من برق چشم های تورا دیده ام ؛ تو نیز
اشک مرا ببین که خداحافظی کنیم ..
دل کندم از کسی که دل از من بریده بود
صدبار پیش از اینکه خداحافظی کنیم :)!🚶🏻♂✨
𝑹𝒊𝒑𝒂𝒓𝒐 | ܢ݆ߺܝ̇ߺߊܣܭَߊܘ
- صفحه پنجم دفتر خاطراتش اینگونه نوشته بود : ‹ پدربزرگم فکر میکند من بلد نیستم درست و حسابی چای دم
صفحه شیشم دفتر خاطراتش اینگونه نوشته بود :
الهی اگه غمی هست عزیزم ؛ پناهی هم باشه 🌱
و چقدر حق میگه :)!
گفتمش با من بمان گفت هستم ؛ غم مخور
بی وفایان عهد های پوچ راحت میدهند ✨🚶🏻♂
من تورا با خون دل از یاد بردم لطف کن
هرکجا چشمت به من افتاد کج کن راه را🚶🏻♂✨ ..
𝑹𝒊𝒑𝒂𝒓𝒐 | ܢ݆ߺܝ̇ߺߊܣܭَߊܘ
شجاع هم نیستم .
من فقط مجبورم و اجبار انسان رو قوی و شجاع میکنه !(: