𝑹𝒊𝒑𝒂𝒓𝒐 | ܢ݆ߺܝ̇ߺߊܣܭَߊܘ
عاشق شد ؛ منی که رو بی احساس بودنش یه شهر قسم میخورد :)!
4.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
- بارون اومد ُ یادم داد ؛ تو زورت بیشتره ِ ..!🖤'🎻
- برای ورودت به قلبم شکافی ایجاد کردم ك موجب زخم شد .
اما تا وقتی درون آن سکونت داشتی درد آن زخم حس نمیشد
حال ك اینجا نیستی ؛ حال که دیواره های این قلب را تار هایِ
نا امیدی بسته است ؛ حال ك قطرهای خون علاقهای به رد شدن
از آنجا را ندارد چون تو را یاد آنها میاندازد ؛ درد این زخم عمیق
را تازه درك میکنم ؛ با اینکه باعث بزرگترین زخم من هستی اما ..
بازم تو را دوست میدارم ؛ ‹ زخمِ قلبِ من › :)! 🖤'🎼
-من نمی دانم چرا هرکسی را صدا کردم ؛
هرکس را دوست داشتم ،
ناگهان در خم کوچه گم شد . . )!🖤'
حال من حال مࢪیضےست کہ دࢪ کُشتنِ او ...
دࢪد و دࢪمان و طبیبش همہ همدست شدند !
𝑹𝒊𝒑𝒂𝒓𝒐 | ܢ݆ߺܝ̇ߺߊܣܭَߊܘ
﮼از وقتی رفتی با خودم قهرم ،
﮼ عجیبه ولی من هنوزم زندم
فکر کنم آخراشه ؛ دیگه کارم تمومِ !
خودم نمیشناسم :)!
چیزی ازم نمونده ..