eitaa logo
𝑹𝒊𝒑𝒂𝒓𝒐 | ܢ݆ߺܝ̇ߺߊ‌ܣܭَߊ‌ܘ
3.7هزار دنبال‌کننده
530 عکس
124 ویدیو
2 فایل
. ﷽ - چرا پناهگاه ؟! ' من دلم نیومد بی‌پناهیِ آدمارو پناه نباشم ؛ ⤶‏و پناه بر تو از حزن‌های پی در پی🌱 ' . - اینجا جای کسیه ؟! ± بله ؛ پناهگاهِ منِ " 👤: @Imenshabah
مشاهده در ایتا
دانلود
- تَه مانده‌ی جانم جان دهد ، خلاصم .
- دوست داشتن ینفر خیلی جالبه ؛
𝑹𝒊𝒑𝒂𝒓𝒐 | ܢ݆ߺܝ̇ߺߊ‌ܣܭَߊ‌ܘ
- دوست داشتن ینفر خیلی جالبه ؛
- مثلا داری گوجه خورد میکنی . یهو یادش میفتی نیشت تا بناگوش باز میشه :)!
قسم به بغضِ هیاهوگرِ حبس شده در گلو .. که عمریست رنج، از خانه‌مان کم نمی‌شود(:
- وقتی دعوا میکنه باهاتون و بعدش معذرت میخواد مثل سعدی بهش بگید : جنگ از طرف دوست ، دل آزار نباشد یاری که تحمل نکند یار نباشد 😌'💛.
- درک نشدن توسط کسی ک تنها امیدته میتونه بدترین درد باشه : )🚶🏻‍♂️'!
وقتی‌یکی‌رو‌دوست‌داریدوبه‌هر‌دلیلی‌ نمی‌تونید‌بهش‌مستقیم‌بگید ؛ بگید‌بره‌جملهٔ : ‹ 𝒕𝒉𝒆 𝒎𝒐𝒐𝒏 𝒊𝒔 𝒃𝒆𝒂𝒖𝒕𝒊𝒇𝒖𝒍 𝒊𝒔𝒏'𝒕 𝒊𝒕 ؟ › رو‌توی‌گوگل‌سرچ‌کنه ؛ گوگل‌عکس‌های‌قشنگِ‌ماه‌رو‌ میاره‌و‌بهش‌میگه : این‌یك‌روشِ‌شاعرانه‌برای‌گفتن‌ِ دوست‌دارم‌یاهمون : ‹ 𝑰 𝒍𝒐𝒗𝒆 𝒚𝒐𝒖 › هستش !💛'
- مائیم‌وتواِی‌جان . .
خوشحالی خبر نمیکند لطفا با احتیاط ناامید شوید؛ ^.^💕
تنهایی آدم رو ازش میگیرین جاش چی بهش میدین؟ یه تنهایی بزرگ‌تر؟ دست شما درد نکنه.. خیلی ممنون :)!
𝑹𝒊𝒑𝒂𝒓𝒐 | ܢ݆ߺܝ̇ߺߊ‌ܣܭَߊ‌ܘ
دیرمون شده بود ؛ از کلاس جا میموندیم باید تا اخر ساعت سرکوفتِ استاد جلالی رو تحمل میکردیم ؛ با هرچی
- تو که باز تو خودتی ! الان چند ماهه که ۱۶ ام هرماه میای میشینی اینجا زل میزنی به اون نیمکت زرده ؛ من خسته شدم تو ولکن نیسی نه ؟! + اشکان ؛ میگم یادته بچگیامون هرجا میخاستیم بریم به مامان میگفتیم دنبالمون بیاد ؟! - اره داداش ؛ یادش بخیر ننه خدابیامرزم همیشه میگفت تو برو من پشتت میام ؛ + اره مامانِ منم همیشه پشتم میومد ؛ تو راه چند بار پشت سرمو نگاه میکردم ببینم نکنه مامان جا زده ؛ نکنه تو راه قالم بزاره بره ؟! هربار پشت سرمو نگاه میکردم مامانو میدیدم که هنوز داشت میومد ؛ منم مُصمم تر از قبل به راهم ادامه میدادم اشکان خیلی تو راه زمین میخوردما ؛ ولی مامان دستم میگرفت ؛ خاک نشسته رو لباسمو میتکوند هولم میداد تو مسیر باز ! اولین بار همین جا دیدمش ؛ دقیقا روی همون نیمکت ! بهم گفت جلو برو من پشتت میام ؛ به خیالم مثل مامان جا نمیزد ؛ کل مسیرو یک بار هم عقب نگاه نکردم ؛ به تاخت رفتم که رفتم ؛ هرجا کم اوردم به امید اینکه پشتمه و قرار نیست زمین بخورم ادامه دادم . کاش هیچوقت پشت سرم نگاه نمیکردم اشکان ؛ نمیدونم کجای مسیر جا زده بود کجای راه کم اورده بود بی‌معرفت که حالا وسط جاده‌ی پر پیچ تابِ زندگی من مونده بودم حوضم ! اشکان نبودش بد زدم زمین ؛ جوری که دیگه خاکِ لباسمم تکوندنی نیست :)! قسمت نوزدهم💛 ..