2.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠 دعای روز پنجم ماه #رمضان
🍀فرازهای این دعا عبارت است از:
قرار گرفتن در گروه
➖ استغفارکنندگان
➖ عباد صالح و قانت
➖ اولياى خدا
از ته دل نيست در ميخانه، استغفار ما خوابها در پرده دارد ديده بيدار ما
سبحه بركف، توبه بر لب، دل پر از ذوق گناه
معصيت را خنده مى آيد زاستغفار ما
🔹 ندامت از گناه و پشيمانى از خطا و تصميم بر ترك معصيت در آينده و آمرزش خواهى از خداوند، عناصر اصلى توبه و استغفار است.
❌ اگر استغفار، به گفتن «استغفراللّه » بود، همه مردم جزء مستغفرين بودند. امّا، اين نيست.
✳️ امیرالمؤمنین على بن ابى طالب عليه السلام فرموده است:
🔸«استغفار، درجه و مرتبه عليّين و انسانهاى بلندمرتبه است و ۶ مرحله دارد:
1⃣ پشيمانى از گذشته
2⃣ تصميم بر ترك گناه در آينده
3⃣ پرداخت حقوق مردم، تا آنكه خدا را ملاقات كنى
4⃣ جبران فرايض و واجبات ترك شده
5⃣ از بين رفتن گوشتهاى روييده از حرام در بدن
6⃣ چشاندن سختى طاعت به بدن، براى جبران خوشى معصيت.»
🤲 امروز، از خداوند بخواهیم كه ما را از #استغفاركنندگان قرار دهد. استغفار واقعى از «توبه» جدا نيست و توبه، مرحله قلبى و عملى استغفار است. بازگشت از باطل به حق، بازگشت از معصيت به طاعت، از خيانت به خدمت، از ريا به اخلاص، از ستم به عدل و انصاف، از هوسبازى به تقوا،
✅ #استغفار واقعى، از «عمل صالح»، كه جبران كننده ضايعات گناه باشد، جدا نيست. استغفار، بايد به دنبالش اصلاح و عمل صالح باشد وگرنه به لفظ گفتن و بر زبان آوردن، استغفار واقعى نيست.
✍استاد جواد محدثی
#الّلهُـمَّعَجِّــلْلِوَلِیِّکَـــالْفَـــرَج
🌙#ماه_رمضان
﷽
♡«کانَ اللّهُ عَلی ڪُلِّ شَیْءٍ قَدیرًا»
خدا بر هرکاری تواناست.✨ - احزاب/۲۷
↻⇦من خدایی را میشناسم که بارانِ رَحمتش همیشه میبارد، آفتابِ مِهرش همیشه میتابد و مُعجزهاش همین حَوالیست..🌻
♡⇦الهی تو به من منت نهادی و خدایم شدی تا بندهات باشمツ
↻⇦تو اگر دستم را نگیری اگر راه نشانم ندهی و اگر یاریم نکنی برای بندگی، کم میآورم و زمین میخورم❕:)🌿
✨ تمام آنچه لازم است برای آنانکه اراده رسیدن به خدا را دارند.
• مناجات هشتمِ خمس عشر
(دعای ۱۸۹ #صحیفه_سجادیه_جامعه)
#روزتون متبرک به نگاه مهربان خدا ❤️🍃
زندگیتون بی غم ✨
#سلام_امام_زمانم 🧡
📖 السَّلاَمُ عَلَى شَمْسِ الظَّلاَمِ وَ بَدْرِ التَّمَامِ...
🌱سلام بر مولایی که با طلوع شمس وجودش، مجالی برای ظلم و ظلمت باقی نخواهد ماند.
✨سلام بر او و بر لحظهای که با دیدن روی ماهش، زمین و زمان غرق سرور خواهد شد.
📚 مفاتیح الجنان، زیارت امام زمان سلام الله علیه به نقل از سید بن طاووس
┄┅═✧❁✧═┅┄
#مولای_من❤️
چه خوب صاحبی دارم من!
شمایی که مرا از سفرهی کرامتتان ،
از دعای خیرتان ، از برکت نگاهتان ،
از ذکر نامتان و از طعم شیرین و
ناب محبتتان ...
محروم نکردید ..
┄┅┅┅┅┄❅💠❅┄┅┅┅┅┄
#الّلهُـمَّعَجِّــلْلِوَلِیِّکَـــالْفَـــرَج
4.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
وضعیت خونهتکونی بچه دارها!🥲
وضعیت این روزهای مادران 😂
علامه طباطبایی:
🔴یک #صلوات تبدیل به چنان نوری در عالم برزخ برای #مردگان میشود که آنها را از گرفتاریهای آن عالم #نجات میدهد.
تا میتوانید برای اموات خود #صلوات بفرستید که چشم انتظارند.
💫درختم جمعی قرآن شرکت کنیم وثواب آن را به اموات در این ماه مبارک هدیه کنیم💫
ختم جمعی قرآن کریم با قرائت یک آیه
https://khaatm.ir
Screenshot_۲۰۲۵۰۳۰۶_۱۸۴۱۲۰_ .jpg
حجم:
2.1M
💫نماز بسیار مهم شب ششم ماه مبارک رمضان (امشب)
🌷امام علی علیه السلام:
هر كه در شب ششم ماه رمضان چهار ركعت نماز (۲تانماز ۲رکعتی) -در هر ركعت بعد از حمد، سوره مُلک (سوره ۶۷ قرآن که آیات آن در تصویر بالا آمده) را بخواند، مثل اين است كه شب قدر را درك كرده باشد.
📚منابع حدیث: مصباح الكفعمى ص۵۶۲ - بلد الامين ص۱۷۵
آوای دღل
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸 💖رمان پیچک💖 قسمت۱۹ +بله؟ -پیتزاتونو آوردم.. +من که پیتزا نخواستم!!!اشتباه اومدید آقا.. -
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
💖رمان پیچک💖
قسمت۲۰
فردا اواخر ساعت کاری به سمت دفتر صبوری رفتم..میدونستم الان فقط خود آرش هست..عزمم جزم کرده بودم که جلوی رفتارهای نابه جاش بایستم..مرگ یک بار شیون هم یکبار..سعی کردم لرزش دستم کنترل کنم..دو تقه به در زدم و با شنیدن بفرمایید،وارد شدم..
+ببخشید وقت دارید؟
-مگه میشه شما کاری داشته باشید و من وقت نداشته باشم..فقط الان شرکت تعطیل میشه و سرایدار میخواد درو ببنده..اگر صحبتی دارید فقط به شرطی حاضرم بشنوم که دعوت منو برای صرف قهوه بپذیرید..
+نه آقای صبوری..زودتر عرضم میگم و مرخص میشم..
بی توجه به من کیف و کتش برداشت و به سمت در رفت..درو باز نگه داشت تا من اول خارج بشم..چشمم از ردی کلافگی توی کاسه چرخوندم..با خودم گفتم جهنم و ضرر..من که این یارو خونم هم راه دادم..یه جای عمومی بدون فضول حرف بزنیم که بهتر هم هست..شرکت تقریبا خالی شده بود..به سمت پارکینگ رفت و اول در کنار راننده برای من باز کرد..دیگه این رفتارش خارج از تحملم بود..خودم به سمت در عقب رفتم و بازش کردم و نشستم..بدجور خورد توی ذوقش ولی خودشو نباخت و سوار شد و ماشین راه انداخت..بهد از ده دقیقه جلوی کافه باکلاسی نگه داشت..قبل از اینکه حرکت جنتلمنانه ای ازش سر بزنه خودم پیاده شدم..با هم داخل شدیم..پیشخدمت به گرمی سلام و احوال پرسی کرد..ظاهرا زیاد اینجا میومد..میز دنجی کنار آبنما انتخاب کرد و نشستیم..
-چی میل دارید؟
+ممنون من برای قهوه خوردن نیومدم..فقط میخوام صحبت کنم..
-پس من با سلیقه خودم برای هر دومون موکا سفارش میدم..مطمئنم خوشتون میاد..
بعد از دادن سفارش شروع کردم:
+من اصلا متوجه نمیشم..
-چیو متوجه نمیشی..
+ببینید نمیخوام منکر بشم که کار بزرگی براتون کردم و از این تعارف های بیخود..ولی اگر میخواین برام جبران کنید،همینکه رفتارتون مثل قبل بشه کافیه..
-اینبار من اصلا متوجه نمیشم.. من برای جبران لطفتون فقط شما رو رسوندم..کار دیگه ای نکردم..
+یعنی میخواین بگین اون گل و کادو دیروز از طرف شما فرستاده نشده؟!
-چرا خودم فرستادم ولی اون برای جبران نبود..
+پس برای چی بود؟؟؟
خواست حرفی بزنه که سفارشمون آوردن..بوی نوشیدنی و بخار گرمی که ازش بلند میشد توی این هوای نسبتا سرد منو وسوسه کرد..فنجون برداشتم و کمی خوردم..انصافا که درباره ی طعم بینظیرش درست گفته بود..ولی به روی خودم نیاوردم و با جدیت بهش زل زدم..
-اون برای ابراز علاقه بود سایه..
بدترین اتفاق ممکن افتاده بود..یک رابطه احساسی..حتی اگه دروغ و هوس هم بود، وسط این ماجرا چیز مزخرفی بود..قوز بالای قوز بود..دروغ چرا؟اینکه اون پسر چه آدمی بود دومین چیزی بود که بهش فکر کردم..در وهله اول ذهنم به جای دیگه ای رفته بود..به جای چشم های عسلی آرش،یک جفت جشم مشکی توی ذهنم نقش بست..آرزو کردم شاید اون جلوم نشسته بود و این حرف ها رو میزد..
+من در اولین فرصت کادویی که گرفتین براتون میفرستم..
-اما..
+من فقط منشی شما هستم و اسمم هم خانم فراهانی هست..خداحافظ..
به سرعت از کافه خارج شدم و زدم توی دل جمعیت که نتونه پیدام کنه..فقط راه رفتم و رفتم..شماره ی شهاب نداشتم..تاجیک گفته بود فقط باید با خودش درتماس باشم..عجیب دلم میخواست الان باهاش حرف بزنم..باید بهش میگفتم..باید میدیم عکسالعملش چیه..یه پیامک به تاجیک زدم و همه چیز گفتم..میدونستم به گوش شهاب میرسه و به زودی خودش سر و کلش پیدا میشه...
🌸🌸🌸🌸🌸🌸