𝑹𝒊𝒑𝒂𝒓𝒐 | ܢ݆ߺܝ̇ߺߊܣܭَߊܘ
- بسم الله الرحمن الرحیم - " رابطه خواهر و برادری ما برعکس همه که جنگ دعواس واسه ما ته رفاقت بود ؛
- بسم الله الرحمن الرحیم -
- ببینید من پرونده شمارو بررسی کردم ؛ مسعود جان هم مثل برادر بنده میمونه هرکاری از دستم بربیاد دریغ نمیکنم ؛ ولی متاسفانه هیچ مدرکی دال بر اینکه پدر شما یعنی اقای علریضا محجوب بیگناهه نیست ؛ تموم شواهد و مدارک بر علیه ایشونه به علاوه اینکه دقیقا چند روز بعد خالی شدن حساب شرکت به حساب پدر شما پول واریز شده ؛ حالا اگه سوالتون اینه از چه حسابی ؟! باید عرض کنم از همون حساب و سایتی که پدر شما مسئول حساب رسیش بودن و عملا ما فعلا با این مدارک به جایی نمیرسیم !
" حرف های رفیق مسعود که وکیل پرونده بابا بود دور سرم میچرخید ؛ صداش تو سرم اکو میشد تموم تنم میلرزید ؛ انگار همچی برنامه ریزی شده بود که بابا زمین بخوره ؛ شهادت دادن من و گفتن اون حرفا که پشت تلفن شنیدم هیچ کمکی نمیکرد من فامیل درجه یک بابا بودم عملا حرف ها و شهادت های من بی فایده بود ؛ مامان همه این چند روزی که بابا نبود لب به غذا نمیزد ؛ شب روزش شده بود دعا کردن واسه بابا ؛ تو نبود بابا خونه غیرقابل تحمل شده بود انگار هیچوقت روز نمیشد ما تو شب گیر کرده بودیم ؛ به هر دری میزدیم بسته بود پرونده رو به هر وکیلی نشون میدادیم همون حرفای تکراری میزد ؛ هیچ راهی واسه اثبات بی گناهی بابا نمونده بود با شهادت های من توی دادگاه تصمیم نهایی به مدت یک ماه عقب تر افتاد ؛ تصمیم خودم گرفته بودم میدونستم این راهی که قراره برم قرار نیست بی ضرر باشه ولی من فقط ۱ ماه واسه نجات دادن بابا از منجلابی که براش درست کرده بودن وقت داشتم ولی تنهایی نمیتونستم من مثل همیشه به دلگرمی ها و کمک های مسعود احتیاج داشتم ولی نمیدونم هم راهم میشه تو این مسیری که معلوم نیست تهش چیه یا نه ؛
- دیوونه شدی مریم ؟! این چرندیات چیه که میگی ؟! بری تو دم دستگاه رحیمی که چی بشه ؛ که به خیال خودت مدرک جور کنی واسه بابا ؟! تو فکر میکنی این آدمایی که یه جوری همچیو کنار هم چیندن تا بابا رو مقصر کنن اجازه میدن تو بیای کاسه و کوزشون خراب کنی ؟!
مریم : مسعود ما فقط یک ماه فرصت داریم ؛ میگی چیکار کنم ؟! وایستم ببینم بابا بیگناه میره تو زندان ؟! مامان رو دیدی اصلا ؛ یه چشمش اشکه اون یکی خون !
" حرفام داشت تاثیر خودش رو میزاشت ؛ مسعود داشت کم کم راضی میشد ؛ من همین میخواستم ؛ بودن مسعود ! بدون اون دل و جرئت هیچ کاری رو نداشتم "
- باشه مریم ؛ ولی به یه شرطی ! من به عنوان وکیل میرم تو دم دستگاهشون تو نه الان و نه هیچوقت دیگه قرار نیست دم خور این آدما بشی فهمیدی ؟!
تو از همین بیرون هم هوای من و داشته باش هم بقیه کارایی که از دست من برنمیاد انجام بده !
" همه چی داشت خوب پیش میرفت ؛ با جور کردن سابقه و رزومه کاری عالی و جعلی برای مسعود به راحتی میتونست استخدام بشه ؛ تنها چیزی که نیاز داشتیم اسم و فامیلی فیک بود ؛ خیلی حواسمون باید جمع میکردیم کوچیک ترین اشتباهی باعث میشد دیگه هیچ راهی واسه نجات بابا نداشته باشیم ؛
- سپهر ؛ هم اسم قشنگیِ هم باکلاسه ! چطوره مریمی ؟!
- مریم : دیوونه ای توام بخدا مسعود ؛ جون به جونت کنن نمیتونی جدی باشی ؛ پس فامیلیتم بزار ستاری ! به اسم باکلاستم میاد اقا مسعود ؛
- بگو سپهر جانِ ستاری دهنت عادت کنه (صدای خنده هاش فضای خونه رو پر کرد )
#گلاریس
#پارتهفدهم
کپی بدون آیدی منبع مجاز نیست !
@aye_110
تو زندگی یاد بگیرین هیچوقت شبیه انگشت کوچیک پا نباشین، یعنی برای جلب توجه خودتون رو به در و دیوار نکوبین !
- چه بگویم دربارهیِ تو؟!
از زمانی که تو وارد زندگی ام شدی
هر چیزی برایم تازگی دارد و تو دلیل شادی من در زندگی هستی من کلمات زیادی برایِ نشان دادن احساسم به تو ندارم
مگر آن که بگویم ممنونم♥️..
عزیزترین من🦋✨!
میخواهم تورا به هیچکس نشان ندهم و از تو برای هیچکس حتی ذره ای سخن نگویم همیشه در قلبم پنهان باشی ؛
عاشقانه هایمان از چشم همه مخفی بماند و تنها در خلوتمان تصدق ذره ذره ی وجودت شوم آخر میدانی؟
به قول عباس معروفی آدم ها حسودند ..
زمانه بخیل است و دنیا عاشق کش🚶🏻♂🌙!
عاشقانه ترین ابراز علاقه هم متعلق به شاملوئه اونجا که میگه :
من غرور مطلقم آیدا ؛
و افتخار من این است که بنده ی تو باشم :)!📿🙇🏻♂
چقدر جای تو ، اینجا ، در کنار من ،
توی نگاه من ، خالی است !
گو این که لحظهای بی تو نیستم . .
خودت بهتر میدانی : من ، برای آن که
از خودم خبری بگیرم ،
باید از تو شروع کنم !
نفسی نمیکشم مگر این که با یاد تو باشد !
قلبم نمیتپد مگر این که یادش باشد
زندگی دوباره را از کجا شروع کرده است ،
مگر این که یادش باشد برای چه میتپد !
آه که اگر فقط این دوری اجباری از تو نبود ،
اگر فقط تو را در کنار خود داشتم ،
میتوانستم بگویم که آرامترین ،
شادترین و امیدوارترین روزهای عمرم را
میگذرانم ! 🪵🌱♥️
امروز شما به همین سطل آشغالم
زیادی بها بدی ادای گاوصندوق
درمیاره . .
دیگ آدما که وضشون مشخصه . !
𝑹𝒊𝒑𝒂𝒓𝒐 | ܢ݆ߺܝ̇ߺߊܣܭَߊܘ
- میشود ‹ کسی › بیایید ك آمدنش . .
تمامِ رفتن ها را، تمامِ حسرت ها را
𝑹𝒊𝒑𝒂𝒓𝒐 | ܢ݆ߺܝ̇ߺߊܣܭَߊܘ
تمامِ رفتن ها را، تمامِ حسرت ها را
تمامِ نیامدن ها را، تمامِ نداشتن ها را