- امشب یه استوری دیدم تو اینستا پرسیده بود : ‹ شروع قصهتون از کجا بود ?!( : ›
𝑹𝒊𝒑𝒂𝒓𝒐 | ܢ݆ߺܝ̇ߺߊܣܭَߊܘ
- امشب یه استوری دیدم تو اینستا پرسیده بود : ‹ شروع قصهتون از کجا بود ?!( : ›
⤾پسره هم جواب داده بود : حقیقتا مثل مادرم دوسم داشت ، اینطور شد ك عاشقش شدم : )!
ولی من یروز به جای این گوشی دستاتو میگیرم جای خیالاتم تو خیابونهای شهر پا به پات قدم میزنم میرقصیم و میخندیم زیر بارون بدون چتر خیس میشیم کافهها رو یکی یکی میگردیم با هم پیتزا میخوریم سرمو میذارم رو سینت و با هم فیلم میبینیم : )!💙′🎼′
⤾نباید ؛ یادت بره ك وقتی پیششونی بیشتر از یکی دوبار میگی "دیگه چخبر؟" اونا آدمِ تو نیستن .
اين حرف از گابريل گارسيا ماركز رو هميشه
يادمه: ‹‹ خاطرههايى كه آدماش رفتن دردناكن ولى خاطرههايى كه آدماش هنوز هستن ولى ديگه شبيه گذشته نيستن، دردناکترن ››
" گرمای تنت پخته کند خامیِ من را ؛
بیتجربهام میوهیِ کالم بغلم کن !'🤍☁️
‹‹ بۆنی تۆی لێدێت باوەشە بەتاڵەکەم ››
بوی تو را میدهد آغوش خالی من : )!♥️
″ قدرت عشق بنازم که به یک تیر نگاه،
جانِ شیرین بسپارند دو بیگانه به هم : )🧡 "
‹ بهت گفته بودم، تو هَمون شُعلهی کوچیک
امیدیِ تویِ تاریکی مُطلق قَلبم!؟ ›💞
شازده كوچولو : خوبیِ خوابيدن چيه؟!
روباه : تنها خوبی خواب اینه که بلا تکلیفی رو به پایان میرسونه ؛ هرچند مقطعی . . .