eitaa logo
𝑹𝒊𝒑𝒂𝒓𝒐 | ܢ݆ߺܝ̇ߺߊ‌ܣܭَߊ‌ܘ
3.7هزار دنبال‌کننده
530 عکس
124 ویدیو
2 فایل
. ﷽ - چرا پناهگاه ؟! ' من دلم نیومد بی‌پناهیِ آدمارو پناه نباشم ؛ ⤶‏و پناه بر تو از حزن‌های پی در پی🌱 ' . - اینجا جای کسیه ؟! ± بله ؛ پناهگاهِ منِ " 👤: @Imenshabah
مشاهده در ایتا
دانلود
من سࢪم را شیࢪه میمالم کھ‌ یادت نیستم؛ پشت حجمۍ بیخیالۍ، دوستت داࢪم هنوز!
- بلہ من گریہ می‌کنم چون هنوز انسانم ، چون هنوز احساساتم زندھ هستند ، چون شبیہ شما نشدم و نخواهم شد .!
𝑹𝒊𝒑𝒂𝒓𝒐 | ܢ݆ߺܝ̇ߺߊ‌ܣܭَߊ‌ܘ
اوایل اردیبهشت بود ؛ دوربین عکاسیش دستش گرفت رفت تو کوچه منتظر شد تا بیان ؛ حاج بابا مکه ای شده بود
- همیشه آدمی که ترس از دست دادنشو داشتم خودم رها کردم ؛ چون خسته شده بودم از اولیت آخر بودن ؛ خسته شده بودم از دوییدن دنبال توجه ؛ دنبال ابراز علاقه ؛ دنبال اینکه میشه قاطی برنامه هات ؛ قاطی دوست و رفیقات قاطی عادی ترین برنامه های زندگیت منم ببینی؟! منی که ثانیه به ثانیه جلوی چشمامی و هرجا هرکی رو تو میبینم رو ببینی ؟! هیچی نگیااا ؛ فقط ببینی ! چشماتو باز کنیو ببینی ؛ ببینی که دوست دارم ببینی که میترسم ؛ میترسم که بری ؛ که نداشته باشمت که از دستت بدم اونقدر که خودم رفتم ؛ خودم تموم کردم .. چون خستم ؛ از شستن یه کوه از ظرف های یکبارمصرف که دیگه هیچ اهمیتی نداره تمیز یا کثیف بودنشون ؛ میفهمی چی میگم مگه نه ؟! ؛ از درجا زدن ؛ از غصه خوردن ؛ از نرسیدن نرسیدن نرسیدن خستم ! از اینکه هی خودم به در دیوار بکوبم تا متوجه بودنم بشی خستم ؛ از تک نفره بودن تو یه رابطه تو یه رفاقت تو یه جاده حتی تو یه خونم خستم ! اونقدر خسته که میتونم سرت فرو کنم تو آب انقدر نگه دارم تا دست پا زدن و جون دادنت ببینم ! بعد که مطمئن شدم خفه شدی سرت بالا بیارم تو چشمای نیمه بازت زل بزنم بگم چرا ؟! چرا منو ندیدی ؟! من بلدم ؛ من رفتن خیلی بهتر از بقیه بلدم ! من مردن در عین نفس کشیدن غذا خوردن راه رفتن کتاب خوندن بلدم :)! قسمت نهم 🤍
- به زبون لری ‹ هرکی ناره چی تونی ذوقش و چینه؟ › یعنی ؛ کسی که یه نفر مثل تو نداره دقیقا دلش به چی خوشه :)!🔓'💕
زیر لب فرشچیان چشم تورا دید و سرود "کاش من خالق این صحنه ی زیبا بودم"
- ولی درستش این بود اشرف مخلوقات بتونه ؛ دل‌تنگیش رو برداره ببره بذاره تو دامنِ اونی که باعثش بوده و بگه : ‹ بفرما اینم از دلتنگیِ دلی که دلبسته‌اش کردی ! حالا خودت درستش کن ؛ بعدم با فراغِ بال و آسودگی خیال بزنه . . . به دلِ جاده و کیف دنیا رو کنه : ) ›
الان اگه منو بندازن تو آبمیوه گیری، یه لیوان غم، بلاتکلیفی، استرس و عصبانیت تحویلتون میده !
شده ام مثل مریضی که پس از قطع امید
گوشه کتابش نوشته ِ بود . :
𝑹𝒊𝒑𝒂𝒓𝒐 | ܢ݆ߺܝ̇ߺߊ‌ܣܭَߊ‌ܘ
گوشه کتابش نوشته ِ بود . :
- از پاک کردن آدما توی زندگیتون نترسید ؛ هیچ اتفاق خاصی نمیفته . .
- میشه دستتو بگیرم ؟ + چرا ؟! - آخه میگن دست هر کسی ؛ اندازه دستِ نیمه‌ی گمشده‌ش آفریده شده . . !'🌿'☁️