مستور و مست هر دو چو از یک قبیلهاند،
ما دل به عشوهی که دهیم؟ اختیار چیست؟
𝑹𝒊𝒑𝒂𝒓𝒐 | ܢ݆ߺܝ̇ߺߊܣܭَߊܘ
بهقولِحسینفروتن :
زندگیدفترشعریستپرازشادیوغم☁️'
𝑹𝒊𝒑𝒂𝒓𝒐 | ܢ݆ߺܝ̇ߺߊܣܭَߊܘ
- اونجایی که شادمهر میگه :
‹ حتی تو تصمیمایِ من چشمات بیاثر نبود! ›
فکر کُن چشمایِ طرف چه قیامتی بوده لامصب '!
- از لحاظ روحی احتیاج دارم یکی
از راه برسه و بهم بگه :
‹ من داشتم همه چیزو میدیدم
تو خیلی خسته شدی ، بقیهشو بسپر
به من ، درستش میکنم !'🌱'✉️ ›
- أحياناً تستجمع كُل قوتك لِـ تبتسم
‹ گاهی وقتها تمام توانت را
جمع میکنی تا لبخند بزنی !'🔓 ›
- یک روز بر گونهیِ این سرزمین
یک بوسه و بالای سرش یک یادداشت
میگذارم و میروم :
‹ آنچنان زیبا و غمگین خوابیدهای
که دلم نیامد بیدارت کنم . . 🧡'🐋 ›
با دختری
ازدواج میکنی که
نمیدانی گذشته اش چیست
و دختری
را ترک میکنی که
گذشته ات را با او بودی
کدامین عقل است که این را قبول میکند.
پس...
اگر با معشوقه ات ازدواج نکردی
یقین بدان تو با معشوقه مرد دیگر ازدواج کردی...!
👤 الهی قمشه ای
خودم را لابهلای خاطرات کهنه گم کردم
جهانِ بیتو چیزی نیست جز دکان سمساری!
درد اگر درد تو باشد،
چه خیالیست که من
دلخوش داشتنِ خوبترین دردسرم …