𝑹𝒊𝒑𝒂𝒓𝒐 | ܢ݆ߺܝ̇ߺߊܣܭَߊܘ
وقتی میخوابید میرفتم سراغ گنجه بُیُکننه آروم و بی سر صدا جوری که قژقژ لولا های قدیمی گنجه درنیاد
بدو بدو مسافت اتاق تا سالن پذیراییُ اومد همینجوری که نفس نفس میزد پشت سر هم صدام میکرد :
- مسیح ؛ مسیح ؛ مسیح
قبل دیدن خودش موهای خرگوشی بلندش به چشم میومد با دیدن قیافه کج و کولش از شدت خستگی و دوییدن نگاهی بهش انداختم بدون اینکه ازش بپرسم چیشده خودش شروع کرد :
- تو بهم گفتی امشب اینجا میمونی !
میمونی مگه نه ؟!
تا اومدم به خودم بیام و کلمه هارو تو ذهنم جا به جا کنم یکی دیگشون از پشت سرم پیش دستی کردُ جوابش داد :
- دیدی گفتم دروغ گفته ؟! امشب اینجا نمیمونه !
نگاهی به قیافه متعجب دختر کوچولوی رو به روم انداختم که نگاهش دوخته شده بود به لبام تا باز کنم و جوابی که دوست داره رو بدم :
- گفتم میمونم ؛ یعنی میمونم خرگوش خانوم !
با خوشحالی هورای بلندی کشید محکم تن کوچیک و ظریفش رو تو بغلم جا داد :
- خودم میدونستم آدم بزرگا دروغ نمیگن!
از خیال خوشِ بچهگونش خندم گرفت ؛ دروغ مال آدم بزرگاس ، وگرنه بچها که غرق دنیای پاک و بی ریای کودکی هستن از چهره زشت و ترسناک دروغ بی خبرن ! کاش میشد همینجوری موند ؛ کاش هنوزم آدم بزرگا راستگو ترینا بودنُ قولاشون قول ترین ؛ کاش هنوزم مثل بچگیا از ترس اینکه نشیم دشمن خدا و مثل پینوکیو دماغمون سر به فلک نکشه دروغ نمیگفتیم ؛ کاش بخاطر ترحم بخاطر موندن بخاطر نگه داشتن بخاطر رسیدن بخاطر پست مقام بخاطر پول بیشتر بخاطر منفعت فردی یا گروهی بخاطر بدست اوردن بخاطر خراب کردن بخاطر هر کوفت و زهر مار دیگه ای زبون آدم بزرگا نچرخه به دروغ ؛ که هیچی ترسناک تر از دیدن چهره دروغگوی آدم بزرگا نیست ؛ الحق که دیدنش نماز آیات داره :)!
#واگویههایمسیح
قسمت شیشم🤍
روال زندگی من خیلی سادس عزیزان
بیدار میشم، به چوخ میرم و میخوابم !
حتی به جایگاه خدا غبطه میخورم ؛
بگذار امروز از رگِ گردن ببوسمت 🌸'💖
در معرکهی عشق و نگاه و لبِ ابلیس ؛
تکلیف مشخص: که دلم سیب بچیند🍏'💚
روباه گفت: آدمها حقیقت را فراموش کرده اند ولی تو نباید هرگز از یاد ببری که هر چه را اهلی کنی همیشه مسئول آن خواهی بود!
شازده کوچولو پرسید: اهلی کردن یعنی چی؟
روباه گفت: یعنی ایجاد علاقه کردن :)!
𝑹𝒊𝒑𝒂𝒓𝒐 | ܢ݆ߺܝ̇ߺߊܣܭَߊܘ
- تا که مردیم همگی یار شدند
- تا که خفتیم همه بیدار شدند
𝑹𝒊𝒑𝒂𝒓𝒐 | ܢ݆ߺܝ̇ߺߊܣܭَߊܘ
- تا که خفتیم همه بیدار شدند
- قدر آن شیشه بدانیم که هست
𝑹𝒊𝒑𝒂𝒓𝒐 | ܢ݆ߺܝ̇ߺߊܣܭَߊܘ
- قدر آن شیشه بدانیم که هست
- نه در آن وقت که افتاد شکست
𝑹𝒊𝒑𝒂𝒓𝒐 | ܢ݆ߺܝ̇ߺߊܣܭَߊܘ
- نه در آن وقت که افتاد شکست
تا وقتی زنده ایم یه لیوان آب بدیم دست هم
وگرنه بطری بطری گلاب خالی کردن سر قبر واسه هم سودی نداره !(: