#با_خودت_تکرار_کن :
«امروز روز من است،
و ایمان دارم هر چه به صلاح
من باشد، به دستِ خداوند،
و به بهترين شكل برايم رقم
می خورد.»
#خدایا_سپاسگزارم
@poshtekhakrizhayeeshgh
سید علی الخامنهایزنی در متن تاریخ.mp3
زمان:
حجم:
11.8M
زینب کبری (س) یک نمونه برجسته تاریخی است که عظمت حضور یک زن را در یکی از مهمترین مسائل تاریخ نشان می دهد .این که گفته می شود در حادثه عاشورا در کربلا خون بر شمشیر پیروز شد، عامل این پیروزی حضرت زینب (س) بود.
کربلا در کربلا می ماند اگر زینب نبود
سر نی در نینوا می ماند اگر زینب نبود
السلام علیک یا زینب کبری
🌺🕊🌺🕊🌺🕊🌺🕊
@poshtekhakrizhayeeshgh
‼️دست زدن به شیر آب در هنگام وضو
🔷سوال: اگر شخص وضو گیرنده، هنگام شستن دست ها و صورت به قصد وضو اقدام به باز و بسته کردن شیر آب نماید، این کار او چه حکمی دارد؟
✅ جواب : اشکال ندارد و به صحّت وضو لطمه ای نمی زند.
👈 ولی اگر بعد از فراغت از شستن دست چپ و قبل از مسح با آن، دستش را روی شیری که خیس است بگذارد و آب وضوی دست با آب خارج از وضو مخلوط شود، مسح با رطوبتی که مختلط از آب وضو و آب خارج است، صحیح نمی باشد.
🍃🌹🍃🌹🍃🌹🍃🌹🍃
آوای دღل
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸 💗نگاه خدا💗 قسمت46 پنجشنبه صبح زود بیدار شدم چون میدونستم عاطفه زود میاد دنبالم رفتم حم
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
💗 نگاه خدا💗
قسمت47
سوار ماشین شدیمو رفتیم پاتوق همیشگیمون توی راه اصلا حرفی نزدم
رفتم داخل کافه روی یه میز نشتیم
عاطی: سارا اتفاقی افتاده؟
چرا اصلا حرفی نمیزنی؟
( منم کل ماجرا رو براش تعریف کردم )
عاطی: دختره دیونه اون پسره جونتو نجات داد ،تو برو بر نگاش کردی؟
- زبونم و مغزم قفل کرد با دیدنش ،نمیدونستم چیکار کنم
عاطی؛ اشکال نداره ،دفعه بعد اومدی ازش تشکر کن
- نمیدونم اگه دفعه بعدی هم باشه
نزدیکای غروب بود که عاطفه منو رسوند خونه
رفتم تو اتاقم لباسامو دراوردم یه کم دراز کشیدم
ای کاش میتونستم نرم امشب ،
اصلا حالم خوب نبود ،
صدای باز شدن در ورودی و شنیدم
بابا رضا بود ،میدونستم که بابا رضا هیچ وقت بهم نمیگه که بیا امشب ،واسه همین از توکمد لباس عیدی که بابا خریده بود و پوشیدم رفتم بیرون - سلام بابا رضا
بابا رضا: سلام ساراجان - من اماده م شما هم برین یه لباس قشنگ بپوشین باهم بریم (بابا رضا چیزی نگفت فقط گفت ) چشم ،بابا اماده شد و سوار ماشیم شدیم و حرکت کردیم توی راه فقط به اتفاق این مدت فکر کردم ،یعنی اینا همه یه نشونه اس؟
بابارضا: ساراجان رسیدیم ( نگاه کردم ،مادر جون و آقاجون با خاله زهرا زودتر از ما رسیدن ولی داخل نرفتن )
پیاده شدم و با اقا جون و مادر جون و خاله زهرا روبوسی کردم و رفتیم داخل وارد خونه شدیم احوال پرسی کردیم رفتم یه جا نشستیم همه سکوت کرده بودیم که خاله زهرا یه دفعه گفت: مریم خانم اینم سارا خانم ما که گفتین حتمن باید بیاد
دنبال صدا میگشتم که مریم کیه
مریم : بله خیلی خوش اومدن ( یه خانم چادری که با دستاش چادرشو روی صورتش محکم نگه داشت )
مریم خانم : ببخشید اگه میشه من با سارا خانم صحبت کنم( واا مگه من دامادم که میخواد صحبت کنه)
یه نگاهی به بابا رضا کردم که با چشماش اشاره کرد که بلند شم
منم از جا بلند شدمو همراه مریم رفتم
رفتیم داخل یه اتاقی نگاهم خیره شد به چند تا عکس روی میز
مریم : این آقا مجتبی همسرم بودن ، یکی از مدافعین حرم بودن که شهید شدن
(از تو چشماش هنوز میشد عشق ونسبت به شوهرش دید )
مریم: من میخواستم اول با شما صحبت کنم،میدونم خیلی سخت بوده برات که امشب اینجا حضور داشته باشی ، من یه پسر یک سال و نیمه دارم نمیتونم از خودم جداش کنم ،از تو هم میخوام که منو مثل یه دوست قبول کنی ،چون میدونم هیچ وقت مثل یه مادر نمیشم برات ( یعنی این شهید هنوز بچه اش هم ندیده ،چه طور تونست دل بکنه از زندگیش و بره شهید بشه ،از حرفاش خیلی خوشم اومد ،خانم معقول و باشخصیتی بود)
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
2.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دوست دارم حسین ...
#صلی_الله_علیک_یا_اباعبدالله🌷
#شب_جمعه🌙
💫💫💫💫💫💫💫💫💫
#مولاجانم
🌱شوقِ دیدارِ تو سر رفت زِ پیمانه ما
کِی قدم مینهی ای شاه به ویرانه ما؟!
🌱ما هنوز ای نفست گرم، پر از تاب و تبیم
سر و سامان بده بر این دلِ دیوانه ما
#العجلمولایغریبم
تعجیل در فرج مولایمان صلوات
#شبتونمهدوی🌙
☀️بسم الله الرحمن الرحیم☀️
✨امروز جمعه
18 آبان 1403 هجرے شمسى🗓
6 جمادی الاولی 1446 هجری قمرے🗓
8 نوامبر 2024 ميلادى🗓
ذکر روز جمعه
#اللهم_صل_علی_محمد_و_آل_محمد
#و_عجل_فرجهم🌷
✨دعای برکت روز:
🍀امام صادق(ع):وقتى صبح دمید بگو:
(الحَمدُللهِ فالِقِ الإِصباحِ، سُبحانَ رَبِّ المَساءِ وَالصَّباحِ، اللّهُمَّ صَبِّح آلَ مُحَمَّدٍ بِبَرَکَةٍ و عافِیَةٍ، و سُرورٍ و قُرَّةِ عَینٍ اللّهُمَّ إنَّکَ تُنَزِّلُ بِاللَّیلِ وَالنَّهارِ ما تَشاءُ، فَأَنزِل عَلَیِّ و عَلى أهلِ بَیتی مِن بَرَکَةِ السَّماواتِ وَالأَرضِ رِزقا حَلالاً طَیِّبا واسِعا تُغنینی بِهِ عَن جَمیعِ خَلقِک)َ.
📘بحار الأنوارج87/ص356
🌤أللَّھُـمَ ؏َـجِّـلْ لِوَلیِڪَ ألْـفَـرَج🌤
🕊🕊🕊🕊🕊🕊🕊🕊🕊
آیه214🌹ازسوره بقره 🌹
أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ وَ لَمَّا يَأْتِكُمْ مَثَلُ الَّذِينَ خَلَوْا مِنْ قَبْلِكُمْ مَسَّتْهُمُ الْبَأْساءُ وَ الضَّرَّاءُ وَ زُلْزِلُوا حَتَّى يَقُولَ الرَّسُولُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ مَتى نَصْرُ اللَّهِ أَلا إِنَّ نَصْرَ اللَّهِ قَرِيبٌ
آيا گمان كرديد داخل بهشت مىشويد وحال آنكه هنوز مانند آنچه بر پپشينيان شما گذشت به شما نرسيده است؟! آنان گرفتار تنگدستى و ناخوشى شده و چنان زير و زبر شدند كه پيامبر و افرادى كه ايمان آورده و همراه او بودند، گفتند: يارى خدا چه وقت خواهد بود؟ آگاه باشيد كه يارى خداوند نزديك است
آیه214🌹ازسوره بقره 🌹
أَمْ: یا اینکه
حَسِبْتُمْ:پنداشته اید
أَنْ:که
تَدْخُلُوا:درآیید
الْجَنَّةَ : به بهشت
وَ لَمَّايَأْتِكُمْ:حال آنکه هنوز نیامده برسرشما
مَثَلُ:ماجرای
الَّذِينَ :کسانی که
خَلَوْا : گذشتند
مِنْ قَبْلِكُمْ:پیش ازشما
مَسَّتْهُمُ:رسید به آنان
الْبَأْساءُ:سختی
وَ الضَّرَّاءُ :ورنج
وَ زُلْزِلُوا :ولرزانده شدند
حَتَّى:تاآنکه
يَقُولَ:می گفتند
الرَّسُولُ:پیامبر
وَ الَّذِينَ :وکسانی که
آمَنُوا:ايمان آوردند
مَعَهُ :با او
مَتى:کی می آید
نَصْرُ:یاری
اللَّهِ :الله
أَلا:آگاه باشيد
إِنَّ:که
نَصْرَ :یاری
اللَّهِ:الله
قَرِيبٌ:نزدیک است