..خو..خودشون مید..می‌دونستن.. صبوری کسی نیست که..توی مواقع خطر..به..به فکر زیردست هاش باشه..میخوان..با تهدید جو..جون اونا..خودشون نجات بدن.. بعدش به سختی سرفه کرد و لخته ای خون از دهانش خارج شد.. حسی که شهاب داشت براش خیلی آشنا بود..احساس میکرد داره بار دیگه برادرش،شاهین رو از دست میده..مثل زمانیکه خبر کشته شدن اونو شنید،بغض کرد..با خودش عهد کرده بود بعد از برادرش برای هیچ کس اشک نریزه ولی دید نمیتونه پای قولش بایسته..گفته بود اجازه نمیده هرگز احساسش بهش چیره بشه ولی چه قول غیر ممکنی!!چطور میشه کسی که حس انسانیتش بیداره،احساس نداشته‌باشد..شهاب احساس می‌کرد دوباره خانواده داره..تاجیک مثل پدرش،فرهاد و نیما مثل برادرهاش و سایه مثل...عقلش میگفت سایه هم مثل خواهرت..ولی دلش..سایه خواهر نبود..سایه همدم بود..سایه تکیه‌گاه بود..کی گفته فقط زن ها تکیه‌گاه میخوان؟کی گفته یک مرد همیشه باید پشت و پناه باشه؟یک مرد هم نیاز داره که گاهی به پاتوق دنج دنیای زیبای یک زن پا بذاره و از وجودش آرامش بگیره..دل شهاب عجیب هوای سایه کرده بود..دلش می‌خواست الان اینجا بود و آرومش می‌کرد.. اگه سایه بود...صدای تیراندازی رشته افکارشو پاره کرد..نیما به سختی نفس می‌کشید و رنگش به شدت پریده بود..شهاب به آرومی سر رفیقی که به تازگی بدجوری با حرفاش گزیده بودش رو در آغوش گرفت..اجازه داد اشک های گرم صورت یخ زدشو بپوشونه..نفس های نیما کند و کندتر و ناگهان متوقف شد..دستش بی‌حس کنار بدنش افتاد..اشک های شهاب شدت گرفت و از هق‌هق شونه هاش به لرزش دراومد..صدای گریه‌اش توی زوزه باد و شلیک گلوله گم شد.. تاجیک توی دل تاریکی در تعقیب صبوری بود..پاهاش با فکر انتقام از قاتل دختر یکی‌یکدونش ،جون گرفته بود..گردن نحسش فقط چند متر با دستانش که آماده خفه کردن این مرد بودن،فاصله داشت..بهش رسید و از پشت یقشو گرفت..صبوری روی زمین سنگلاخی پرت شد.. لگدی به پهلوی صبوری زد و گفت: -مدت هاست دنبالتم..هر دفعه مثل ماهی از دستم لیز خوردی..(لگد دوم)اینبار با تفوذ توی زیردستات گیرت انداختم(لگد بعدی)چیه؟چشمات گشاد شد..حتی فکرش هم نمیکردی که منشی شرکتت،یه دختر معمولی ساده اینطوری تو رو توی دام بندازه..سایه فراهانی‌..هم سن و سال همون دختر هایی که برای منفعت خود پول‌پرستت جنازشون هم به دست خانوادشون ندادی... در این حین صبوری اسلحه مخفی‌شده زیر کمربندش بیرون کشید و از غفلت تاجیک استفاده کرد و به سمتش شلیک کرد..تیر به کتفش برخورد کرد و پیرمرد از سر درد فریادی کشید..گرگ پیر با لبخند کریهی از جا برخاست و به سمت قلب تاجیک نشونه رفت.. 🌸🌸🌸🌸🌸🌸
مداحی آنلاینمداحی آنلاین - نماهنگ بعد مرگم - مهدی رسولی.mp3
زمان: حجم: 6.6M
🥀❤️‍🩹هیچکسی غیر خودت نمیخوره به دردم تو رفاقت با کسی جز تو حساب نکردم دو سه خط نامه نوشتم برا بعد مرگم ای دورت بگردم. 🔉 🎙 ❀͜͡🥀 •┈—┈—┈✿┈—┈—┈• https://eitaa.com/avayedel0
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
✨شب زیباتون 💫متبرک به ✨گرمی نگاه خدا 💫الــهی ✨دلخوشی‌هاتون افزون 💫دلاتون مملو از شادی ✨و جمع خانواده‌تون 💫پراز دلگرمی و عشق و لبخند‌ شبتون بخیر💫
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
❣ 📖 السلام علیک فی آنآء لیلک و اطراف نهارک... 🌱سلام بر تو ای مولایی که در شب تیره‌ی غیبت، همه از تو نور می جویند؛ و در روز ظهورت، همه با آفتاب تو راه بندگی را میپویند. سلام بر تو و بر روز ظهورت🌱 ✨𝐉𝐨𝐢𝐧↴ 『@avayedel0』 ┅✧❁☀️❁✧┅