شعر گفتن بعدِ بغض و گریه میچسبد ولی ؛
حالمان را عطر یارِ رفته بهتر میکند ..🚶🏻♂
دردیست به جانم ولی نیست طبیبی ..
پنهان شده در خندهی من بغض عجیبی !💔
هیچ دلیل و منطق برهانی نمیتونه دختری رو که معتقده بهش بیتوجهی کردی رو قانع کنه ،
فقط باید بگی غلط کردم و تمومش کنی .
-😂🤦🏻♂🙌🏻
ناله را هرچند میخواهم که پنهانی کنم !
سینه میگوید که من ؛
تنگ آمدم فریاد کن 🗣 . .
Sajad Afsharian40813832202515.mp3
زمان:
حجم:
4M
- شانه خالی میکنی از عشق ورزیدن ولی
آنقدر ترفند دارم تا گرفتارت کنم♥️📕-
𝑹𝒊𝒑𝒂𝒓𝒐 | ܢ݆ߺܝ̇ߺߊܣܭَߊܘ
- به همین راحتی آخه ؟! ینی همچی تموم شد ؟! مگه هسته آلبالو بود اون همه خاطره اون همه حرف ک قورتش داد
دیرمون شده بود ؛ از کلاس جا میموندیم باید تا اخر ساعت سرکوفتِ استاد جلالی رو تحمل میکردیم ؛
با هرچی توان داشتیم میدوییدیم استرس بدی گرفته بودم ؛ رسیدیم سر کوچه که یادم افتاد تمومِ جزوه هارو جا گزاشتم . اتفاق بدتر از این هم میشد یعنی ؟!
- هستی یه خبر بد !
همینجوری که نفس نفس میزد برگشتُ گفت:
رعنا نه ؛ خواهش میکنم نگو که چیزی جا گزاشتی و تموم راهو باید برگردیم !؟
- مجبورم ؛ تو برو من خودمُ میرسونم !
بدون اینکه وایسمُ جوابمو از هستی بگیرم راهمو کج کردم و برگشتم؛ هنوز چندتا قدم دور نشده بودم که باز صدای هستی بلند شد :
- یک ؛ دو ؛ سه ؛ ..
رفتن و برگشتنم نمیدونم چقد طول کشید ولی وقتی رسیدم باز سرکوچه؛ با قیافه پوکر هستی روبه رو شدم که همچنان داشت میشمرد :
- پنجاه و سه ؛ پنجاه چهار ؛ ..
+ دیوونه تو باز رفتن برگشتن منو شمردی ؟!
اصلا این کار ینی چی؟! چرا همیشه وایمیستی میشمری ؟!
- رعنا ؛ بچه که بودم هروقت میخاستم برم یه جایی که میترسیدم به مامانم میگفتم وایسا بشمر تا برگردم ! هرقدم که دورتر میشدم صدای مامانم بلندتر میشد ؛ صداش که میشنیدم امید میگرفتم واسه برگشتن ؛ واسه زود برگشتن ؛
میدونی چرا رعنا ؟!
چون من ایمان داشتم یکی اون طرف تر ؛ منتظرِ برگشتنه منه !
مهم نیست چقد دوره ؛ مهم نیست صداش میشنوم یا نه دیگه ؛ مهم نیست چقد طول بکشه این برگشتن ؛ من برمیگشتم هرچقدر هم دیر !
چون یکی منتظرم بود ..
یبار که به مامانم گفتم وایسا بشمر گفت من کار دارم بزرگ شدی دختر جون دیگه ؛برو خودت .
من رفتم رعنا ؛ ولی دیگه کسی منتظرم نبود اون روز من بازم برگشتما ولی با دست شکسته ؛ با چشمای پر اشک چون از ترس تنهایی و بی پناهی چنتا پله ناقابل رو افتادم !
الانم رعنا خانوم اتوبوس از دست دادیم کلاس جلالی هم دیر شد تکلیف چیه ؟!
- تکیلف رو نمیدونم ولی میخام از حالا تا آخر عمر اون که برات میشمره من باشم(:
#واگویههایمسیح
قسمت هیجدهم💛 ..
من به عشقِ رویِ زیبای تو شاعر می شوم ..
من فقط وقتِ تماشای تو شاعر می شوم ..