𝑹𝒊𝒑𝒂𝒓𝒐 | ܢ݆ߺܝ̇ߺߊܣܭَߊܘ
- مگه آدم چقدر میتونه درمورد یه نفر بنویسه؟!
- چرا تموم نمیشی تو :))!
هدایت شده از 𝑹𝒊𝒑𝒂𝒓𝒐 | ܢ݆ߺܝ̇ߺߊܣܭَߊܘ
بھنامخالقِنیلوفرهایآبـے !'
- مگه میشه تو رو داشت ، تو رو دید ، با تو حرف زدو بهشتو رویِ زمین حس نکرد ؟ به جونِ مامانم بهشت همین جاست ؛ همین نقطهای ك من هستم همین جایی ك تو میخندی =)💙'
𝑹𝒊𝒑𝒂𝒓𝒐 | ܢ݆ߺܝ̇ߺߊܣܭَߊܘ
درحالی ك 6؛7 سال از ازدواجش گذشته بود میگفت :
- اولاش اصن عاشقش نبودم ، فقط واسه رویایِ لباس عروس باهاش ازدواج کردم ؛ الان ك این چند وقت میگذره اینقد عاشقشم ك وسطِ بازیِ مافیا بینِ کلی دروغ بلند میشم میگم من میدونم تو نقشت چیه و درستم میگم ؛ بینِ ۲۰ نفر گل یا پوچ میگم گل دست اونه چونکه من از قیافش میفهمم ؛ چونکه اون تنها آدمیِ ك خواستم آروم آروم بلدش بشم :)🤍!
- فک کنم این دوری فقط بابایِ منو درآورده ؛ وگرنه تو انگار نه انگار . . .
مجنون اگرچه چندیست ..
دست از جنون کشیده !
لطفا؛ به او بگویید لیلا ادامه دارد :)🌿؛
𝑹𝒊𝒑𝒂𝒓𝒐 | ܢ݆ߺܝ̇ߺߊܣܭَߊܘ
پشتِ شیشهٔ آیسیو داد میزد و میگفت :
- ببین لطفاً نرو ،
منو مجبور نکن اینقدر قوی باشم : )!