eitaa logo
𝑹𝒊𝒑𝒂𝒓𝒐 | ܢ݆ߺܝ̇ߺߊ‌ܣܭَߊ‌ܘ
3.7هزار دنبال‌کننده
530 عکس
124 ویدیو
2 فایل
. ﷽ - چرا پناهگاه ؟! ' من دلم نیومد بی‌پناهیِ آدمارو پناه نباشم ؛ ⤶‏و پناه بر تو از حزن‌های پی در پی🌱 ' . - اینجا جای کسیه ؟! ± بله ؛ پناهگاهِ منِ " 👤: @Imenshabah
مشاهده در ایتا
دانلود
دردیست‌ به‌ جانم‌ ولی‌ نیست‌ طبیبی .. پنهان‌ شده‌ در‌ خنده‌ی‌ من‌ بغض‌ عجیبی !💔
هیچ دلیل و منطق برهانی نمیتونه دختری رو که معتقده بهش بی‌توجهی کردی رو قانع کنه ، فقط باید بگی غلط کردم و تمومش کنی . -😂🤦🏻‍♂🙌🏻
ناله را هرچند می‌خواهم که پنهانی کنم ! سینه می‌گوید که من ؛ تنگ آمدم فریاد کن 🗣 . .
Sajad Afsharian40813832202515.mp3
زمان: حجم: 4M
!📼 سجاد افشاریان .. هرکسی یا روز میره یا شب، من شبانه روز! من به غروب های تنهایی تهران معتاد شدم :)🎡 | @aye_110 |🌿📻
- شانه خالی میکنی از عشق ورزیدن ولی آنقدر ترفند دارم تا گرفتارت کنم♥️📕-
رفیق ! غم هات برا خودت؛ پول داشتی بیا نصف نصف💸
جات توی قلب آبی من امنه💙.
𝑹𝒊𝒑𝒂𝒓𝒐 | ܢ݆ߺܝ̇ߺߊ‌ܣܭَߊ‌ܘ
- به همین راحتی آخه ؟! ینی همچی تموم شد ؟! مگه هسته آلبالو بود اون همه خاطره اون همه حرف ک قورتش داد
دیرمون شده بود ؛ از کلاس جا میموندیم باید تا اخر ساعت سرکوفتِ استاد جلالی رو تحمل میکردیم ؛ با هرچی توان داشتیم میدوییدیم استرس بدی گرفته بودم ؛ رسیدیم سر کوچه که یادم افتاد تمومِ جزوه هارو جا گزاشتم . اتفاق بدتر از این هم میشد یعنی ؟! - هستی یه خبر بد ! همینجوری که نفس نفس میزد برگشتُ گفت: رعنا نه ؛ خواهش میکنم نگو که چیزی جا گزاشتی و تموم راهو باید برگردیم !؟ - مجبورم ؛ تو برو من خودمُ میرسونم ! بدون اینکه وایسمُ جوابمو از هستی بگیرم راهمو کج کردم و برگشتم؛ هنوز چندتا قدم دور نشده بودم که باز صدای هستی بلند شد : - یک ؛ دو ؛ سه ؛ .. رفتن و برگشتنم نمیدونم چقد طول کشید ولی وقتی رسیدم باز سرکوچه؛ با قیافه پوکر هستی روبه رو شدم که همچنان داشت میشمرد : - پنجاه و سه ؛ پنجاه چهار ؛ .. + دیوونه تو باز رفتن برگشتن منو شمردی ؟! اصلا این کار ینی چی؟! چرا همیشه وایمیستی میشمری ؟! - رعنا ؛ بچه که بودم هروقت میخاستم برم یه جایی که میترسیدم به مامانم میگفتم وایسا بشمر تا برگردم ! هرقدم که دورتر میشدم صدای مامانم بلندتر میشد ؛ صداش که میشنیدم امید میگرفتم واسه برگشتن ؛ واسه زود برگشتن ؛ میدونی چرا رعنا ؟! چون من ایمان داشتم یکی اون طرف تر ؛ منتظرِ برگشتنه منه ! مهم نیست چقد دوره ؛ مهم نیست صداش میشنوم یا نه دیگه ؛ مهم نیست چقد طول بکشه این برگشتن ؛ من برمیگشتم هرچقدر هم دیر ! چون یکی منتظرم بود .. یبار که به مامانم گفتم وایسا بشمر گفت من کار دارم بزرگ شدی دختر جون دیگه ؛برو خودت . من رفتم رعنا ؛ ولی دیگه کسی منتظرم نبود اون روز من بازم برگشتما ولی با دست شکسته ؛ با چشمای پر اشک چون از ترس تنهایی و بی پناهی چنتا پله ناقابل رو افتادم ! الانم رعنا خانوم اتوبوس از دست دادیم کلاس جلالی هم دیر شد تکلیف چیه ؟! - تکیلف رو نمیدونم ولی میخام از حالا تا آخر عمر اون که برات میشمره من باشم(: قسمت هیجدهم💛 ..
من به عشقِ رویِ زیبای تو شاعر می شوم .. من فقط وقتِ تماشای تو شاعر می شوم ..
میگفت از وقتی‌ طلعت‌ رفته‌ دیگه‌ از‌ دل‌ و‌ دماغ‌ افتادم ، وقتی‌ پهلوم‌ بود‌ . . ؛ نمی‌فهمیدم‌ هست ! خیلی‌ بهم‌ نزدیک‌بود ؛ مثل‌ِ پلک‌ چشم ، نمی‌دیدمش‌ منِ‌ احمق ꧇)!🌱🍋
˼ پشتِ زمستانِ دلم، هست‌بهاری ك نگو! 🌱˹