به قولِ استاد :
« اینجا نمیشه به کَسی نزدیک شد ؛
آدما از دور دوست داشتَنیترن . . . »'))!🖤'🗞'
± میگه که :
چاییات را میخوری با دیگران ای بیوفا :
میرسی بر من سخن از قندِ خونت میزنی؟!
شبای پاییز اینطوریه که یهو ، غلیظ و بیدلیل احساس تنهایی میکنی و فقط بغل میخوای :)!
تو چند ساعت میخوابی که واسه زندگی سرحالتر باشی ، ما میخوابیم که چند ساعت زندگی یادمون بره :)!
ما مثل هم نیستیم .
وقتشه دستت رو بگیرم ، ببرمت روی یکی از ابرهای پشمکی و صورتی برات خونه بسازم و همونجا با همدیگه زندگی کنیم =)!☁️'💜
- ولی وقتی میبینمش دلم میخواد مثل رسول ادهمی بهش بگم : چه آشکار دلبری :)!
ای بابا جمشید ! اصلا گل چیه !
بخواد گلُ خشک کنه بزاره لای دفترچه که چی ؟
نمیخواد بابا . .
یه ده کیلو پرتقال میگیریم میدیم بش بخورہ
با پوستشم واسمون گل درست کنه
مام هی بگیریم دستمون ؛ هی بوش کنیم
بگیم بوی تو رو میده دلبـر ^^🍊🧡!