eitaa logo
𝑹𝒊𝒑𝒂𝒓𝒐 | ܢ݆ߺܝ̇ߺߊ‌ܣܭَߊ‌ܘ
3.7هزار دنبال‌کننده
530 عکس
124 ویدیو
2 فایل
. ﷽ - چرا پناهگاه ؟! ' من دلم نیومد بی‌پناهیِ آدمارو پناه نباشم ؛ ⤶‏و پناه بر تو از حزن‌های پی در پی🌱 ' . - اینجا جای کسیه ؟! ± بله ؛ پناهگاهِ منِ " 👤: @Imenshabah
مشاهده در ایتا
دانلود
فکر نمیکنم دیگه هیچیز و هیچکسی بتونه ذوق زدم کنه ؛ انگار اون بخش ذوق کردن رو دیگه ندارم :)!
- در جواب همه کسایی که میگن چرا دیر سین میکنی :
𝑹𝒊𝒑𝒂𝒓𝒐 | ܢ݆ߺܝ̇ߺߊ‌ܣܭَߊ‌ܘ
- در جواب همه کسایی که میگن چرا دیر سین میکنی :
سلام ؛ شرمنده که به پیامت جواب ندادم، منتظر بودم اوضاع بهتر بشه اما هیچ‌وقت بهتر نشد .
𝑹𝒊𝒑𝒂𝒓𝒐 | ܢ݆ߺܝ̇ߺߊ‌ܣܭَߊ‌ܘ
- همیشه آدمی که ترس از دست دادنشو داشتم خودم رها کردم ؛ چون خسته شده بودم از اولیت آخر بودن ؛ خسته
آقاجون خدابیامرز خیلی اُبهت داشت ! قدیمی بود دیگه ؛ راه و رسم زندگیشم هنوز قدیمی مونده بود ؛ خونه‌ی بزرگ با بچهای قد نیم قد ؛ یادمه بعضی وقتا به شوخی میگفت دیگه شناسنامم واسه ثبت اسم بچها جا نداشته محبور میشده چندتا رو ننویسه ؛ تو همون جوونی دوتا از بچهاشو از دست داد ؛ میگفت تا جون تو این پاها بود کار کردم تا به سر سامون برسن برن شهر واسه خودشون کسی بشن ؛ حالام که دیگه زمین گیر شدم جونی نمونده ولی راضیم به رضای اون بالا سری ؛ ته حیاط یه درخت توت داشتن که همیشه صدای غرغر های عزیز بخاطر برگاش که تو حیاط میریخت بلند میشد ؛ یه روز بیخبر از آقاجون درخت توت رو از ته برید یادمه آقاجون تا یه هفته باهاش قهر بود میگفت اون درخت جون داشته تو کُشتیش ! یه کتابخونه بزرگ تو خونه داشت تا دلت بخاد کتاب توش چینده بود ؛ هرسری هم یکی از کتاباش خلاصه میکرد میگفت برام ته همشونم میشد اینکه "رفاقت با خدا رو ول کنی باختی ؛ خیلی خاطرِ عزیز میخواست ؛ یادمه وقتی پسر جوونش بخاطر سرطان فوت کرد عزیز روز تشیع جنازه از بیتابی و غصه کارش به بیمارستان کشید ؛ آخرشب که اوردنش خونه آقاجون یه صندلی گذاشته بود گوشه حیاط زل زده بود به در تا عزیز از راه برسه . چشمش که به عزیز خورد بغض کرد گفت چت شد یهو ؟! بعد هم یه نگاه کرد به ما گفت زود خوب میشه ؟! تا خود صبح هم کنارش بود از بغلش جُم نخورد ؛ روزی که آقاجون خدابیامرز رفت ؛ عزیز خیلی شکست . شبیه کسی شد که همه دارو ندارش تو یه ساعت از دست داد بود حالا غریب تنها خودش موند بود با یه دست لباس تنش ؛ میگن واسه مادر هیچی عزیز تر از بچش نیست ، ولی من میگم زور عشق به همچی میچربه حتی بچه ! سر مزار آقاجون عزیز خندید گفت حسین همیشه میگفت اگه یه توریت بشه اولین نفری که بعد تو میمیره منم ! پس کاش اول من بمیرم ؛ دیدی ننه ؟! آخرم حسین زودتر از من رفت :)! هنوزم چشمم به صندلی گوشه حیاط به اتاق خواب بدون آقاجون به کتابخونه‌ی خاک گرفته به رادیو ای که دیگه قرار نیست روشن بشه ؛ به مسجدی که دیگه صدای اذانت قرار نیست توش بپیچه ؛ به عیدی که دیگه قرار نیست به بهونه دیدنت دور هم جمع بشیم میافته دلم برات تنگ میشه .. ولی خوب میدونم جات خیلی خوبه حاجی ؛ خیلی خوب :)! قسمت دهم🤍
- یه جا تو فیلم 𝐍𝗼𝐜𝐭𝐮𝐫𝐧𝐚𝐥 𝐀𝐧𝐢𝗺𝐚𝐥𝐬 دختره میگه :
𝑹𝒊𝒑𝒂𝒓𝒐 | ܢ݆ߺܝ̇ߺߊ‌ܣܭَߊ‌ܘ
- یه جا تو فیلم 𝐍𝗼𝐜𝐭𝐮𝐫𝐧𝐚𝐥 𝐀𝐧𝐢𝗺𝐚𝐥𝐬 دختره میگه :
‹ وقتی آدم یکی رو دوست داره، قضیه رو حل میکنه، نه اینکه بیخیالش بشه باید مراقب رابطه باشی ممکنه دیگه هرگز اون عشق رو بدست نیاری📼🤍
˼ - مایل به غافل شدن ز ‹ غوغای جهان ›🧡'🎼 ˹
- كُلُّ مستحيلٍ بقُدْرَةِ اللهِ يكون
‌عقل لامَذهب به حرفم گوش کن عاشق نشو! این دو چشم قهوه‌ای آنقدرهم معصوم نیست :)!
معشوقِ نالایق من ، جنگ را بردی اما من را باختی !
یکی از شجاعانه‌ ترین تصمیماتی که میتونی بگیری اینه : در آخر اجازه بدی هرچیزی که به قلب و روحت صدمه میزنه، بره . .