eitaa logo
آوای دღل
430 دنبال‌کننده
3.5هزار عکس
2.1هزار ویدیو
50 فایل
📚 آوای دل جایی برای اندیشه، احساس و نگاه تازه به زندگی. از الهام و دانستنی تا تجربه و هنر — همه در یک جا. با ما همراه باشید؛ جایی که هر محتوا، صدایی از دل دارد. 🌿 https://eitaa.com/avayedel0
مشاهده در ایتا
دانلود
در خصائص‌الحسینیه آمده: هرکسی شب جمعه... دلش هوای کند؛ مادر سادات... وقتی به مشرف می‌شوند... جای خالی جاماندگان را نگاه کرده... و به اسم... آنان را یاد می‌کنند! مادرجان! دل‌مان هواییِ حسین‌تان است.
احکام🔻🔻🔻
ـ🍃🌸🍃🌸 ـ🌸🍃🌸 ﷽ ـ🍃🌸 ـ🌸 ❓خارج شدن ادرار و باد معده و ...، بعد از غسل، غسل رو باطل مى كنه؟ 📚 همه مراجع: نه، معلومه که نه، اگر این طوری بود که همه غسل ها بعد مدتی باطل می‌شدن. البته اگر از غسل هایی بوده که جای وضو حساب می‌شه اون بخش جای وضوش دیگه خراب شده و براى نماز باید وضو بگيرید. ✨✨✨✨✨✨✨✨
🔴 ندای فرشته منادی در هر شب جمعه   🔵 در باب شب جمعه ما روایات متعددی داریم؛ یک روایت از پیغمبر اکرم(صلّی الله علیه وآله وسلّم) است که حضرت فرمود: 🌕 «إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی یُنْزِلُ مَلَکاً إِلَی السَّمَاءِ الدُّنْیَا کُلَّ لَیْلَةٍ فِی الثُّلُثِ الْأَخِیرِ»؛ خداوند در هر شب، در ثلث آخر شب، فرشته ای را به آسمان دنیا فرو می فرستد؛ «وَ لَیْلَةَ الْجُمُعَةِ فِی أَوَّلِ اللَّیْلِ»؛ شب جمعه هم که می شود از اوّل شب می فرستد؛ «فَیَأْمُرُهُ فَیُنَادِی»، به او فرمان می دهد، پس او ندا می کند. حالا نداهایش چیست؟ 🔹 «هَلْ مِنْ سَائِلٍ فَأُعْطِیَهُ»؛ 🔺 آیا درخواست کننده ای هست که من درخواستش را اجابت کنم؟ 🔹 «هَلْ مِنْ تَائِبٍ فَأَتُوبَ عَلَیْهِ»؛ 🔺آیا توبه کننده ای هست که توبه اش را بپذیرم؟ 🔹«هَلْ مِنْ مُسْتَغْفِرٍ فَأَغْفِرَ لَهُ»؛ 🔺آیا کسی هست که طلب آمرزش کند و او را بیامرزم؟ 🔹«یَا طَالِبَ الْخَیْرِ أَقْبِلْ»؛ 🔺ای کسی که طالب خوبی ها هستی، روی بیاور؛ 🔹 «یَا طَالِبَ الشَّرِّ أَقْصِرْ»؛ 🔺ای کسی که نعوذبالله به سمت شرّ داری می روی، دست بردار. 🔹«فَلَا یَزَالُ یُنَادِی بِهَذَا إِلَی أَنْ یَطْلُعَ الْفَجْرُ»؛ 🔺این فرشته آن قدر ندا می کند تا سپیده دم بدمد. 🔹 «فَإِذَا طَلَعَ الْفَجْرُ عَادَ إِلَی مَحَلِّهِ مِنْ مَلَکُوتِ السَّمَاءِ» 🔺وقتی که فجر طالع می شود، برمی گردد به همان محلّ خودش که ملکوت آسمان است. 📚بحارالأنوار  ج ۳ ص ۳۱۴
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
آوای دღل
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸 💗نگاه خدا💗 قسمت57 دلم میخواست بخوابم ولی فکرو خیال ولم نمیکرد یه دفعه به یاد حرف ساناز
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸 💗 نگاه خدا💗 قسمت58 سوار ماشین شدم و به سمت دانشگاه رفتم کلاسم یه ساعت دیگه شروع میشد ، رفتم سمت کافه دانشگاه اونجا منتظر ساحره باشم ،درو باز کردم دیدم امیر طاها یه گوشه نشسته وداخل دستش یه کتاب ریزی هست داره میخونه ،نزدیک تر شدم فهمیدم قرآنه همون قرآنی بود که اون روز سر مزار شهید گمنام داشت میخوند - سلام ( امیر طاها تا منو دید از جاش بلند شد) امیر طاها: سلام خانم رضوی - اجازه هست بشینم امیر طاها : بفرمایید ،منم داشتم کم کم میرفتم - میشه باهاتون صحبت کنم امیر طاها: بله بفرمایید ،درخدمتم - شما یه طلبه هستین؟ امیر طاها: بله - میتونم ازتون یه درخواستی داشته باشم امیر طاها: بفرمایید گوش میدم ( سرش پایین بودو داشت با دونه های تسبیحش بازی میکرد) ( ماجرای زندگیمو براش تعریف کردم ،اونم با حوصله گوش داد) امیر طاها: خوب الان من چه کمکی میتونم بهتون بکنم - با من ازدواج میکنین ( خیس عرق شده بود، هی با دستاش عرق پیشونیشو پاک میکرد ) امیر طاها: من نمیتونم درخواست شما رو قبول کنم، این یعنی خیانت به پدرتون - شما مگه طلبه نیستین ، مگه تو درساتون بهتون یاد ندادن کمک کردن به یه بنده بدبخت مثل من از نمازهنمازه شب واجبه؟(گریه ام گرفت، مگه من چیزه بدی خواستم از شما ،ببینید زندگی منو ،هر لحظه باید بترسم که نکنه چند نفر بریزن تو سرم ) امیر طاها: فکر میکنین الان از اینجا برین اونجا ارامش در انتظارتونه ؟ - نمیدونم ولی اینجا که تا الان هیچ ارامشی حس نکردم (همین لحظه ساحره و محسن داخل کافه شدن ،اومدن سمت ما ) ساحره: چیزی شده سارا؟ یاسری باز کاری کرده؟ ( به امیر طاها نگاهی کردموکردم) - نه ،از ترسه ،ببخشید من باید برم ،کلاسم داره شروع مداره ( از کافه زدم بیرون ،فهمیدم دیگه هیچ کاری از دستم برنمیاد ،باید این زندگی نکبت و تحمل کنم ) دم در کلاس منتظر شدم تا کلاس یه کم پر بشه بعد برم داخل دیدم از دور یاسری داره میاد سریع رفتم تو کلاس نشستم یاسری وارد کلاس شد کنار صندلی من یه کم ایستاد منم سرم روی کتاب بود از کنارم رد شد یه نفس عمیق کشیدم بعد تمام شدن کلاس تن تن وسیله هامو جمع کردم زود از کلاس زدم بیرون از ترس رفتم نماز خونه دانشگاه ، منتظر شدم تا ساعت بعدی کلاسم شروع بشه نشستم یه گوشه ،کتابمو درآوردم داشتم میخوندم که صدای اذان شنیدم چند نفری وارد نماز خونه شدن و شروع کردن به نماز خوندن یه دفعه یه صدایی اومد، سرمو بالا گرفتم دیدم ساحره اس ساحره: سلام خواهر سارا اینجا چیکار میکنی؟ - اومدم تو سنگرم قایم بشم 🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🌱روزی که ظهورت بشود قسمت دل‌ها نور رخت ای ماه بتابد به دل ما... 🌱تاریخ گواهی بدهد صفحه به صفحه آن روز دگر شیعه ندارد غم فردا ‌‌ تعجیل در فرج مولایمان صلوات 🌙
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🥀 🔅السَّلامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الْوَلِيُّ النَّاصِحُ... 🌱سلام بر تو ای مولایی که یک لحظه ما را فراموش نمیکنی و دستان مهربانت همیشه پشت و پناه ماست... 📚زیارت امام زمان در روز جمعه_مفاتیح الجنان ┄┅═✧❁✧═┅┄ 🥀 🌱جمعه به جمعه چشم من منتظرنگاه تو ... کی دل خسته‌ام شود معتکف پناه تو... 🌱زمـزمه‌‌ی لبان من این طلب است از خدا... کاش شـوم من عاقبت یک نفر از سپاه تو...
از بین برنده ریشه های ظلم 🥀 اَينَ الْمُعَدُّ لِقَطْعِ دابِرِ الظَّلَمَةِ؟ كجاست او كه آماده بر كندن ريشه ظالمان است 🥀دابر به معنای ریشه ؛ دنباله و ادامه یک چیزی و یا جریانی می باشد. 🥀 این فراز از دعای نشان‌دهنده این است که فعالیت افراد ظالم و ستمگر تا هنگامه ظهور استمرار دارد. 🥀 با ظهور امام زمان علیه السلام تمامی ظالمان و ستمگران از بین میروند و عدالت در زمان آن حضرت تحقق خواهد يافت.