"برترین راه برای غلبه بر استرس، تغییر نگرش به زندگی است." - رابرت چیلدین
وقتی زندگی سخت میشه و استرس زیادی میاره، بهتره یکم تنوع و تازگی به دیدگاهت بدی.
به جای فکر کردن به همون قضیههای قدیمی و پیچیده، یه نگاه جدید بینداز. این کار کمک میکنه که با مشکلات بهتر روبرو شی و به راحتی باهاشون برخورد کنی. بهترین راه برای کنترل استرس، اینه که مغزتو یه جورایی بازنگری کنی و به دنیا از یه زاویه متفاوت نگاه کنی
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
💗نگاه خدا💗
قسمت4
توی راه بابا اصلا حرفی نزد،رسیدیم خونه بابا ماشینو برد پارکینک منم زودتر رفتم خونه که برم تو اتاقم...چشمم به سجاده مامان افتاد
که اون شب جمع نکرده بودم
رفتم نشستم کناره سجاده...
قفل زبونم باز شد :
یعنی اینقدر بد بودم که حتی صدامو نشنیدی؟
به حال روزم نگاه نکردی؟
من که از تو چیز زیادی نخواستم!
من که قول داده بودم که دختره خوبی میشم
هر چی گفتی انجام بدم...
کجاست اون بخشندگی اید هان...
چرا صدامو نشنیدی...
دیگه نمیخوامت ...
دیگه نیازی به تو ندارم...
تما زندگی من الان زیر خاکه ،دیگه هیچ نمیخوام ازت...
شروع کردم به جیغ و داد کردن سجاده رو پرت کردم مهره خورد شد از شدت پرتاب من... اونطرف تر،تسبیح مادرمو گرفتم پاره کردم...
بابا شنیدن صدام خودشو رسوند داخل خونه
اومد کنارمو بغلم کرد: سارا جان اروم باش بابا
- چه جوری اروم باشم بابا ....
مامان دیگه نیست پیش ما ..
بابا عشقت الان زیر خاکه ...
بابا رضا اشک میریخت و چیزی نمیگفت :
اینقدر تو بغلش گریه کردم که نفهمیدم چی شد که از حال رفتم و چشممو باز کردم توی اتاق بودم ....
نرگس جون کنارم بود،به دستم سرم زده بودن
نرگس جون: سلام سارا جان ،بهتری؟
- بابام کجاست؟
نرگس جون:رفته مراسم،میخواست بونه پیشت ولی ما نزاشتیم زشت میشد اگه نمیرفت ،بابا رضا هم گفت نمیخواد تو بیای مراسم ،شاید باز حالت بد بشه ...
یه هفته گذشت و بابا اجازه نمیداد تو هیچ مراسمی شرکت کنم حتی سر خاک هم منو نمیبرد ،میترسید حالم بد بشه، واقعا خیلی بد حالم،پدرم حال خودش از من خراب تر بود ،نیمه های شب صدای گریه هاشو از تو اتاقم میشنیدم به خودم میگفتم بابا جون تو چقدر صبوری منم توی اتاقم بودم و با عکس مامانم حرف میزدمو گریه میکردم....
در طول روز نرگس جون و خاله زهرا میاومدن بهم سر میزدن بعد یک ماه بابا اومد تو اتاقم: بابا سارا آماده شو بریم سر خاک...
(من چقدر خوشحال بودم که بلاخره میتونم برم سر خاک مامان فاطمه)
سریع اماده شدم و رفتیم
رسیدیم بهشت زهرا ،دسته بابا رو گرفته بودمو همراهش میرفتیم رسیدیم به سنگ قبر مامان پاهام سست شد نشستم کناره قبر
سرمو گذاشتم روی سنگ سلام مامان قشنگم
ببخش که دیر اومدم پیشت...
چقدر دلم برات تنگ شده بود...
چقدر زود از پیش ما رفتی....
بعد کلی درد و دل و گریه همراه بابا به سمت خونه حرکت کردیم...
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
وقتی ظرف میشویی دعا کن ...!
شکر کن ...!
به خاطر اینکه ظرفهایی داری که بشویی !
یعنی غذایی در کار بوده ...
یعنی کسی را سیر کردی ...
یعنی با محبت، با عشق، از یکی دو نفر مراقبت کردی ...
برایشان آشپزی کردی، میز چیدهای ...
تصور کن چند میلیون نفر در این لحظه ،
ظرفی برای شستن ندارند ...!
یا کسی را ندارند که برایشان میز بچینند
☀️بسم الله الرحمن الرحیم☀️
✨امروز یکشنبه
28 مرداد 1403 هجرے شمسى🗓
13 صفر 1446 هجری قمرے🗓
18 اوت 2024 ميلادى🗓
ذکر روز یکشنبه
#یاذالجلال_والاکرام🌷
✨دعای برکت روز:
🍀امام صادق(ع):وقتى صبح دمید بگو:
(الحَمدُللهِ فالِقِ الإِصباحِ، سُبحانَ رَبِّ المَساءِ وَالصَّباحِ، اللّهُمَّ صَبِّح آلَ مُحَمَّدٍ بِبَرَکَةٍ و عافِیَةٍ، و سُرورٍ و قُرَّةِ عَینٍ.اللّهُمَّ إنَّکَ تُنَزِّلُ بِاللَّیلِ وَالنَّهارِ ما تَشاءُ، فَأَنزِل عَلَیِّ و عَلى أهلِ بَیتی مِن بَرَکَةِ السَّماواتِ وَالأَرضِ رِزقا حَلالاً طَیِّبا واسِعا تُغنینی بِهِ عَن جَمیعِ خَلقِک)َ.
📘بحار الأنوارج87/ص356
🌤أللَّھُـمَ ؏َـجِّـلْ لِوَلیِڪَ ألْـفَـرَج🌤
آیه134🌹ازسوره بقره 🌹
تِلْكَ أُمَّةٌ قَدْ خَلَتْ لَها ما كَسَبَتْ وَ لَكُمْ ما كَسَبْتُمْ وَ لا تُسْئَلُونَ عَمَّا كانُوا يَعْمَلُونَ
آنها امتى بودند كه درگذشتند، دست آورد آنها مربوط به خودشان و دست آورد شما نيز مربوط به خودتان است و شما از آنچه آنان انجام دادهاند، بازخواست نخواهيد شد
آیه134🌹ازسوره بقره 🌹
تِلْكَ: آنان
أُمَّةٌ :گروهی اند
قَدْ خَلَتْ :که همانا در گذشتند
لَها :برایایشان است
ما :آنچه
كَسَبَتْ :به دست آورده اند
وَ لَكُمْ:وبرای شماست
ما :آنچه
كَسَبْتُمْ:به دست آورده اید
وَ لا تُسْئَلُونَ:وپرسیده نمی شوید
عَمَّا :ازآنچه
كانُوايَعْمَلُونَ:آنان می کردند
🔵امام مهدی شناسی
🌿زیارت آل یاسین🌿
✨اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا مِيثاقَ اللهِ✨
🔺«اسیر خدا»
💠 زائر با سلام بر میثاقالله، خواهان آنست كه اسيرالله شود، او اسارت در دستان امام زمان عجلاللهتعالیفرجه را خواهان است، زيرا امام جلوه كامل خدوند سبحان است.
💠 او با رسیدن به مقام تسلیم، ذرهای اعتراض و ناشکری قلبی و لسانی ندارد در حقيقت:
«پسندد آنچه را جانان پسندد»
💠در حكايات آمده است:
🔸 نوجوانی به اسارت سلطان محمود درآمدو پس از مدتی وزیر سلطان شد. روزی سلطان او را در حال گریه كردن ديد ،علت را جویا شد،اودر پاسخ گفت: مادرم همیشه مرا به اسارت در دستان سلطان نفرین میکرد. به همین دلیل از اسارت سلطان بیمناک بودم. اما از زمان اسارت تنها لطف و مهر سلطان نصیب من شده است. ایکاش این اسارت زودتر برایم رقم میخورد.
💠زائر طالب بودن هميشكی در دستان امام است و این امر با اسارت و پناهندگی به امام محقق میگردد.
💠 زائر با این ارتباط، عنوان «ثقه» را میيابد و از هرگونه خیانت و نقصان و كوتاهی رها میشود. دراین مرحله به گفتار و کردارش مُهر ثقه و اعتماد زده میشود.
✨ اگر خواهی آری به کف دامن او
✨ برو دامن از هر چه جز اوست برچین
#مهدی_شناسی
#زیارت_آل_یس
#استاد_بروجردی
پیامهای منفی والدین به فرزندانشان که زمینهساز خجالتی بودن میشود:
بچه! تو چقدر شری؟!
بچه خوب این کارو نمی کنه!
تو چقدر دست و پا چلفتی!
مگه میشه آدم اینقدر سادهلوح باشه!
مثل بچههای لوس رفتار نکن!
مثل بچهها رفتار نکن!
آدم قوی که گریه نمیکنه!
اگه این یا اون کارو کنی دوست ندارم!
تو یه دختربچه/پسربچه بدی هستی که این کارو کردی یا اینو گفتی