شک ندارم یار من سر رشته موسیقی است
بس که با احوال من ساز مخالف میزند💛'🎺
کاش انقدر روابط انسانی سخت و پیچیده نبود و بهش پیام میدادم”دوری بسه بیا باهم باشیم”🫂'🤍
شایع انقد حق میگه که میخوام خود زنی کنم.اخه داداش من تو چطوری اون جمله هایی که من تو ذهنم میگم و فردا تبدیل به اهنگش میکنی میدی بیرون ؟!((
- أنا لا أضعف إلا حين أشتاقُ إليك
‹ من کم نمیآورم مگر زمانی ك دلتنگت شوم :)!📖
- این نوشته جمالثریا برای کسی ك ترکش کرده
یکی از قشنگترین چیزایی بود ك خوندم :
‹ درست آنجا ك ترکم کردهای ایستادهام ! اما
همانند زمانی که ترکم کردی نیستم بسیار تغییر
کردهام و یاد گرفتهام انسانها برای جمع شدن
پیکرشان نیاز مُبرم به فروپاشی عمیق دارند
برای فروپاشیدنم از تو بسیار ممنونم :)!💙'🗝 ›
صبرت که زیاد باشد گمان میکنند دل نداری که نمی رنجی از بد کرداری روزگار اندک اندک شاید خودت هم این باور را میپذیری و سنگ،همانی که همه به صبر میشناسندش و شاید به سنگ دلی.
اما سنگ بودن یعنی تنها شدن،یعنی بی عاطفه نشان داده شدن
آدم ها هر گاه میخواهند خود را به بی عاطفه بودن متهم کنند میگویند سنگ دل اما این دل سنگین فلسفه دارد شاید ندانند اما سنگ ها وقتی دل میدهند قلبشان هم از سنگ میشود تا حواسشان باشد که مبادا برای عشق خود حریفی تازه بسازند
آری،دل سنگ ها از دل ادم ها،عاشق پیشه تر است
دل خانه ی عشق است و میکده ی عیش جای هر کسی نیست که ورودش ازاد باشد همسفرت را که پیدا کردی دیگر باید که دلت را سنگ کنی برای دیگران»
+حرف های سنگ مثل تیشه ای بود بر ریشه های قلبم و مرا برد به خاطرات کسی که نیاموخته بود دل فقط جای یک نفر است:)!
برنده چالش ؛
قلمت مانا رفیقِ پناهنده🤍🌱
𝑹𝒊𝒑𝒂𝒓𝒐 | ܢ݆ߺܝ̇ߺߊܣܭَߊܘ
میخام براتون یه داستان خفن بگم بیدارید ؟!
میخام براتون یه داستان خفن بگم
بیدارید ؟!
𝑹𝒊𝒑𝒂𝒓𝒐 | ܢ݆ߺܝ̇ߺߊܣܭَߊܘ
میخام براتون یه داستان خفن بگم بیدارید ؟!
مجنون رو که میشناسید ؟!
همون عاشقی که آوازش کل دنیارو گرفته ؛
میگن وقتی خبر عاشق شدن مجنون کل دنیارو گرفت کم کم همه از این عشق عجیب خبر دار شدن ؛
جمع شدن پیش پدر مجنون '
𝑹𝒊𝒑𝒂𝒓𝒐 | ܢ݆ߺܝ̇ߺߊܣܭَߊܘ
مجنون رو که میشناسید ؟! همون عاشقی که آوازش کل دنیارو گرفته ؛ میگن وقتی خبر عاشق شدن مجنون کل دنیارو
گفتن پسرت ببر مکه؛ خونه خدا ..
بلکه شاید شفا گرفت این عشقِ جنون آمیز از سرش پرید ..
خدارو چِ دیدی ؟!
𝑹𝒊𝒑𝒂𝒓𝒐 | ܢ݆ߺܝ̇ߺߊܣܭَߊܘ
گفتن پسرت ببر مکه؛ خونه خدا .. بلکه شاید شفا گرفت این عشقِ جنون آمیز از سرش پرید .. خدارو چِ دیدی ؟!
با هر بدبختی بود مجنون راهی کعبه کرد ؛
مجنون تا چشمش به کعبه خورد شروع کرد از لیلی گفتن به خدا ؛
که من عاشق شدم ولی اینا منو دیوانه خطاب میکنن