𝑹𝒊𝒑𝒂𝒓𝒐 | ܢ݆ߺܝ̇ߺߊܣܭَߊܘ
به ماری فکر میکردم ؛ او هرگز نمیتوانست با معشوقه جدیدش کاری بکند و یا نزدیک او باشد بدون اینکه به من
برای اولین بار در زندگیم می دیدم که عادی بودن یعنی چه؛مجبور بودن به انجام کارهایی که میل انسان در آن نقشی ندارد.
عقاید یک دلقک | هاینریش بل
دوستت دارم
چطور ثابت کنم
که حضور تو در جهان
مثل حضور آب و درختان است؟
تو گل آفتابگردانی
تو نخلستانی
تو ترانهای که از تاریکی دل به دریا زدهای.♥️
𝑹𝒊𝒑𝒂𝒓𝒐 | ܢ݆ߺܝ̇ߺߊܣܭَߊܘ
یادمه اون اوایل که باهاش آشنا شدم ؛ بنظرم خیلی آدم خفنی بود ! یه طور عجیبی به دلم نشست ؛ ویژگی که با
بببینید کی برگشته >>>
امروز قطعا روز قشنگیِ :)!
𝑹𝒊𝒑𝒂𝒓𝒐 | ܢ݆ߺܝ̇ߺߊܣܭَߊܘ
برای سوخته دل بستر و مزار یکیست تمشک ترش لبو تنگ زهرمار یکیست
تفاوتی نکند اشکو بغضو هقهق ما
مسیر چشمه و سیلاب و آبشار یکیست
در جهان هیچ شادیای عمیقتر و واقعیتر از
این نیست که انسانی بزرگ و فهمیم را با خود صمیمی ببینی . ☕️🔗'