eitaa logo
𝑹𝒊𝒑𝒂𝒓𝒐 | ܢ݆ߺܝ̇ߺߊ‌ܣܭَߊ‌ܘ
3.7هزار دنبال‌کننده
530 عکس
124 ویدیو
2 فایل
. ﷽ - چرا پناهگاه ؟! ' من دلم نیومد بی‌پناهیِ آدمارو پناه نباشم ؛ ⤶‏و پناه بر تو از حزن‌های پی در پی🌱 ' . - اینجا جای کسیه ؟! ± بله ؛ پناهگاهِ منِ " 👤: @Imenshabah
مشاهده در ایتا
دانلود
این خون زیر تلفن رو میبینی؟ از بس زنگ نخورده مُرده ..
تو تکمیل‌ کننده‌ روح‌ من‌ تو این‌ دنیای‌ پر هیاهویی ♥️🔗
درونگرا بودن اینجوریه که هم حرف میزنی، هم میخندی، هم میری بیرون و هم روابط دوستانهٔ متعدد داری، ‏فقط واست سخته درباره مشکلاتت و اتفاقای درونت با کسی صحبت کنی ؛ ‏همین !(:
عاشق هم میشین مثل صادق هدایت عاشق بشین که میگه: اورا نه تنها دوست داشتم، بلکه همه ذرات تنم اورا می‌خواست :)!🤍'🔖
تو همون رفیق تنهایام، همون کسی که به تموم درد و دلام گوش میکرد، همون که کمکم میکرد جلوی مشکلات وایسم تو بهترین رفیق دنیایی ،شاید کلی از هم دور باشیم ولی تو نزدیک ترینی به قلبم .. 🌤
تو منو هل دادی ؛ دیگه به تو مربوط نیست کی منو گرفت !
بخدا دل بچگی میخواد ؛ هیچی نمیخواد زندگی میخاد !🚶🏻‍♂'
آنچنان دلبر بود که ناگهان به خود آمدیم دیدیم، آمیخته شده با ما سرشتِ او ..
𝑹𝒊𝒑𝒂𝒓𝒐 | ܢ݆ߺܝ̇ߺߊ‌ܣܭَߊ‌ܘ
- بسم الله الرحمن الرحیم - " رابطه خواهر و برادری ما برعکس همه که جنگ دعواس واسه ما ته رفاقت بود ؛
- بسم الله الرحمن الرحیم - - ببینید من پرونده شمارو بررسی کردم ؛ مسعود جان هم مثل برادر بنده میمونه هرکاری از دستم بربیاد دریغ نمیکنم ؛ ولی متاسفانه هیچ مدرکی دال بر اینکه پدر شما یعنی اقای علریضا محجوب بیگناهه نیست ؛ تموم شواهد و مدارک بر علیه ایشونه به علاوه اینکه دقیقا چند روز بعد خالی شدن حساب شرکت به حساب پدر شما پول واریز شده ؛ حالا اگه سوالتون اینه از چه حسابی ؟! باید عرض کنم از همون حساب و سایتی که پدر شما مسئول حساب رسیش بودن و عملا ما فعلا با این مدارک به جایی نمیرسیم ! " حرف های رفیق مسعود که وکیل پرونده بابا بود دور سرم میچرخید ؛ صداش تو سرم اکو میشد تموم تنم میلرزید ؛ انگار همچی برنامه ریزی شده بود که بابا زمین بخوره ؛ شهادت دادن من و گفتن اون حرفا که پشت تلفن شنیدم هیچ کمکی نمیکرد من فامیل درجه یک بابا بودم عملا حرف ها و شهادت های من بی فایده بود ؛ مامان همه این چند روزی که بابا نبود لب به غذا نمیزد ؛ شب روزش شده بود دعا کردن واسه بابا ؛ تو نبود بابا خونه غیرقابل تحمل شده بود انگار هیچوقت روز نمیشد ما تو شب گیر کرده بودیم ؛ به هر دری میزدیم بسته بود پرونده رو به هر وکیلی نشون میدادیم همون حرفای تکراری میزد ؛ هیچ راهی واسه اثبات بی گناهی بابا نمونده بود با شهادت های من توی دادگاه تصمیم نهایی به مدت یک ماه عقب تر افتاد ؛ تصمیم خودم گرفته بودم میدونستم این راهی که قراره برم قرار نیست بی ضرر باشه ولی من فقط ۱ ماه واسه نجات دادن بابا از منجلابی که براش درست کرده بودن وقت داشتم ولی تنهایی نمیتونستم من مثل همیشه به دلگرمی ها و کمک های مسعود احتیاج داشتم ولی نمیدونم هم راهم میشه تو این مسیری که معلوم نیست تهش چیه یا نه ؛ - دیوونه شدی مریم ؟! این چرندیات چیه که میگی ؟! بری تو دم دستگاه رحیمی که چی بشه ؛ که به خیال خودت مدرک جور کنی واسه بابا ؟! تو فکر میکنی این آدمایی که یه جوری همچیو کنار هم چیندن تا بابا رو مقصر کنن اجازه میدن تو بیای کاسه و کوزشون خراب کنی ؟! مریم : مسعود ما فقط یک ماه فرصت داریم ؛ میگی چیکار کنم ؟! وایستم ببینم بابا بیگناه میره تو زندان ؟! مامان رو دیدی اصلا ؛ یه چشمش اشکه اون یکی خون ! " حرفام داشت تاثیر خودش رو میزاشت ؛ مسعود داشت کم کم راضی میشد ؛ من همین میخواستم ؛ بودن مسعود ! بدون اون دل و جرئت هیچ کاری رو نداشتم " - باشه مریم ؛ ولی به یه شرطی ! من به عنوان وکیل میرم تو دم دستگاهشون تو نه الان و نه هیچوقت دیگه قرار نیست دم خور این آدما بشی فهمیدی ؟! تو از همین بیرون هم هوای من و داشته باش هم بقیه کارایی که از دست من برنمیاد انجام بده ! " همه چی داشت خوب پیش میرفت ؛ با جور کردن سابقه و رزومه کاری عالی و جعلی برای مسعود به راحتی میتونست استخدام بشه ؛ تنها چیزی که نیاز داشتیم اسم و فامیلی فیک بود ؛ خیلی حواسمون باید جمع میکردیم کوچیک ترین اشتباهی باعث میشد دیگه هیچ راهی واسه نجات بابا نداشته باشیم ؛ - سپهر ؛ هم اسم قشنگیِ هم باکلاسه ! چطوره مریمی ؟! - مریم : دیوونه ای توام بخدا مسعود ؛ جون به جونت کنن نمیتونی جدی باشی ؛ پس فامیلیتم بزار ستاری ! به اسم باکلاستم میاد اقا مسعود ؛ - بگو سپهر جانِ ستاری دهنت عادت کنه (صدای خنده هاش فضای خونه رو پر کرد ) کپی بدون آیدی منبع مجاز نیست ! @aye_110
تو زندگی یاد بگیرین هیچ‌وقت شبیه انگشت کوچیک پا نباشین، یعنی برای جلب توجه خودتون رو به در و دیوار نکوبین !
- چه بگویم درباره‌یِ تو؟! از زمانی که تو وارد زندگی ام شدی هر چیزی برایم تازگی دارد و تو دلیل شادی من در زندگی هستی من کلمات زیادی برایِ نشان دادن احساسم به تو ندارم مگر آن که بگویم ممنونم♥️..
عزیزترین من🦋✨! میخواهم تورا به هیچکس نشان ندهم و از تو برای هیچکس حتی ذره ای سخن نگویم همیشه در قلبم پنهان باشی ؛ عاشقانه هایمان از چشم همه مخفی بماند و تنها در خلوتمان تصدق ذره ذره ی وجودت شوم آخر میدانی؟ به قول عباس معروفی آدم ها حسودند .. زمانه بخیل است و دنیا عاشق کش🚶🏻‍♂🌙!