eitaa logo
آوای دღل
410 دنبال‌کننده
3.6هزار عکس
2.2هزار ویدیو
51 فایل
📚 آوای دل جایی برای اندیشه، احساس و نگاه تازه به زندگی. از الهام و دانستنی تا تجربه و هنر — همه در یک جا. با ما همراه باشید؛ جایی که هر محتوا، صدایی از دل دارد. 🌿 https://eitaa.com/avayedel0
مشاهده در ایتا
دانلود
آیه133🌹ازسوره بقره🌹 أَمْ كُنْتُمْ شُهَداءَ إِذْ حَضَرَ يَعْقُوبَ الْمَوْتُ إِذْ قالَ لِبَنِيهِ ما تَعْبُدُونَ مِنْ بَعْدِي قالُوا نَعْبُدُ إِلهَكَ وَ إِلهَ آبائِكَ إِبْراهِيمَ وَ إِسْماعِيلَ وَ إِسْحاقَ إِلهاً واحِداً وَ نَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ‌ آيا شما (يهوديان) هنگامى كه مرگ يعقوب فرا رسيد، حاضر بوديد؟! آن هنگام كه به فرزندان خود گفت: پس از من چه مى‌پرستيد؟ گفتند: خداى تو وخداى پدرانت ابراهيم واسماعيل واسحاق، خداوند يكتا، وما در برابر او تسليم هستيم آیه133🌹ازسوره بقره🌹 أَمْ :آیا كُنْتُمْ : بودیدشما شُهَداءَ:حاضر إِذْ :هنگامی که حَضَرَ :فرارسید يَعْقُوبَ :يعقوب را الْمَوْتُ:مرگ إِذْ :آنگاه که قالَ:گفت لِبَنِيهِ:به پسرانش ما :چه تَعْبُدُونَ:می پرستید مِنْ بَعْدِي:پس از من قالُوا :گفتند نَعْبُدُ : می پرستیم إِلهَكَ :خدای تورا وَ إِلهَ :وخدای آبائِكَ:پدرانت إِبْراهِيمَ:ابراهيم وَ إِسْماعِيلَ:واسماعيل وَ إِسْحاقَ:واسحاق إِلهاً :که خدایی واحِداً:یگانه است وَ نَحْنُ :وما لَهُ :برای او مُسْلِمُونَ‌: فرمانبریم
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
8.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سه‌مانـع‌بزرگ‌برای‌دیـداربا (عج): • دنیـازدگی(حبّ‌دنیـا) • غـرور،تکبـر • قطـع‌صله‌رحـم یک‌بار‌جمالِ‌دل‌آرایت‌را‌ندیده‌ام..💔🥀
5.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
حالا منم و چشم ترمو باران اباعبدالله....
زائران ومسافران کربلا لطفا توجه کنید. از موکب ۵۱۹ پرهیز کنید .🌷🌹
"برترین راه برای غلبه بر استرس، تغییر نگرش به زندگی است." - رابرت چیلدین وقتی زندگی سخت میشه و استرس زیادی میاره، بهتره یکم تنوع و تازگی به دیدگاهت بدی. به جای فکر کردن به همون قضیه‌های قدیمی و پیچیده، یه نگاه جدید بینداز. این کار کمک می‌کنه که با مشکلات بهتر روبرو شی و به راحتی باهاشون برخورد کنی. بهترین راه برای کنترل استرس، اینه که مغزتو یه جورایی بازنگری کنی و به دنیا از یه زاویه متفاوت نگاه کنی
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸 💗نگاه خدا💗 قسمت4 توی راه بابا اصلا حرفی نزد،رسیدیم خونه بابا ماشینو برد پارکینک منم زودتر رفتم خونه که برم تو اتاقم...چشمم به سجاده مامان افتاد که اون شب جمع نکرده بودم رفتم نشستم کناره سجاده... قفل زبونم باز شد : یعنی اینقدر بد بودم که حتی صدامو نشنیدی؟ به حال روزم نگاه نکردی؟ من که از تو چیز زیادی نخواستم! من که قول داده بودم که دختره خوبی میشم هر چی گفتی انجام بدم... کجاست اون بخشندگی اید هان... چرا صدامو نشنیدی... دیگه نمیخوامت ... دیگه نیازی به تو ندارم... تما زندگی من الان زیر خاکه ،دیگه هیچ نمیخوام ازت... شروع کردم به جیغ و داد کردن سجاده رو پرت کردم مهره خورد شد از شدت پرتاب من... اونطرف تر،تسبیح مادرمو گرفتم پاره کردم... بابا شنیدن صدام خودشو رسوند داخل خونه اومد کنارمو بغلم کرد: سارا جان اروم باش بابا - چه جوری اروم باشم بابا .... مامان دیگه نیست پیش ما .. بابا عشقت الان زیر خاکه ... بابا رضا اشک میریخت و چیزی نمیگفت : اینقدر تو بغلش گریه کردم که نفهمیدم چی شد که از حال رفتم و چشممو باز کردم توی اتاق بودم .... نرگس جون کنارم بود،به دستم سرم زده بودن نرگس جون: سلام سارا جان ،بهتری؟ - بابام کجاست؟ نرگس جون:رفته مراسم،میخواست بونه پیشت ولی ما نزاشتیم زشت میشد اگه نمیرفت ،بابا رضا هم گفت نمیخواد تو بیای مراسم ،شاید باز حالت بد بشه ... یه هفته گذشت و بابا اجازه نمیداد تو هیچ مراسمی شرکت کنم حتی سر خاک هم منو نمیبرد ،میترسید حالم بد بشه، واقعا خیلی بد حالم،پدرم حال خودش از من خراب تر بود ،نیمه های شب صدای گریه هاشو از تو اتاقم میشنیدم به خودم میگفتم بابا جون تو چقدر صبوری منم توی اتاقم بودم و با عکس مامانم حرف میزدمو گریه میکردم.... در طول روز نرگس جون و خاله زهرا میاومدن بهم سر میزدن بعد یک ماه بابا اومد تو اتاقم: بابا سارا آماده شو بریم سر خاک... (من چقدر خوشحال بودم که بلاخره میتونم برم سر خاک مامان فاطمه) سریع اماده شدم و رفتیم رسیدیم بهشت زهرا ،دسته بابا رو گرفته بودمو همراهش میرفتیم رسیدیم به سنگ قبر مامان پاهام سست شد نشستم کناره قبر سرمو گذاشتم روی سنگ سلام مامان قشنگم ببخش که دیر اومدم پیشت... چقدر دلم برات تنگ شده بود... چقدر زود از پیش ما رفتی.... بعد کلی درد و دل و گریه همراه بابا به سمت خونه حرکت کردیم... 🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
وقتی ظرف می‌شویی دعا کن ...! شکر کن ...! به خاطر اینکه ظرف‌هایی داری که بشویی ! یعنی غذایی در کار بوده ... یعنی کسی را سیر کردی ... یعنی با محبت، با عشق، از یکی دو نفر مراقبت کردی ... برایشان آشپزی کردی، میز چیده‌ای ... تصور کن چند میلیون نفر در این لحظه ، ظرفی برای شستن ندارند ...! یا کسی را ندارند که برایشان میز بچینند
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
‍ ☀️بسم الله الرحمن الرحیم☀️ ✨امروز یکشنبه 28 مرداد 1403 هجرے شمسى🗓 13 صفر 1446 هجری قمرے🗓 18 اوت 2024 ميلادى🗓 ذکر روز یکشنبه 🌷 ✨دعای برکت روز: 🍀امام صادق(ع):وقتى صبح دمید بگو: (الحَمدُللهِ فالِقِ الإِصباحِ، سُبحانَ رَبِّ المَساءِ وَالصَّباحِ، اللّهُمَّ صَبِّح آلَ مُحَمَّدٍ بِبَرَکَةٍ و عافِیَةٍ، و سُرورٍ و قُرَّةِ عَینٍ.اللّهُمَّ إنَّکَ تُنَزِّلُ بِاللَّیلِ وَالنَّهارِ ما تَشاءُ، فَأَنزِل عَلَیِّ و عَلى أهلِ بَیتی مِن بَرَکَةِ السَّماواتِ وَالأَرضِ رِزقا حَلالاً طَیِّبا واسِعا تُغنینی بِهِ عَن جَمیعِ خَلقِک)َ. 📘بحار الأنوارج87/ص356 🌤أللَّھُـمَ ؏َـجِّـلْ لِوَلیِڪَ ألْـفَـرَج🌤