eitaa logo
آوینـツـہ‌
2.3هزار دنبال‌کننده
17.1هزار عکس
6هزار ویدیو
31 فایل
『✾°•. ﷽ .•°✾』 .•°❁ ما جوانهای همین حوالی هستیم❤️🌹 ⬅️شࢪایط‌ڪپے:¹صلواٺ ودعاےشہادت‌بࢪاےخادمینـ✒️ ❀شـࢪۅ؏‌: شهادت سردار❀ ❀پایان‌: شهادت خودمون❀ راه ارتباطی👇 https://punz.ir/message/03yN2y1
مشاهده در ایتا
دانلود
هے ❤️‍🩹 تموم شد آقامونو بردن پیش اربابـمون
6.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بلاخره آقا یک سفر خانوادگی رفتند آقای شهید با خانواده عازم نجف شد 🌱|@avineh
پدر به پدر رسید 🥀 .
1.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آقا بعد از ۷۰ سال رفتند کربلا 🌱|@avineh
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
رسمِ نجف، رسمِ امروز و دیروز نیست. مردان نجفی تابوت‌ها را بر شانه می‌گیرند، از جلوی ایوان طلا رد می‌شوند، دور ضریح می‌گردانند، فاتحه‌ای زمزمه می‌کنند و می‌روند سمت مسجدِ عمران بن شاهین. صف‌های نماز یکی‌یکی شکل می‌گیرد، دست‌ها برای تکبیر بالا می‌رود، سکوتی سنگین بر رواق‌ها می‌نشیند و نمازِ میت، زیر نگاهِ مولا، بر پیکر امانت اقامه می‌شود؛ آنگاه شانه‌ها، آخرین بدرقه را تا بیرونِ حرم ادامه می‌دهند. شانه‌ها هیچ‌گاه از سنگینیِ چوبِ تابوت نمی‌لرزند؛ از سنگینیِ نام‌ها می‌لرزند. چه شانه‌هایی؟ مرد عراقی را از شانه‌هایش می‌شناسند؛ استوار، کمی خمیده از سال‌ها کار، اما هنوز نجیب و سرسخت. آفتابِ دجله و فرات بر پوستشان نشسته و بادِ بیابان بر آن‌ها خط کشیده است. این شانه‌ها زبانِ خاموشِ مردانگی‌اند؛ بی‌ادعا، اما پر از روایتِ روزهای دشوار. فردا همین شانه‌ها امانتی را به دوش خواهند کشید که هر روز سهمِ نجف نیست. این شانه‌ها شاهد لحظه‌ای خواهند بود که در حافظه‌ی نجف حک می‌شود. سال‌ها بعد، پیرمردهایش در قهوه‌خانه‌های سوق‌الکبیر، کنار دِلّه‌های مسی و استکان‌های کوچک قهوه، زیر بوی بخورِ عودِ کمبودی، دشداشه‌هایشان را می‌کشند تا سر زانو و تسبیح‌های کهربا میان انگشتان می‌چرخانند و با همان لهجه‌ی نجفی، از آن روز برای نوه‌هایشان خواهند گفت؛ از روزی که صحنِ مولا، امانتی را با اشک، ذکر و فریاد: "الله الله اکبر، إمریکا شیطان الأکبر" در آغوش گرفت و بدرقه کرد؛ روایتی که نه در سنگ‌های حرم، که در سینه‌ی مردمان نجف برای همیشه زنده خواهد ماند.
>>>خدایا شُکرِت که هستی :)
رزمنده‌ها پشت پیراهنشان می‌نوشتند زائر کربلا و سربند یاحسین می‌بستند و با ذکر یا زینب کبری به خط می‌زدند و احتمالا آن روزها هیچکس فکر نمی‌کرد فرمانده سپاه ایران در جنگ با عراق، کمتر از چهل سال بعد، در فرودگاه نجف می‌ایستد و بر سر و سینه زدن عراقی‌ها زیر تابوت رهبر جمهوری اسلامی را تماشا می‌کند. اینکه خامنه‌ای که بود و چه کرد را همین یک قاب کفایت می‌کند. 🌱|@avineh
و بعد از ۷۰ سال فراق ؛ خوب در آغوش بگیر پدر را ، در آغوش بگیر نجف را .. 🌱|@avineh
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
ـ علمدارِ لشکرم . .