eitaa logo
آیات غمزه
1.2هزار دنبال‌کننده
49 عکس
2 ویدیو
0 فایل
صفحه ی رسمی سایت آیات غمزه در شبکه اجتماعی ایتا ارتباط با مدیر: @telkalayam
مشاهده در ایتا
دانلود
کجاست جای تو در جمله ی زمان که هنوز... که پیش از این؟ که هم اکنون؟ که بعد از آن؟ که هنوز؟ و با چه قید بگویم که دوستت دارم؟ که تا ابد؟ که همیشه؟ که جاودان؟ که هنوز سوال می کنم از تو: هنوز منتظری؟ تو غنچه می کنی این بار هم دهان، که هنوز... چقدر دلخورم از این جهانِ بی موعود؛ از این زمین که پیاپی...وآسمان که هنوز... جهان سه نقطه ی پوچی است، خالی از نامت؛ پر از «همیشه همین طور» از «همان که هنوز» همه پناه گرفتند در پسِ «هرگز» و پشت «هیچ» نشستند از این گمان که «هنوز» ولی تو «حتماً»ی و اتفاق می افتی! ولی تو «باید»ی ای حسّ ناگهان که هنوز در آستان جهان ایستاده چون خورشید؛ همان که می دهد از ابرها نشان که هنوز شکسته ساعت و تقویم، پاره پاره شده به جستجوی کسی، آن سوی زمان، که هنوز از: دیروز می شوم که بیایی @ayateghamze http://ayateghamzeh.ir/Poem/ID/2526/categoryId/72
کجاست جای تو در جمله ی زمان که هنوز... که پیش از این؟ که هم اکنون؟ که بعد از آن؟ که هنوز؟ و با چه قید بگویم که دوستت دارم؟ که تا ابد؟ که همیشه؟ که جاودان؟ که هنوز سوال می کنم از تو: هنوز منتظری؟ تو غنچه می کنی این بار هم دهان، که هنوز... چقدر دلخورم از این جهانِ بی موعود؛ از این زمین که پیاپی...وآسمان که هنوز... جهان سه نقطه ی پوچی است، خالی از نامت؛ پر از «همیشه همین طور» از «همان که هنوز» همه پناه گرفتند در پسِ «هرگز» و پشت «هیچ» نشستند از این گمان که «هنوز» ولی تو «حتماً»ی و اتفاق می افتی! ولی تو «باید»ی ای حسّ ناگهان که هنوز در آستان جهان ایستاده چون خورشید؛ همان که می دهد از ابرها نشان که هنوز شکسته ساعت و تقویم، پاره پاره شده به جستجوی کسی، آن سوی زمان، که هنوز از: دیروز می شوم که بیایی @ayateghamze http://ayateghamzeh.ir/Poem/ID/2526/categoryId/72
قرار نیست که با مرگ خود تمام شویم محمدسعید میرزایی در این سحر که سحرهای دیگری دارد دل من از تو خبرهای دیگری دارد من آدمم ولی این قلب عاشق از شوقت فرشته ای ست که پرهای دیگری دارد به نام مرگ، گلی آمده مرا ببرد دلم هوای سفرهای دیگری دارد همیشه بارِ دعا، میوه ی اجابت نیست دل شکسته هنرهای دیگری دارد و آخرین قدم عاشقی رسیدن نیست که گاه عشق، اگرهای دیگری دارد هزار مرتبه عاشق شدی ندانستی که عشق خون جگرهای دیگری دارد تو کوله بار، سبک کن که پشت مه گویند پل از تو درّه خطرهای دیگری دارد تو خواب رفته ای و جز تو نیست در اتوبوس و جاده کوه و کمرهای دیگری دارد تویی و همسر تو، کودکان تو آن جا همان پدر که پسرهای دیگری دارد چه دعوتی ست که امروز میز صبحانه شراب ها و شکرهای دیگری دارد انار هست ولی دانه هایش ازنور است شراب نیز اثرهای دیگری دارد فرشته آمده تا پیش خدمتت باشد اگر دل تو نظرهای دیگری دارد ولی دعای من این است تو خودت باشی در آن جهان که دگرهای دیگری دارد قرار نیست که با مرگ خود تمام شویم جهان دری ست که درهای دیگری دارد @ayateghamze