eitaa logo
𝑹𝒊𝒑𝒂𝒓𝒐 | ܢ݆ߺܝ̇ߺߊ‌ܣܭَߊ‌ܘ
3.7هزار دنبال‌کننده
530 عکس
124 ویدیو
2 فایل
. ﷽ - چرا پناهگاه ؟! ' من دلم نیومد بی‌پناهیِ آدمارو پناه نباشم ؛ ⤶‏و پناه بر تو از حزن‌های پی در پی🌱 ' . - اینجا جای کسیه ؟! ± بله ؛ پناهگاهِ منِ " 👤: @Imenshabah
مشاهده در ایتا
دانلود
𝑹𝒊𝒑𝒂𝒓𝒐 | ܢ݆ߺܝ̇ߺߊ‌ܣܭَߊ‌ܘ
آقا میگن یه پسری بوده کافه دار ؛ صاحبه کافه بوده خلاصه درآمده خوبی داشته تا اینکه یه روز یه دختر خان
یه قهوه سفارش میده شروع میکنه تو دفترچه ای ک همراهش بوده نوشتن ؛ کل تایمی ک قهوه آماده بشه سر از دفترچه بلند نمیکرده ! صاحبِ کافه قهوه رو برای دختر میاره میگه : - لطفا بچشید و حتما بهم راجب طعمش بگید چون این قهوه اختصاصی کافه ماست .
𝑹𝒊𝒑𝒂𝒓𝒐 | ܢ݆ߺܝ̇ߺߊ‌ܣܭَߊ‌ܘ
یه قهوه سفارش میده شروع میکنه تو دفترچه ای ک همراهش بوده نوشتن ؛ کل تایمی ک قهوه آماده بشه سر از دفت
دختر هروز سر یه تایم خاصی میومد کافه قهوه سفارش میداد و صاحب کافه هروز اون جمله رو تکرار میکرد دختر بدون اینکه قهوه رو بخوره بعد نوشتن چند تا چیز نامشخص کافه رو ترک میکرد ؛
𝑹𝒊𝒑𝒂𝒓𝒐 | ܢ݆ߺܝ̇ߺߊ‌ܣܭَߊ‌ܘ
دختر هروز سر یه تایم خاصی میومد کافه قهوه سفارش میداد و صاحب کافه هروز اون جمله رو تکرار میکرد دختر
انقد اومد رفت تا صاحب کافه عاشق شد ! هروز به هوای گفتن جمله : - لطفا بچشید و حتما بهم راجب طعمش بگید چون این قهوه اختصاصی کافه ماست . سر میز دختر میرفت ؛ چند ماهی همینجوری گذشت تا بلاخره قرار شد پسر نسبت به علاقش با دختر حرف بزنه .
𝑹𝒊𝒑𝒂𝒓𝒐 | ܢ݆ߺܝ̇ߺߊ‌ܣܭَߊ‌ܘ
انقد اومد رفت تا صاحب کافه عاشق شد ! هروز به هوای گفتن جمله : - لطفا بچشید و حتما بهم راجب طعمش بگید
سر همون تایم همیشگی دختر رسید کافه ؛ هنوز قهوه رو سفارش نداد بود که گوشیش زنگ خورد ؛ با عجله از کافه رفت بیرون دفترچه رو جا گذاشت ؛ صاحب کافه دفترچه رو کنار گذاشت تا فردا به دختر پس بده ولی دیگه خبری از اومدن دختر نبود ..
𝑹𝒊𝒑𝒂𝒓𝒐 | ܢ݆ߺܝ̇ߺߊ‌ܣܭَߊ‌ܘ
سر همون تایم همیشگی دختر رسید کافه ؛ هنوز قهوه رو سفارش نداد بود که گوشیش زنگ خورد ؛ با عجله از کافه
پسر ک ناامید شده بود از اومدن دختر ؛ دفترچه رو باز کرد شروع کرد به خوندن : - بسم رب چشمایت دلبر کافه‌چی ؛ بیش از ۶ ماه است که دل در گرو عشق تو دارم و میدانم ک بی خبری از این عشق ؛ نه روی گفتن دارم نه تاب دوری ، نه حتی علاقه ای به قهوه ؛ برای لحظه ای هم کلام شدن باتو و گفتن آن جمله : لطفا بچشید و حتما بهم راجب طعمش بگید چون این قهوه اختصاصی کافه ماست . قهوه سفارش میدهم هروز راس ساعت 6 !
𝑹𝒊𝒑𝒂𝒓𝒐 | ܢ݆ߺܝ̇ߺߊ‌ܣܭَߊ‌ܘ
پسر ک ناامید شده بود از اومدن دختر ؛ دفترچه رو باز کرد شروع کرد به خوندن : - بسم رب چشمایت دلبر کافه
وقتش که برسد به تو میگویم ؛ حتما میگویم اما تا آن موقه تو همان قهوه چی معروف قلبم بمان . چند روز بعد علامیه دختر روی مغازه‌ی روبه روی کافه چسبانده شد ؛ کارمند بوتیک روبه رویی کافه بود ..
𝑹𝒊𝒑𝒂𝒓𝒐 | ܢ݆ߺܝ̇ߺߊ‌ܣܭَߊ‌ܘ
وقتش که برسد به تو میگویم ؛ حتما میگویم اما تا آن موقه تو همان قهوه چی معروف قلبم بمان . چند روز بعد
میگن همه دست نوشته های دخترو ؛صاحب کافه چسبونده به دیوار کافه با این مضمون ک : - بهش بگو لعنتی نزار دیر بشه :)! چند وقت بعد هم کلا اون کافه رو جمع کرد .. خلاصه که بگید بهش دوسش دارید کی میدونه ۱ ثانیه بعد چی میشه ؟! بگید نزارید حسرت بشه مثل این رفیقِ من ..
این آدما حتی ارزش ندارن بخاطرشون از پیاز خوردن با قرمه سبزی بگذری ؛ بعد تو میشینی غصه شونو میخوری ؟! - احمقی !؟(:✨'🫕
اما عزیزم، کاش در روزگار بهتری می‌زیستیم ؛ ما همگی حیف بودیم ..🚶🏻‍♂'🌱
زندگی همینه : شاید اگه جلویِ روت نیست‌، بالای‌ِسَرته!
- زندگی واسه ایناییه که زنگ میزنن آی فیلم تشکر میکنن؛ ما زیادی سخت گرفتیم :)!
13.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ولی صدات ؛ صدات یادم رفته :)! - گوینده این ویس دیگه زنده نیست ..