‹ روح من وقتی بزرگ شد ك فهمید میشه حقیقت رو بدون ترس بغل کرد ؛ حتی اگه حقیقت پر از تیغ هایی باشه ك روحم رو زخم می کنه !
من حقیقت رو بغل کردم و درد میکشم ولی خوبم . . زجر میکشم ولی خوبم . .
می دونی چرا ؟ درد حقیقت لذت بخش ترین ؛ چیزیه ك تو زندگی تجربه کردم . آرامش عجیبی دارم ؛ چون دردی رو تحمل کردم ك همیشه فکر میکردم من رو از پا در میاره ؛ ولی من هنوز هستم پس منتظرم باش ، منتظر آدمی ك بزرگ ترین ترس زندگیش رو زندگی کرده ! (: 💛'📽 ›
اونجا که شاملو به آیدا میگه:
"نفسى که مىکشم تو هستى؛
خونى که در رگهایم مىدود و حرارتى که نمىگذارد یخ کنم"♥️'🔗
- ولی من تویِ کنج ترین و تنها ترین . .
جایِ قلبم تو رو حس میکنم !
میتپه و تو رو صدا میزنه مثل اونجایی ك ؛
جناب سعدی میگه :
‹ دیگران چون بروند از نظر از دل بروند !
تو چنان در دلِ من رفتهِ ك . .
جان در بدنی : )!'🧡'📽 ›
- یه روز یه کتاب مینویسم و اسمشو میزارم :
‹ اگه میموندی ›
بعد اون تو بهت ثابت میکنم خیلی اشتباه . .
کردی ك رفتی ؛ مثلا :
‹ اگه میموندیِ هنوز نفس داشتم : )!💙'🎼 ›
𝑹𝒊𝒑𝒂𝒓𝒐 | ܢ݆ߺܝ̇ߺߊܣܭَߊܘ
- بی تو من جمعهی هر هفته کمی میمیرم :)🚶🏻♂!
- بی تو من جمعهی هر هفته کمی میمیرم :)🚶🏻♂!
صبح شنبه خود را چگونه آغاز میکنید ؟!
- به نام خدا با معده درد بر اثر استرس
𝑹𝒊𝒑𝒂𝒓𝒐 | ܢ݆ߺܝ̇ߺߊܣܭَߊܘ
-کلاهقرمزی؛
مشکل آدما درحال ِ حاضر حجم نفهمها نیست ؛
مشکل حجم بسیار بالایی هستن که فکر میکنن ؛
آدم فهمیدهای هستن . . ! 🪄'🧣
آنکہ ࢪخساࢪ توࢪا این همہ زیبا مےکࢪد،
از ࢪوز نخست فکࢪ دلِ ما مےکࢪد🫂♥️ !